بدون وزارت فرهنگ و ارشاد نمی‌توان زندگی کرد!

این روزها بحث بر سر این که چه کسی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خواهد شد، داغ داغ است. دلیل این داغی هم اهمیتی است که وزارت ارشاد دارد! اما چرا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مهم‌ است و چرا وزارت مسکن و شهرسازی یا کشاورزی یا صنایع به اندازه‌ی وزارت ارشاد مهم نیستند؟

خب برای پاسخ به این سؤال باید از سپیده تاریخ شروع کنیم؛ جایی که انسان غارنشین زندگی می‌کند. انسان غارنشین انسانی بوده است با کم‌ترین سطح مطالبات. یعنی در سپیده‌دم تاریخ اصلا مطالباتی مثل حالا وجود نداشته است، هر چه هم نیاز و مطالبه بوده، از دل طبیعت به دست می‌آمده است. در روزگار غارنشینی نه کمباین وجود داشت، نه آپارتمان، نه چرخ، نه برق و نه هیچ چیز دیگری که ربطی به وزارت‌خانه‌های مسکن، کشاورزی، صنایع و یا تعاون و رفاه اجتماعی داشته باشد! اما در همان دوران آواز وجود داشت و مردم چیزهای برای خود می‌خواندند! در آن دوره نقاشی وجود داشت که هنوز آثارش در جای‌جای ایران بویژه لرستان مشاهده می‌شود. یعنی در دوره‌ی غارنشینی هم چیزی که به وزارت فرهنگ و ارشاد ربط داشته باشد، وجود داشته است.

اهمیت وزارت ارشاد دلایل دیگری هم دارد. دلیل مهم‌تر این است که ما بدون وزارت فرهنگ و ارشاد نمی‌توانیم زندگی کنیم، ولی بدون وزارت‌های دیگر می‌توانیم زندگی کنیم! یعنی آدم بدون مسکن می‌تواند زندگی کند، نمونه‌اش خود من که مسکن ندارم، ولی زنده‌ام و مستأجرم و چادر هم دارم و صاحب‌خانه‌ام می‌داند هر وقت بخواهد اذیتم کند، می‌روم و زیر پل سکنا می‌گزینم! آدم بدون وزارت امور اقتصادی و دارایی هم می‌تواند زندگی کند، نمونه‌اش خیلی از مردم که هشت‌شان گرو نه‌شان است، ولی زنده‌اند. اما بدون وزارت فرهنگ و ارشاد نمی‌توان زنده بود و زندگی کرد،‌ چرا؟ چون انسان بدون ‌شعر و شعور می‌میرد. اصلا به تاریخ نگاه کنید، ما بعد از حمله‌ی مغول هیچ چیز از آبادانی برایمان نماند، اما نمردیم، چون مغول دستش به حافظه ما نرسید. و ما ماندیم، چون شعر داشتیم و هنر داشتیم و در سینه وزارت ارشاد داشتیم!

باقی باقی‌تان!

باز نشر از سرویس فرهنگی هنری ایسنا – طنز و کاریکاتور

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *