نژادپرستی در وایبر

ماجراهای اداره:

یک گروه وایبری داریم به نام گروه اداره. من و مرادی و اسدی و خادمی و محمدی و صابر و بچه‌های دیگر در آن هستیم. البته فقط آقایان اداره. خانم‌ها هم لابد برای خودشان گروه دارند. مرادی از امروز صبح پیچیده بود به پای صابر که چرا عکس‌های نژادپرستانه می‌گذارد.

صابر می‌گفت: نژادپرستی کدام است واقعیت تاریخی است. مرادی می‌گفت: خجالت بکش. زشت است. حتی به دشمن خودت هم توهین نکن. صابر: توهین؟ یعنی مشخص نیست وقتی ما تخت‌جمشید داشتیم آن‌ها هنوز… مرادی فریاد می‌ِزد: این الفاظ فاشسیتی را تکرار نکن صابر. از قهر خدا بترس مومن. صابر می‌گفت: آن کسی که باید از قهر خدا بترسد آن‌ها هستند نه من.

مرادی از صبح یک‌ریز به صابر می‌گوید فاشیست و صابر هم به او می‌گوید صهیونیست. یعنی اگر در کودکستان کار می‌کردم از این‌جا بهتر بود. حتی جلو ارباب‌رجوع هم مراعات نمی‌کردند. صابر یکی را فرستاده بود بالای سر مرادی و گفته بود برو تا آن آقای صهیونیست کارت را انجام بدهد. ارباب‌رجوع هم رفته بود زنگ زده بود به 113 خبر داده بود که کارمندان با گرایش‌های مشهود در این اداره کار می‌کنند. بعد هم حراست آمد تا عصر ما را سین‌جیم کرد که این چه مسخره‌بازی است که راه انداخته‌اید.

دعوای مرادی و صابر اما تمام نشد. صابر تا شب یک‌ریز عکس می‌گذاشت توی وایبر و مرادی برایش طلب مغفرت می‌کرد. آخر هم کارشان به فتوشاپ کشید. صابر رفته بود یک عکس دسته‌جمعی اداره را درست کرده بود و به جای کله مرادی، کله نتانیاهو را گذاشته بود. مرادی هم عکس صابر را کنار هیتلر و موسولینی گذاشته بود و نوشته بود: سران فاشیست.

از همه بدتر پیام‌های‌ صابر بود که خصوصی می‌آمد. می‌فرستاد: آیا می‌دانید د… نام یکی از سرداران … برای صابر نوشتم: دست‌کم نژادپرستی باشعور باش. برایم نوشت: بی‌شعور خودتی. بعد هم عکس د… را برایم فرستاد که شمشیر به دست در حال کشتن دشمنانش بود!…

باقی بقای‌تان

از: خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) – طنز روز

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *