حالا حكايت موسيقي‌مان است!

به جز برنامه‌ي نود، تلويزيون نگاه نمي‌كنم. اتفاقا پز مي‌دهم و فخر مي‌فروشم كه تلويزيون نگاه نمي‌كنم، يعني وقتم را پاي تلويزيون هدر نمي‌دهم. وقت اضافه براي سيما ندارم. آدم اگر شيشه بكشد بهتر است از اين كه بنشيند پاي برنامه‌هاي مبتذل تلويزيون. اما گاهي در مهماني‌ها و يا اتفاقي چشمم به كانال‌هاي داخلي مي‌افتد. يك بار چند هفته پيش «سالار عقيلي» را ديدم كه روي يك صندلي نشسته بود و بدون اركستر تصنيف مي‌خواند. يك بار هم «سينا سرلك» را در ماهواره ديدم كه ايستاده بود و بدون ساز آواز مي‌خواند و ديروز اتفاقي در برنامه‌ي سال تحويل شبكه‌ي يك چشمم به «علي‌رضا قرباني» افتاد كه در سايه روشن ايستاده بود و بدون ساز و اركستر مي‌خواند! يعني بالاخره و بعد از تلاش مداوم رسانه‌ي ملي در ساليان گذشته، آوازخواندن بدون ساز تبديل به امري بديهي شده و به قول معروف نهادينه شده است! به طوري كه آقاياني كه نام بردم هم بدون هيچ درد و غمي تشريف مي‌برند تلويزيون و مي‌خوانند.

من صداي هر سه تا هنرمند را دوست دارم و باصدايشان روزگار مي‌گذارنم و خدمت هر سه هم ارادت خاص دارم ولي بي‌پرده و رك بگويم خواندن بدون ساز كاري است احمقانه! خاصه وقتي هنرمندي شهير و خوش صدا و كاربلد اين را بكند! من فكر مي‌كنم كه اين دوستان متوجه جايگاه اجتماعي خود نيستند. آقاي قرباني اين روزها بسيار بين جوانان و نسل‌هاي مختلف طرفدار دارد. طرفداراني كه اتفاقا مشتري برنامه‌هاي سخيف سيما نيستند. واقعا چرا آقاي قرباني بايد مثل مجمسه در برنامه‌ي شبكه سه بايستد و بخواند. بدون اركستر. بدون روح. بدون حس. بدون زيبايي. گمان مي‌كنم اين آقايان متوجه‌ي ضربه‌اي كه موسيقي نيمه‌جان ايراني مي‌زنند نيستند! حضور كسي مثل قرباني و عقيلي در تلويزيون آن هم بدون اركستر يعني رسميت بخشيدن به مدل موسيقي منهاي نشان دادن ساز! البته اين حرمت نشان دادن ساز در آيين‌هاي هسته‌اي و برخي برنامه‌هاي سيما به راحتي شسكته مي‌شود اما اغلب نشان دادن آلت موسيقي در تلويزيون مصداق نشان دادن آلت تناس لي است! خب وقتي وضع اين گونه است چرا هنرمندان چنين مي‌كنند؟ براي پول؟ گمان نمي‌كنم هيچ كدام از اين دوستان براي گذاران زندگي در مضيقه‌ي مالي باشند! براي شهرت و اعتبار؟ گمان نمي‌كنم اين تلويزيون شهرتي براي كسي بياورد آن هم در زماني كه چشم‌ها به سوي برنامه‌هاي ماهواره‌اي خيره است!

به هر حال صلاح كار را خود آقايان مي‌دانند. ولي من هر وقت هر خواننده‌اي را مي‌بينم كه بدون ساز مي‌خواند خنده‌ام مي‌گيرد. گمان مي‌كنم اين كار يكي از بي‌خودترين كارهايي است كه يك خواننده مي‌تواند انجام بدهد. واقعا نمي‌دانم در رسانه‌اي كه سالي دوزاده ماه موسيقي پخش نمي‌كند چرا بايد كساني چون عقيلي و قرباني و سرلك به اين راحتي جلوي دوربين‌اش بايستند و لب بزنند! ولله اين ظلم به موسيقي است. ظلم به فرهنگ است! هدايت روزگاري گفته بود: داريم و نداريم همين يك چس وطن داريم! حالا حكايت موسيقي‌مان است!

10 دیدگاه برای “حالا حكايت موسيقي‌مان است!”

  1. ارکستر آقای قربانی حضورداشتند دراستودیو ولی با هنرمندی سیما استتارشده بودند حتی زحمت معرفی کردن اعضای گروه رو هم به خودشون ندادند نمیدونم حکمت این سانسورکردن چیه …

  2. با سلام و تبریک سال نو، من اجرای سالار عقیلی و قربانی رو دیدم و اتفاقاً فقط همین دو تا را هم از تلویزیون دیدم (چون من همون نود رو هم نمیبینم و تو توییتر دوستان آلارم دادند سراسیمه رفتم سراغ تی وی)، در مورد سالار که ارکستر در کنار خودش بود ولی نور رو بقدری تو اون بخش از صحنه کم کرده بودند که دیده نمیشد، در مورد قربانی هم اگر اصل ترانه ها رو شنیده باشید مطمئناً متوجه میشدید که اتفاقاً ارکستر همراه ایشان بوده و اتفاقاً خیلی جاها فالش هم میزدند دوستان… این رو نوشتم که بگم اتفاقاً ارکستر بوده ولی این به نکاتی که شما فرمودین خدشه ای وارد نمیکنه (و شاید حتی بدتر هم باشه بودن و نشون ندادن ارکستر) و نشون ندادن ساز توهین به شعور مخاطب هست. بازهم ممنون، پیروز و برقرار باشید همیشه

  3. سلام . سال نو پیش روتون سر شار از خیر و برکت .
    متنتون رو خوندم و تعجب کردم چون تا جایی که من دیدم ارکستر همراشون بود .اتفاقن هر بار هم از گروهشون تشکر می کردن !

  4. کی گفته علیرضا قربانی در برنامه شبکه سه بدون ساز آواز خواند؟گروه ارکستر که حتما نباید جلو دوربین باشد.گروه ارکستر علیرضا قربانی پشت صحنه بود نیازی هم نبود که بیایند جلو دوربین

  5. دوستان بنده متوجه حضور اركستر هستم ولى چه فايده؟ اصلا شما بگو هزارنفر نوازنده انجا بودند، نوازنده اى كه ديده نشود به چه دردى ميخورد؟ جان كلام اينجاست!

  6. سلام
    یه بارم اتفاقی برین رادیو هفتو ببینین . مطمئن باشین با این توصیفاتی که از ذائقه تون دادین وقتتون هدر نمی ره …
    بابا صدا و سیما که داره برای دیدگاه امثال شما عزیزان برنامه می ده ، بازم گله دارین !!؟

  7. مسئله بین خودی و غیر خودی کردن افراد است. حالا این بابا می خواهد ساسی مانکن باشد یا سالار عقیلی, اگه مثلا امروز از شما دعوت کردن تلویزیون قبول نکنی فردا اونا هم سر فرصت موقع دادن مجوز به هر برنامه شما تلافی میکنن و خجالتتون در میان. همین که زود کارشون راه بی افته کلی حرفه. بهترین مثال باید شجریان باشد و تا حدودی پسرش.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *