اخبار هواشناسی

اخبار هواشناسی یکی از پر مخاطب ترین بخش‌های خبری است که مشتری‌های خودش را دارد. به ویژه در فصل پاییز و زمستان دانستن وضع هوا برای مردم مهم است و در همه بخش‌های خبری اخبار هواشناسی گفته می‌شود. اخبار هواشناسی که امروز در تلویزیون وجود دارد از نظر بصری و طراحی گرافیکی و یا کروماکی با سال‌های گذشته تفاوت بسیار دارد و اجرا کنند‌گان این بخش‌ها هم که امروز تعداد‌شان به چندین نفر می‌رسد سعی می‌کنند با اجرایی متفاوت از سال‌های پیش خبرهای هواشناسی را به اطلاع مخاطب برسانند. اخبار هواشناسی بخش جذاب و پرمخاطبی است، این بخش همانند بخش ورزشی به دلیل جذابیتی که دارد کمتر دست‌خوش نوآوری می‌شود و اگر نوآوری در آن صورت بگیرد اغلب در وجه بصری آن است ومقوله گفتار مجری و آن‌چه که می‌گوید در درجه چندم اهمیت هم قرار ندارد، انگار همین‌که مخاطب از روی تصاویر و نشانه‌های طبیعی بفهمد که فردا قرار است باران ببارد برای سازند‌‌گان برنامه کافی است! ما به عنوان مخاطب چون از اول شروع بخش هواشناسی ذهن‌مان درگیر تصاویر ابر و باد و خورشید و… می‌شود کمتر به گفتار مجری دقت می‌کنیم و از گفتار او بیشتر جملات پایانی و اصلی را می‌شنویم که مثلا می‌گوید: ((پس با این حساب فردا و پس فردا باران خواهد بارید)) و بقیه حرف‌های او را که در مورد توده‌های کم‌فشار و پر‌فشار بیان می‌کند نمی‌شنویم، البته این نشنیدن به معنای این است که کلمات را می‌شنویم اما کامل درک نمی‌کنیم یعنی کلمات را همچون صدای محیطی هضم می‌کنیم و نگاه‌مان به نقشه‌هاست و گوش منتظر شنیدن جمله‌ای که نیاز داریم بشنویم، یعنی جمله‌ای که در آخر کلام است، آن جمله‌ی طلایی که به ما می‌فهماند فردا بارانی است یا نه. بقیه کلام مجری در واقع زاید است، یعنی آن‌چه برای ما اهمیت دارد این است که بدانیم فردا باران می‌بارد یا نه، این‌که توده‌ها از کجا آمده‌اند زیاد برای مخاطب مهم نیست، باریدن مهم است حالا توده از هر کجا که می‌خواهد آمده باشد. در بسیاری از شبکه‌های مهم خبری دنیا هم اخبار هواشناسی یا به صورت تصویری بدون کلام ارائه می‌شود و یا خیلی فشرده و بدون جملات مطول.
در سال‌های متمادی پخش اخبار هواشناسی، هیچ‌گاه کسی در رسانه ما ظهور نکرده است که این اخبار را با دایره واژگان نو و سبکی تازه ارائه کند. هرچند مجری هواشناسی آقای اصغری کمی در این زمینه فعالیت کرده است و سعی می‌کند با مکث‌ها و استفاده از زبان خودمانی و جملات صمیمی تفاوت در اجرا را ایجاد کند اما هنوز به اجرایی ایده‌آل نرسیده است. در این بین که اغلب مجریان هواشناسی اصلا توجه به بحث زبانی قضیه نمی‌کنند برخی از مجریان تازه وارد به این عرصه آن‌چنان به این بحث بی‌تفاوت هستند که باعث تعجب مخاطب می‌شوند. گفتیم که اغلب جملات ابتدایی مجریان هواشناسی توسط مخاطب درک و فهمیده نمی‌شوند و در حکم صدای محیطی و یا موسیقی هستند اما به نظر می‌رسد دو اتفاق می‌تواند باعث شنیدن تمام جملات مجری هواشناسی شود، نخست این‌که مجری از جملات ضروری، روشن و کوتاه استفاده کند و دوم این‌که مجری طوری غلط حرف بزند که هر گوش بی تفاوتی را خبردار کند. در یک بررسی اجمالی که در مورد یکی از بخش‌های خبر هواشناسی شبکه خبر انجام گرفته است، یکی از مجریان این بخش به طور متوسط و در نزدیک به بیست جمله‌ای که به کار برده است در آغاز  بیشتر از هفده جمله از کلمه ((اما)) استفاده کرده است. یعنی در واقع مجری محترمه هیچ جمله‌ای را بدون((اما)) آغاز نکرده است: ((اما نقشه‌های هواشناسی نشان می‌دهد که…اما در بیشتر نقاط کشور…اما با توجه به ورود سامانه پر فشار…اما در بیست‌و‌چهار گذشته…اما هوای تهران در سردترین ساعت…اما از روز شنبه و با ورد سامانه‌ی…اما بیشترین بارش باران در…اما نمودار منطقه نشان دهنده‌ی این است که…)) و این تکرار ((اما)) و جملات از این دست آدم را دیوانه می‌کند، انگار در جهان حرف ربط دیگری به جز ((اما)) وجود ندارد و نمی‌توان جمله‌ای را بدون حضور ((اما)) در آغاز جمله بیان کرد. به نظر می‌رسد کمی فکر کردن برای برنامه و دست‌کم نگرفتن مخاطب می‌تواند تاثیر خوبی بر بخش‌های هواشناسی بگذارد. شاید هم از بخشی که دارای جذابیت ذاتی است نباید انتظار بیشتری داشت. ولی این جا یک پرسش مطرح می‌شود وآن این است که برنامه‌سازان شبکه خبر و مدیران محترم این شبکه از این همه ((اما))ی هر روزه خسته نشده‌اند؟

پنج شنبه, ۲ اسفند ۱۳۸۶ | رضا ساکی

حافظ به سعی ساکی

پیش‌گفتار

دوست عزیز و هنرمندم، قربانت بروم، چناب آقای رضا ط.ساکی
وقتی شاهکار مشترک شما و جناب حافظ به دستم رسید، چنان ذوق کردم که عیال را در میانه‌ی پاساژ خرید لباس رها کردم و کل کار را در یک نشست و برخاست خواندم.
به‌گمانم تلاش شما برای ارائه‌ی چهره‌ای نو از حافظ و سعی ارزشمند شما در باقی ماندن اشعار او به هر نحو، ناشی از شناخت عمیق شما از روح کلمات و روح شعر و حتی روح حافظ و روح بشریت است؛ اعتقاد شما به روح کلمات، باعث شده است تا با خوانشی جدید از دیوان حافظ روبه‌رو شویم که به عقل جن هم نرسیده بود. شما هنرمند نویسنده هستید و خودکار خیلی مهم است و شما در نوشتن هم به خودکار توجه دارید و هم به نوع کاغذ. حرف بنده این است که اگر با سه نوع خودکار روی سه نوع کاغذ چیزی بنویسیم، سه ضرب‌در سه می‌شود نه، یعنی ما نه چیز مختلف داریم. حالا وقتی شما چیزی بنویسید که دیگر حتما خیلی مختلف است.
گمان می‌کنم این تقطیع تازه، بیانگر برجستگی‌های شما در حوزه‌ی موضوع هایکو و سایر فراورده‌های استاندارد ادبیات ژاپن است. شما به مصرع‌های حافظ پر پرواز بخشیده‌اید؛ البته جسارت می‌کنم و پیشنهاد می‌دهم که خیلی به آن‌ها بال و پر ندهید؛ چون اگر دست روزگار آن‌ها را بچیند، فاجعه‌ است.
بنده‌ی حافظ‌پژوه تا امروز ۴۷۸۳۹ بار حافظ را خوانده‌ام و حتی در خواب دیده‌ام که حافظ هم مرا می‌خواند؛ اما این حافظ‌پژوهی شما مرا به غبطه می‌اندازد.
پیشنهادهایم را در حاشیه‌‌ی بعضی صفحات نگاشته‌ام؛ به کلمه‌های طولانی رحم نکنید و روح آن‌ها را بیشتر به خوانندگان مدرن نشان بدهید. کل کار را برای عیال هم خواندم و خیلی ذوق کرد. پیشنهادش را به جان خریدم و هر چه حافظ به سعی هر کس جز شما داشتم، به سمساری بخشیدم. راستی چرا کتاب قطع بزرگتر و آبرومندتری ندارد تا هدیه‌ی ارزشمندی باشد؟ حیف است که «حافظ به سعی ساکی» در جیب جا بگیرد.

فدای تو
جلال سمیعی
+

حافظ به سعی ساکی

حافظ تو ختم
کن که
هنر خود
عیان شود

گفتم ای مسند
جم جام
جهان‌بینت کو

عن
قا
شکار کس نشود
دام بازچین

آن شد که
با
ر منت
مل
لاح
بردمی

ناامیدم مکن از
سا
بقه‌ی
لط
ف
ا
زل

به ملا
زمان
سل
طان
که رسا
ند این
دعا را

دل گفت
وصا
لش
به دعا
باز توان یافت

با
زآی
که
بازآید
عمر
شده‌ی حافظ

مکن به چشم
حقارت
نگاه
در من مست

به خر
من
دو جهان
سر فرو
نمی‌آرند

به بوی
نافه‌یی
کا
خر
صبا زان
طره
بگشاید

به داغ
بند
گی
مردن
بدین
در

یکی از عقل می
لافد
یکی طامات می
بافد

رند عالم سوز
را با
مصلحت
بینی چه
کار

تقطیع از استاد رضا ط.ساکی

+

چند روز پیش کتاب گرانبهای «حافظ به سعی ساکی» که استاد مسلم ساکی آن را به زیور چاپ آراسته‌اند، به دستم رسید و از خواندن آن لذت بردم و حیرت کردم و گریه‌ام گرفت. هر چند در مورد کار ارزشمند استاد باید سال‌ها تفکر کرد و بعد نوشت و هر چند توضیح کار استاد، خود کتابی می‌شود مشتمل بر ده جلد مقدمه و ده جلد تفسیر، ولی در این مدت اندک نکاتی را در مورد اهمیت کار استاد بیان می‌‌کنم تا همگان بفهمند استاد با حافظ چه کرده است.
من خیلی خوشحالم که بالاخره استادی چون استاد پیدا شد و حافظ را از یک زاویه‌ی دید دیگر نگریست و روح کلمات را درک کرد. نخست اهمیت کار استاد، توجه به وجه تخیلی کار حافظ است. استاد به زیبایی توانسته است خوانش جدیدی از شعر حافظ ارائه کند. واقعا اگر استاد نبود چه کسی می‌توانست مصرع‌های حافظ را این‌جوری یعنی یک جوری دیگر چاپ کند. اصلا استاد با این کار ثابت کرده که حافظ مبدع شعر نیمایی است، نه نیما. و اگر استاد کمی هم وقت بگذارند و ثابت کنند که نیما هم مبدع شعر حافظ است، ما نتیجه می‌گیریم که چقدر ادبیات ما قدمت دارد.
اما نکته‌ی دیگر، توجه استاد به علم عروض و تقطیع عروضی مصرع‌هاست که این کار خواننده را با نگرش جدیدی مواجه می‌کند و شکل تازه‌ای از کلمات به ما نشان می‌دهد که انصافا خنده‌دار است و این ثابت می‌کند چقدر شعر حافظ طنازانه است. به‌علاوه‌ این کار ذهن خواننده را وارد روح کلمات شعر حافظ می‌کند؛ کاری که تا به حال کسی در مورد روح  کلمات نکرده است. هر چند ممکن است در مورد خود روح کرده باشند.
نکته‌ی بعد‌ی این است که استاد در انتخاب این مصرع‌ها هیچ‌گونه چارچوبی نداشته است و همین جوری دیمی‌‌دیمی آن‌ها را انتخاب کرده است. واقعا چرا باید محققین و اهالی ادب با کسی که روح جدیدی از حافظ ارائه کرده است، مخالفت کنند؟ شما به کار استاد دقت کنید که چگونه بین کلمات و دور مصرع‌ها را خالی گذاشته است. این خالی گذاشتن برای این است که که ما از لحاظ وقت و زمان برسیم بین کلمات فکر کنیم. حتی خود حافظ هم به این فکر نکرده بود که خواننده ممکن است کار واجبی داشته باشد و بین کلمات مجبور باشد فکر کند یا برود جایی و زود برگردد.
اما نکته‌ی آخر طرح روی جلد و کاغذ مرغوب و قیمت بالای این کتاب است که باید مورد توجه اهل فن قرار بگیرد.

دکتر سالارکیا مقدم مرادی‌زاده‌ی دربندسری افشار
+

حافظ‌بازی
یا
بازی، بازی، با حافظ هم بازی؟!

چندی‌ست که کتاب مشکوکی با نام «حافظ به سعی ساکی» به دستم رسانیده‌اند که خواندنش باعث شده مصرف قرص‌های قلب این‌جانب بیشتر شود؛ جناب آقای ط.ساکی که گویا در برنامه‌سازی رادیویی مهارتکی دارند، به خود اجازه داده‌اند که اشعار حافظ را به شیوه‌ی نمونه‌گیری تصادفی در آمار دست‌چین کنند و سپس به همین مصرع‌ها هم رحم نکرده‌اند.
آقای موسوم به ط.ساکی معلوم نیست چرا و بر چه اساسی مصراع‌های حافظ را به این روز درآورده؟ آیا چنین سلاخی و اذیت و آزار روح کلمات، مردانگی‌ست؟ اگر هر کسی که در رشته‌ای از عالم فرهنگ و هنر نام‌آور شده است، بنشیند و این‌گونه دستی هم به حافظ برساند، دیگر چیزی از آن شاعر نام‌دار نمی‌ماند. نمی‌دانم ایشان که در رادیو محترم و چیره‌دست هستند، چگونه به خود حق داده‌اند تا با معیاری نامشخص و تخیلی در حق بسیاری از اشعار نغز حافظ تبعیض روا دارند و در زمانه‌ای که حفظ مفاخر فرهنگی از واجبات است، بیشتر آن‌ها را دور ریخته‌اند؟
درست است که ژان لوک گدار گفته »رادیو با آقای ساکی تمام شده است«، اما من عاجزانه از ایشان می‌خواهم که دیگر حافظ را تمام نکنند و این یکی را به دیگران بسپارند! در روزگار ما که با یک جلد زیبا و مقدمه و مؤخره‌ای از آدمی مشهور می‌توان کتابی پرفروش داشت، دیگر نیازی به تکه‌پاره کردن آن کتاب نیست!
کاش این روزها استاد شاملو زنده بود و می‌دید آدمی چون جلال سمیعی که روزگاری بدترین توهین‌ها را در حق روایت شاملو از حافظ روا داشته بود، حال برای روایت مشکوک آقاط ط.ساکی از حافظ چنین مقدمه‌ی حماسی‌ای می‌نویسد.
امیدوارم جامعه‌ی ادبی ما نسبت به چنین جفاکار‌ی‌ها در حق ادب پارسی واکنشی درخور نشان دهد، وگرنه روزی خواهد رسید که اشعار نیمایی را هم به نام غزل به نسل‌های بعدی غالب کنند.

دکتر مهرتاش ازلی

دوشنبه, ۱ بهمن ۱۳۸۶ | رضا ساکی

تاثیر گذارترین‌ها

از آنجاییکه یک بازی دیگر در وبلاگ ها راه افتاده و دوستان و آشنایان تاثیر گذارترین را بر خودشان می نویسند ما هم بر آن شدیم تا به روش خودمان و بدون اینکه کسی دعوتمان کند به صورت خودجوش و مردمی تاثیر گذارترین ها بر خودمان را بنویسیم تا همگان بدانند ما کی هستیم.
۱-    تاثیر گذار ترین شخصیت ادبی = حمد بن مسعود کک آل سیمجور خیلی بر روی من تاثیر گذاشته است .تاثیر این نابغه بر من از آنجا ناشی می شود که او هیچ کتابی ننوشته و اسمش هم هیچ جای تاریخ نیامده ولی از امرا و بزرگان سیمجوریان بوده.
۲-    تاثیر گذار ترین فرد= در تاریخ خاندان ما آمده که ما از تخم و ترکه ی سک بزرگ هستیم.سک بزرگ فرمانروای قوم ایرانی سک بود که بعدا کورش یا داریوش- یادم نیست- آنها را شکست داد.سکاها قوم بزرگی بودند و عمرا اگر هخ ها خودشان ایرانی نبودند تسلیمشان نمی شدند.سک بزرگ خیلی روی من تاثیر گذاشته است و من هم خودم را از تخم و ترکه ی او می دانم و سعی می کنم هی از او تاثیر بگیرم.
۳-    تاثیرگذارترین رابطه= تاثیر گذارترین رابطه ی مربوط به روزی است که خیلی خسته بودم و توی اتوبوس داشتم از چابهار می رفتم تبریز و یک آقایی کنار من بود که اجازه داد سرم را در طول سفر بگذارم روی شانه اش و بخوابم. این شانه خیلی در زندگی روی من تاثیر گذاشته.
۴-    تاثیرگذارترین اس ام اس= یک روز یک اس ام اس اشتباهی برایم آمد که مرا متوجه این قضیه کرد دختر ی که دوست اش دارم زید حمید است و قبلا زن مرتضی بوده و حالا هم قصد دارد با علی ازدواج کند این اس ام اس خیلی بر روی من تاثیر گذاشت و علی آن را فرستاده بود.
۵-    تاثیر گذار ترین لحظه= اوایل بازی ایران ژاپن روی خر پشته بودم و داشتم آنتن را تنظیم می کردم که یکهو پسر عمه ام داد زد گل که فریاداش باعث شد موبایل از دستم بیفتد و بشکند .وقتی پایین رفتم و فهمیدم استاد اسدی به خودمان گل زده آن لحظه خیلی روی من تاثیر گذاشت.

چهارشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۸۵ | رضا ساکی

وزن تک بیت‌های لری و لکی

اساس شعر لری در موسیقی لرستان بر تک بیت است. این تک بیت‌ها که هرکدام روایت کننده یک موضوع خاص هستند گاهی در یک ساختار عمودی چنان کنار یکدیگر قرار می‌گیرند که شنونده یا خواننده این احساس را پیدا می‌کند که این تک بیت‌ها در یک قالب و موضوع خاص و از طرف یک فرد سروده شده‌اند در صورتی که چنین نیست. در سال‌های اخیر برخی از پژوهش‌گران  کوشیده‌اند که شعر لری را هم به سمت عروض عربی سوق دهند و به کلی منکر ساختار هجایی در شعر لری شده‌اند. البته با کمی مته به خشخاش گذاشتن می‌شود برای برخی از آنان ساختار عروضی تراشید اما اصل مسئله هجایی بودن این تک بیت‌هاست که بسیار هم نمایان است.

اگر کمی به گذشته نگاه کنیم و ادبیات ایران زمین را در پیش از اسلام مورد بررسی قرار دهیم به شباهت‌های بسیاری میان سروده‌های اوستا و تک بیت‌های لری بر می‌خوریم. از آثار با قیمانده از زبان ایرانی باستان «گاهان» و «یشت‌ها» منظوم است و به نظر می‌رسد که بخش‌هایی از کتیبه‌های فارسی باستان هم منظوم باشد. اشعار «گاهان» هجایی بوده‌اند یعنی هر بیت از یک شعر از تعداد معینی از هجاها تشکیل می‌شده است  بدین صورت که مثلا در گاه اول (از یسن ۲۸ تا ۳۴) از پاره‌های سه بیتی تشکیل شده است هر بیت شانزده هجا دارد که هفت هجا از آن مصراع اول و نه هجا از آن مصراع دوم است. البته ما در تقطیع عروضی اوزان ده هجایی به این نکته بر می‌خوریم که سرایندگان شاید گوشه چشمی به وزن شاهنامه و بحر «متقارب» داشته‌اند که شاید به دلیل علاقه زیاد به شاهنامه‌خوانی در لرستان تک‌ بیت‌های لری را هم در ریتم و حال وهوای وزن شاهنامه یا بهتر بگوییم بر اساس هجای آن می‌سروده‌اند. مثلا در بیت (دته ناز نکه سیقه نازت بام/ سیقه کراسکه یخه وازت بام) مصرع اول به نوعی فعولن فعولن فعولن فع است ولی مصرع دوم از لحاظ عروضی اشکال دارد چراکه هجای اول (کراسکه) را نمی‌توان بلند گرفت و کوتاه است. این بیت نمونه‌ی خوبی برای ذکر این نکته است که شعر لری عروضی رسمی نیست. اما نکته قابل توجه در اشعار دوازده هجایی لری است .مثلا (تو عزیز دلمی ینو کل خیالن / عاشقون که دلسوخته چش انتظارن) که بیشتر تک بیت‌های میرنوروز و نیز ابیاتی که در آواز لری خوانده می‌شود در این هجاست. این بیت‌ها قابل تقسیم به هفت هجا و پنج هجاست و اساسا بر همین مبنا سروده شده که کاملا مطابق با گاه پنجم (یسن ۵۳) در اوستاست که از پاره‌های چهار بیتی تشکیل شده است و مصراع های اول در بیت اول هفت هجا و مصراع‌های دوم آنها پنج هجا دارد و بیت‌های سوم و چهارم هر کدام سه مصراع دارد که مصراع‌های اول و دوم هر کدام هفت و مصراع‌های سوم هر یک پنج هجا دارد. اما اصل مطلب در اینجاست که متاسفانه آهنگ‌سازان وقتی برای ساختن ملودی سراغ این اشعار می‌روند با دیده انکار و به قولی با جبهه‌گیری به بازخوانی مجدد آنها می‌پردازند و فکر می‌کنند که اشعار اشکالات عروضی دارند و باید آنها را اصلاح کرد در صورتی که به گمان نگارنده اصل این اشعار هستند و ما باید با آگاهی از ساختار هجایی و یا حتی عروضی این اشعار را در کار آهنگ‌سازی به کار بگیریم. این که چرا گفتم ساختار هجایی و یا حتی عروضی به این دلیل است که دکتر وحیدیان کامیار در نقد کتاب موسیقی شعر می‌نویسد :

((دکتر شفیعی خود در مصرع سوم این شعر رودکی (ملکا جشن مهرگان آمد/ جشن شاهان و خسروان آمد/ خز بجای ملحم و خرگاه/ بدل باغ و بوستان آمد) که وزنش کاملا کمی یا عروضی است به حق همین ویژگی وزن آوازی را می‌بیند و می‌گوید که می‌توان تصور کرد که در کلمات خز و بجای با نوعی کشیدن هجاها و نه مشدد کردن کلمات وزن را سامان می‌داده‌اند، یعنی برای حفظ وزن کمی بعضی هجاها را ممتد یعنی غیر طبیعی تلفظ می‌کرده‌اند تا وزن محفوظ بماند. در این بیت نیز که بعضی آن را نخستین شعر فارسی گفته‌اند این ویژگی دیده می‌شود:
آهوی کوهی در دشت چگونه دوذا            یار ندارد بی یار چگونه بوذا
که وزن آن کمی و برابر با فاعلان مفعولن فعلاتن فعلن است که اصل وزن فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن است که طبق اختیارات شاعری به جای اولین فعلاتن وزن فاعلاتن آمده و طبق قاعده ابدال فعلاتن دوم بدل به مفعولن شده پس وزن این شعر کاملا درست است و فقط در مصرع دوم هجای «ن» را باید کش داد تا وزن محفوظ بماند. پس در این گونه اشعار اصل محفوظ ماندن وزن کمی است اگرچه به قیمت غیر طبیعی تلفظ کردن بعضی هجاها تمام شود. به عبارت دیگر بعضی از واژه‌ها را را طوری تلفظ می‌کنیم که وزن کمی حفظ شود. این تغییر کمیت هجاها که برای حفظ وزن صورت می‌گیرد یکی از اختیارات شعر آوازی است و در آواز اشکال تغییر کمیت محسوس نیست اما ادیبان و شاعران و عروضیان که با معیارهای شعر رسمی سخت عادت کرده‌اند این اشعار را با همان معیارهای تلفظی و تقطیعی عروض شعر رسمی تلفظ می‌کنند و می‌سنجند، لذا به نظرشان درست نمی‌آید. در هر صورت وزن کمی شعر فارسی بعد از اسلام ادامه‌ی وزن کمی شعر پیش از اسلام است که به جهت مستقل شدن شعر از موسیقی ویژگی‌های شعر آوازیش را تدریجا از دست داده است و الا در کمی بودن وزن هیچ تفاوتی میان شعر پیش از اسلام و بعد از اسلام وجود ندارد.))

با توجه به آنچه که گفته شد باید با این نکته دقت کرد که آهنگ‌سازان گاه برای ساختن یک قطعه موسیقی شماری از اشعار ده هجایی لری یا لکی را انتخاب می کنند و همان طور که بیان شد این تک بیت‌ها را طبق یک توالی معنایی در یک ساختار عمودی قرار می‌دهند و بعد شروع می‌کنند به ساختن آهنگ یا ملودی. اما از آنجایی که آهنگ‌ساز گمان می برد اشعار وزن عروضی دارند و همه با هم منطبق هستند ملودی را روی یکی از بیتها زمزمه می‌کند ولی در ادمه ممکن است در بعضی از بیت‌ها دچار مشکل شود و در نهایت مشکل را با حذف بیت و یا دستکاری در بیت مرتفع کند. من به شخصه از یکی از موسیقی‌دانان لرستانی شنیده‌ام که برای بیت لکی (امشو دیم و خاو کوگی مشاقان/ تو مرز لیلی بی مجنون ملاوان) بیت دیگری پیدا نکرده است که شاید با توجه به آنچه که گفته شد بتوان برای آن بیت‌های دیگری جستجو و انتخاب کرد. به هرحال چه بپذیریم که تک بیت‌های لری و لکی هجایی و بر اساس اشعار یسنا سروده شده‌اند و یا آنها هم آنطور که دکتر شفیعی و وحیدیان کامیار اذعان دارند دارای وزن کمی البته با اختیارات و نوع خوانش متفاوت چون شعر سده‌های دوم و سوم هجری هستند نمی‌توان منکر این قضیه شد که وزن اصلی بسیاری از این تک بیت‌ها با درست خواندن به ویژه در آواز رعایت می‌شود. اگر دقیق تر بگوییم در برخورد با تک بیت‌های لری و لکی به هیچ وجه نباید به کیفیت هجاها دقت شود هر چند ممکن است گاه کیفیت‌ها یکسان هم باشند. به نظر آهنگ سازان برای ساختن ملودی برای تک بیت های لری و لکی می‌توانند برای هر هجا بدون توجه به کیفیت آن بیش از یک نت استفاده کنند (ملیسم ماتیک) که شبیه این اتفاق در آواز «سیت بیارم» یا «هی وله» به وضوح اتفاق می‌افتد چنانکه به سختی می‌توان از ملودی و سیر آهنگ وزن شعر را اقتباس کرد. شاید یکی از دلایل این که بسیاری از تک بیت‌های لری و لکی که از بهترین این تک بیت‌ها هم هستند هنوز نتوانسته‌اند وارد موسیقی لری شوند همین اختلافات و عدم توجه به نوع خاص وزن آنها بوده است.

سه شنبه, ۲ اسفند ۱۳۸۴ | رضا ساکی