دولت صدای کلیک ملّت را بشنود!

اگر کامنت‌های همین ایسنای خودمان را یک جامعه‌ آماری در نظر بگیریم خواهیم دید که حرف ملّت یک چیز است:«این 45 هزارو نخواستیم به خدا حاضریم ماهیانه 45 هزارتومن هم بدیم ولی قیمتا برگرده!»

 البته می‌دانید که قطار یارانه‌ها از همان قطارهای بی‌ترمز است و بحث یارانه‌ها جمع نمی‌شود و ادامه پیدا می‌کند و دولت هم مجبور است ادامه بدهد و مردم هم مجبورند ادامه بدهند. حالا شاید سوال کنید چرا با آن همه تبلیغات درباره انصراف از گرفتن یارانه باز هم سایت رفاهی منفجر شده است. راستش پاسخ‌تان را باید جامعه‌شناسان بدهند، ولی از نظر من طنزنویس دولت اشتباه کرد، چون مردم ما یک عادتی دارند و این است که اگر هر چیزی را زیاد برای‌شان تکرار کنی و زیاد از آنها خواهش کنی که فلان کار را نکنید با خود فکر می‌کنند حتما کاسه‌ای زیز نیم‌کاسه است که این قدر اصرار می‌کنند یارانه نگیریم، بعد هم که هجوم می‌برند به سایت و سایت را می‌ترکانند. باور کنید اگر دولت تبلیغ می‌کرد همه باید در مرحله دوم یارانه‌ها شرکت کنند کسی شرکت نمی‌کرد. اما حالا همه شک کرده‌اند و شرکت می‌کنند و هر چه سایت بیشتر اخطار خطا بدهد، آنها بیشتر تلاش می‌کنند.

 پس با توجه به خوابیدن سایت رفاهی و هجوم بی‌وقفه مردم به این سایت برای ثبت‌نام یارانه و با توجه به عصبانی شدن مردم از خرابی سایت، مهم‌ترین و بهترین کار این است که دولت صدای کلیک ملّت را بشنود و کلا به همه یارانه بدهد و این ثبت‌نام‌بازی اینترنتی را تمام کند.

 باقی بقای‌تان!

باز نشر از سرویس فرهنگی هنری ایسنا – طنز و کاریکاتور

کشف ابَرجریان چاپندگان بیت‌المال

جراید: به قول بسیاری از نمایندگان مجلس و نفتی‌های پیشکسوت بابک زنجانی تنها ویترین شبکه‌ای خاص است و به تعبیری، حالا مهره سوخته همان‌ها شده است.

دقیقا همین‌طور است. بابک زنجانی علاوه بر اینکه ویترین شبکه‌ای خاص است، کاور و پوشش شبکه‌ای خاص هم هست و اصولا او از اول مهره بود و عاقبت مهره‌ها سوختن است. یعنی ب. ز خودش کاره‌ای نیست. او مرد ۱۶۴۷۵۶۵۸۵۶۴۸۴ یک جریان خاص است که آن جریان هم جریان چهارم از یک جریان بزرگ‌تر است که داخل ابَرجریانی به نام «چاپندگان بیت‌المال» قرار دارد. این ابَرجریان که با جریان‌های بزرگ بین‌المللی رابطه دارد یکی از بزرگ‌ترین جریان‌های خاورمیانه و آسیاست که با چاپندگان بیت‌المال دیگر کشور‌ها رابطه دارد و داد‌وستد می‌کند. این جریان‌ها چون جز به نفت و گاز و طلا دست‌اندازی نمی‌کنند جریان‌های پول‌داری هستند و حتا اگر کسی ویترین‌شان باشد ویترین پول‌داری است. حالا شما فکر کنید اینکه ویترین بود که این‌قدر مایه داشت آن‌ها که ویترین نیستند چقدر پول دارند!

بد نیست بدانید سلسله مراتب جریان‌های خاص بعد از ویترین به این شرح است: قفسه، دخل، کشو، میز، صندلی، انبار، خودکار، ورق، دستمال، جارو، تی، خاک‌انداز و ماله. ماله یکی از مهم‌ترین رده‌های جریان‌های خاص اقتصادی است. هر جریان خاص اقتصادی از دیگر رده‌ها مثل قفسه و میز فقط یکی دارد اما از ماله بی‌شمار دارد و همیشه در جریان‌های خاص اقتصادی مثل ابَرجریان چاپندگان بیت‌المال، صد‌ها ماله وجود دارد که وظیفه‌شان ماله‌کشیدن است.

باقی بقایتان!

باز نشر از سرویس فرهنگی هنری ایسنا – طنز و کاریکاتور

کسی در دریافتی من تحقیق کند گریه‌اش می‌گیرد!

یک فامیلی داریم که آن‌قدر وضعش خوب است که هر وقت عصبانی می‌شود به طرف می‌گوید من صدتا مثل تو رو می‌خرم و آزاد می‌کنم. راستش به دلیل همین عصبانیت است که من اغلب با او وارد بحث نمی‌شوم چون می‌ترسم من را بخرد و بعد آزاد نکند. این فامیل ما که ماشین آن‌چنانی، خانه آن‌چنانی، موبایل آن‌چنانی و همه چیز آن‌چنانی دارد طوری برای ثبت‌نام در سایت رفاهی حرص می‌زند که آدم فکر می‌کند نکند پشت آن همه آن‌چنانی، فقروفاقه‌ای نهفته باشد و این فامیل بیچاره آه در بساط نداشته باشد. راستش وقتی دیدم فامیل‌مان این‌قدر برای گرفتن یارانه عجله دارد با خودم گفتم نکند بی‌نوا ورشکسته شده است و چیزی نمی‌گوید. نکند دارد با سیلی صورتش را سرخ نگه می‌دارد. نکند محتاج است و ما چیزی نمی‌دانیم. نکند زندگی‌اش لنگ این 45 هزار تومان است؟ نکند روزهاست که غذا نخورده است. نکند…

در حالِ نکند نکند کردن با خودم بودم که یادم افتاد این فامیل از من خواسته بود گروه‌های درآمدی را برایشان بخوانم. الکی زنگ زدم و گفتم سایت باز شده است می‌خواهم اطلاعات را وارد کنم. تا شنید سایت باز شده است چنان فریاد زد که من هنگام گرفتن وام ازدواج کشیده بودم. انگار که ده ملیلیارد برنده شده باشد. گفت: الآن نمی‌توانم ثبت‌نام کنم می‌توانی برایم ثبت‌نام کنی؟ گفتم: عجله نکنید. گفت: من سفرم، همین الآن اطلاعاتم را وارد کن، ممکن است هر لحظه سایت بسته بشود. ممکن است سایت بخوابد، اطلاعات من را وارد کن. احساس می‌کردم با فقرترین و مظلوم‌ترین و بیچاره‌ترین و محتاج‌ترین ایرانی روی زمین حرف می‌زنم. کسی که واقعا باید یارانه بگیرد و اگر سهمی از یارانه نصیبش نشود ادامه زندگی‌ برایش سخت می‌شد. اما فامیل ما همچنان با دهان کف‌کرده پشت گوشی منتظر بود گروه‌های درآمدی را برایش بخوانم. صدای قلبش را از پشت گوشی می‌شنیدم. چنان تاپ‌تاپ می‌کرد انگار منتظر شنیدن خبری از اتاق عمل بود. خلاصه گروه‌ها را برایش خواندم، گفت: بزن زیر 600 هزار تومان. گفتم: واقعا؟ گفت: تو نمی‌دانی، دولت بعدا همه را حذف می‌کند و فقط به زیر 600 هزار تومانی‌ها یارانه می‌دهد،‌ آن هم ماهی 300 – 400 هزار تومان. گفتم: واقعا؟ گفت: بله. گفتم: حالا اطلاعات اصلی‌تان لو نرود. می‌دانید که ملاک سال 1392 است. گفت: بچه جان ما از دهه هشتاد به بعد پاک پاکیم. کسی در دریافتی من تحقیق کند گریه‌اش می‌گیرد. بی‌اختیار بغض کردم. لحظه‌ای به سکوت گذشت. گفت: چه شد، تأیید شد؟ گفتم: بله. فریاد زد: یِس. طوری گفت یس انگار سند ایالات متحده امریکا را به نامش زده باشند.

باقی بقای‌تان!

باز نشر از سرویس فرهنگی هنری ایسنا – طنز و کاریکاتور

نگوییم مرزبانان آزادشده، این‌ها متخلفان مرزی هستند!

رییس کمیته دفاعی کمیسیون امنیت‌ ملی و سیاست‌ خارجی مجلس با بیان این‌که باید چهار مرزبان آزادشده تنبیه شوند، گفت: تنبیه برای این است که در زمان انجام وظیفه دیگر این تخلفات تکرار نشود.

رییس فراکسیون ایثارگران مجلس با تأیید خواب بودن پنج مرزبان آزاد‌شده هنگام انجام وظیفه در مرز، افزود: من بودم، به جای برخورداری از خدمات آزادگی، آن‌ها را تنبیه می‌کردم تا در زمان انجام وظیفه دیگر این تخلفات را تکرار نکنند.

من هم با ایشان موافق هستم. دلیلی ندارد مرزبانان را مجازات نکنیم. آن‌ها با اسیر شدن، ملتی را نگران کرده‌اند و هزینه‌هایی برای نظام تراشیده‌اند. اصلا سربازی که بخوابد باید به اشد مجازات برسد، آن هم سربازی که با آخرین تجهیزات نظامی قرن، در منطقه صفر مرزی هر روز کباب کوبیده می‌خورد و ماساژ می‌گیرد. سربازی که ماهانه دو میلیون تومان حقوق می‌گیرد و خانواده‌اش تأمین است، چرا باید هنگام سربازی بخوابد و اسیر بشود؟ یعنی آن همه آموزش در بالا‌ترین سطح باید به اسارات منجر شود؟ این سربازان باید در مقابل محکمه پاسخگو باشند که چرا اسیر شده‌اند و چرا بعد از اسیر شدن خود را آزاده نکرده‌اند و چرا وقتی آزاد شده‌اند تروریست‌ها را با خود نیاورده‌اند و چرا در دوران اسارت لب به آب و غذا زده‌اند و چرا خود را نکشته‌اند و چرا وقتی وارد مام میهن شده‌اند، ضجه نزده‌اند.

من اگر بودم این خائنین به وطن را از‌ همان پاکستان، یک‌راست به صورت کلاغ‌پر می‌فرستادم به‌ همان نقطه‌ صفر مرزی تا ادامه‌ خدمت را انجام بدهند. به نظر اگر برای این سربازان هزار روز اضافه خدمت بزنند، کم است. این‌ها باید تا آخر عمر خدمت کنند تا دیگر مرزبانان بدانند نباید اسیر تروریست‌ها بشوند و نباید بخوابند و مرز جای خوردن نیست، چه رسد به خوابیدن و اجابت مزاج! مردم هم باید جلو احساسات خود را بگیرند تا قانون درباره‌ این متخلفین مرزی تصمیم بگیرد و آن‌ها را به اشد مجازات برساند. شلاق هم اگر بخورند حقشان است.

باقی بقایتان!

باز نشر از سرویس فرهنگی هنری ایسنا – طنز و کاریکاتور

نخواستیم، اصلا یارانه نخواستیم

راستش را بخواهید برای اولین‌بار می‌خواهم در سایت رفاهی ثبت نام کنم ولی از خدا پنهان نیست از شما چه پنهان باشد که میزان دریافتی و درآمدم را نمی‌دانم. نه این‌که آدم متمولی هستم که ندانم چه پولی از کجا به حسابم ریخته می‌شود. این ندانستن از مایه‌داری نیست؛ از چیز دیگری است. ما از آن دسته مردم نیستیم که پول نشمرده توی جیبشان می‌گذارند و مشت‌مشت از توی گاوصندوق تراول برمی‌دارند. ما همیشه جیبمان را با حساب پر می‌کنیم. یعنی همیشه حساب آن‌چه را در جیبمان هست داریم و اغلب هم می‌دانیم که چقدر باید جیبمان باشد، ولی نیست.

حتما می‌دانید در فرم ثبت‌نام یارانه نقدی «فاز دوم»، باید میزان درآمد خود را مشخص کنیم و اگر اشتباه مشخص کنیم بعدا طبق قانون و طبق امضایی که کرده‌ایم پدرمان را درمی‌آورند و زندگیمان به را به نفع یارانه‌ها مصادره می‌کنند. گروه‌های درآمدی که باید یکی از آن‌ها را مشخص کنیم به این ترتیب است: «کمتر از ۶۰۰‌ هزار تومان، از ۶۰۰‌ هزار تومان تا یک‌ میلیون ‌تومان، از یک تا دو میلیون‌ تومان، از دو تا دو و نیم میلیون‌ تومان و بیشتر از دو و نیم میلیون‌ تومان در ماه.» راستش من جزو سه گروه‌ درآمدی هستم. چون در کار فرهنگی، همیشه همه جا پول آدم را سر وقت نمی‌دهد و شما همیشه یک جور حقوق نمی‌گیرید. مثلا اگر یک ماه فقط از رادیو پول بگیرم می‌شوم کمتر از ۶۰۰‌ هزار تومان. اگر رادیو پول بدهد و ایسنا هم واریز کند می‌شوم از ۶۰۰‌ هزار تومان تا یک‌ میلیون ‌تومان. اگر رادیو بدهد، ‌ایسنا هم بریزد و چلچراغ هم حقوق بدهد می‌شوم از یک تا دو میلیون‌ تومان! و البته هیچ‌گاه به بالای دو میلیون تومان نمی‌رسم چون اصلا قلبم ظرفیت مبالغ بالا را ندارد و سیستم بانکی هم اجازه نمی‌دهد مبالغ هنگفت وارد حساب‌های معمولی ما بشود.

خودم می‌دانم که این نهادهای فرهنگی هیچ‌وقت با هم حقوق نمی‌دهند و من باید کمتر از ۶۰۰‌ هزار تومان را علامت بزنم ولی راستش می‌ترسم یک ماه این‌ها با هم حقوق بدهد و من را ببرند توی دسته از یک تا دو میلیون‌ تومان و بعد‌ همان روز آن پولی که از سال ۸۷ دست یک نهاد فرهنگی دارم هم به حسابم واریز شود و بعد‌ همان روز بازرسان بیایند تحقیق کنند و ببینند من اطلاعات نادرست داده‌ام و بعد دستگیرم کنند ببرند پیش ب‌. ز. آب‌خنک بخورم و بلکه زود‌تر محاکمه بشوم و اموالم مصادره بشود و تبدیل بشوم به نماد مبارزه با اخلال‌گران اقتصادی و شانس بیاورم و حبس ابد بگیریم. نخواستیم. اصلا یارانه نخواستیم. شانس نداریم که اگر پرونده‌مان به راه افتاد بیست سال طول بکشد، اگر شانس من است چهارروزه بررسی می‌شود.

باقی بقای‌تان!

باز نشر از سرویس فرهنگی هنری ایسنا – طنز و کاریکاتور

نهادینه کردن حجاب با آجیل!

روی بیلبورد نوشته شده است: دخترم این یک قانون است، چیزهای باارزش‌تر پوشش محکم‌تری دارند! بالای این نوشته هم یک مشت تخمه و گردو و بادام و فندق ریخته‌اند. یعنی این‌که گردو و بادام و شاید فندق در میان آجیل باارزش‌ترند و پوشش محکم‌تری دارند. البته بر سر این‌که فندق هم پوشش محکمی دارد یا نه بین دوستان بحث است اما پوشش فندق از تخمه کدو محکم‌تر است و در آن شکی نیست.

ترویج امر ارزشی حجاب با آجیل بدون شک بی‌سلیقگی است و در کنار این بی‌سلیقگی بی‌دانشی هم وجود دارد، چون قیمت گردو و بادام کاغذی که با یک فشار کوچک انگشتان باز می‌شوند، بعضا از گردوی سخت و بادام سفت، گران‌تر است و مغز آن‌ها هم مرغوب‌تر است. یعنی از نظر علمی چیزهای باارزش همیشه پوشش محکم‌تری ندارند و همچنین برخی از چیزهای دیگر هم که پوشش محکمی دارند، زیاد باارزش محسوب نمی‌شوند و آفت هستند. یعنی آدم در طول شبانه‌روز دقایقی هم مطالعه علمی داشته باشد بد نیست،‌ دست‌کم به درد تبلیغات می‌خورد.

یعنی این نوع تبلیغات بیش‌تر ناهی از حجاب هستند تا آمر به معروف حجاب. حالا باز خدا پدرشان را بیامرزد سراغ آجیل رفتند. چیزهایی بدتر از آجیل هم هست. مثلا زره محکم‌ترین پوشش است اما آیا برای تبلیغ حجاب باید از زره استفاده کنیم؟ اگر دوستانی باشند، می‌گویند بله! حالا در این زمینه حرف هم که بزنی می‌گویند اووووو! با تبلیغ و تشویق به حفظ حجاب مشکل داری!؟ ولی ما حاضریم مناظره برگزار کنیم تا ثابت شود چه کسی بعضا به این مفاهیم ارزشی بیش‌تر لطمه وارد می‌سازد؛ البته به شرطی که مناظره قواعد اخلاقی داشته باشد و یادآور برخی خاطره‌های سال‌های اخیر نباشد.

باقی بقای‌تان!

باز نشر از سرویس فرهنگی هنری ایسنا – طنز و کاریکاتور

تلفات 6 هزار نفری در حوادث رانندگی نوروز!

روز سیزدهم فرودین در جمع خانوادگی نشسته بودم و به تحلیل، تفسیر، تأویل و ترجمه اقوامم از مسائل سیاسی روز گوش می‌کردم:

عموزاده: می‌دونین پیامک روحانی کار اسراییلی‌ها بوده؟

همه با هم: عجب!

عمه‌زاده: مرض داشتن مگه؟

عموزاده: تو فهم سیاسی نداری، اسراییلی‌ها این پیامک تبریک رو زدن تا بگن ما قدرت داریم سیستم پیامک کشور رو کنترل کنیم.

همه با هم: عجب!

عمو: شنیدم افزایش قیمت بنزین جزو خواسته‌های 1+5 بوده؟

عمه‌زاده: مرض داشتن مگه؟

عمو: می‌خوان بنزین رو گرون کنن تا به مردم فشار بیاد و مردم بنزین نزنن تا بنزین ایران به غرب صادر بشه!

همه با هم: عجب!

دایی: می‌دونستین نقی معمولی قهرمان جهان بوده؟

عمو: بازیش که همین دیشب زنده پخش شد.

عموزاده: حقش بود قهرمانی.

پسرخاله: اون زن چینی برای تبلیغ انصراف از یارانه چهار میلیارد گرفته.

همه با هم: عجب!

خاله: می‌گن هاشمی وقتی رییس‌جمهور بوده کیش رو خریده، امسال همه تعطیلات اون‌جا بوده. حالا هم روحانی داره قشم رو می‌خره، ندیدید عید رفته بود اون‌جا!

همه با هم: عجب!

زن‌دایی: یعنی احمدی‌نژاد جزیره نداره؟

دایی: حالا بذار بنزین بشه لیتری سه‌هزار تومن بهتون می‌گم.

همه با هم: عجب!

عموزاده: می‌دونستی وایبر مال یکی از آقازاده‌هاست؟ ندیدی پیام تبریک نوروز داد.

پسر باجناق: می‌دونستید این سربازهای اسیر رو خود ایران داده به تروریست‌ها تا اتحاد ملی ایجاد کنه؟

همه با هم: عجب!

خاله: می‌دونستین آب دریاچه ارومیه خشک نشده، فروخته شده!

همه با هم: عجب!

شوهرعمه: خبر دارم تو تعطیلات امسال شش‌هزار نفر تو حوادث رانندگی کشته شدن ولی گفتن خبرش رسانه‌یی نشه.

شوهرخاله: می‌دونستین خورشید پارسال خاموش شده و الآن داره با بمب‌های هسته‌یی که روسیه و آمریکا بهش شلیک می‌کنن کار می‌کنه.

همه با هم: عجب!

خانواده شما را نمی‌دانم ولی در خانواده ما این‌طوری بحث سیاسی می‌شود.

باقی بقای‌تان!

باز نشر از سرویس فرهنگی هنری ایسنا – طنز و کاریکاتور