استاندارد مراتبی دارد!

وی بیان کرد: در کل کشور مدرسه غیراستاندارد نداریم و در مناطقی که گرم و خشک هستند و به صورت کپری هستند، به‌خاطر شرایط جوی و برای سرد نماندن کلاس نیاز به ساختن مدارس داریم.

تعجب نکنید و الکی ایراد نگیرید و نگویید چرا وقتی مدرسه‌ی کپری هست، آقای رییس می‌گوید در کل کشور مدرسه غیراستاندارد نداریم! عرض به حضور شما که وقتی ایشان می‌گویند در کل کشور مدرسه غیراستاندارد نداریم، یعنی این که در همه‌ی کشور مدرسه غیراستاندارد نداریم، یعنی در همه‌ی ممالک محروسه‌ی ایران مدرسه غیراستاندارد نداریم. متوجه شدید؟ یعنی هر چه هست، استاندارد است. اگر بخاری نفتی است، استاندارد است، اگر کپر است، استاندارد است، اگر هیزم است، استاندارد است، اگر خشت است، استاندارد است، اگر چادر است، استاندارد است، اگر حصیر است، استاندارد است! فکر نکنید مدرسه‌ی استاندارد یعنی مدرسه‌ی هوشمند یا مدرسه‌ای که سقف و پکیچ داشته باشد، خیر، استاندارد خودش مراتبی دارد، مثلا ما مدارس کپری استاندارد داریم، مدارس کپری غیراستاندارد هم داریم. این‌جور نیست که اگر مدرسه کپری است، استاندارد نباشد.

در پایان از مسؤولان سپاس‌گزاریم که با وجود مشکلاتی همچون قیمت پسته، قیمت خودرو، قیمت ارز، قیمت سکه، ائتلاف برای انتخابات و خدمت به مردم به فکر نوگلان باغ زندگی ما هم هستند! فکر نکنید مسؤولان کم زحمت می‌کشند. الآن ما در مدارس به سمت تبلت پیش می‌رویم؛ در حالی قدیم که ما درس می‌خواندیم، فقط تخته بود و گچ سفید و اگر گچ رنگی پیدا می‌شد، فقط در کلاس ریاضی استفاده می‌کردیم! الآن با قدیم فرق کرده و سیستم آموزشی از بیخ تغییر کرده است. البته تنها چیزی که تغییر نکرده، این است که قدیم هم از اولیا به لطایف‌الحیل پول می‌گرفتند و الآن هم همان کار را می‌کنند.

 باقی‌ بقای‌تان.

ما به نمایندگان رأی نداده‌ایم که در مجلس بخوابند!

نمایندگان مجلس شورای اسلامی دیروز با کلیات اعمال محدودیت برای فعالیت خبری در مجلس موافقت کردند که ایجاد محدودیت برای عکاسان و فیلم‌برداران رسانه‌ها برای فعالیت خبری در مجلس، مهم‌ترین ماده آن بود. بر اساس این طرح، تصویربرداران اعم از فیلم و عکس از جلسات مجلس فقط در یک ساعت شروع جلسه علنی مجازند حضور پیدا کنند و در مواردی دیگر با تشخیص رییس مجلس امکان حضور آنان قابل افزایش است.

 برخی طراحان این طرح معتقدند، این عکاسان از تمامی لحظات حضور نمایندگان همچون آب خوردن، خوابیدن و یا دیگر اعمال آنان در صحن علنی مجلس عکس می‌گیرند و آن را در رسانه‌های خود منتشر می‌کنند و این موضوع در شأن نمایندگان نیست و با محدود کردن آنان در صحن علنی مجلس می‌توان از این موضوع جلوگیری کرد.

این‌جا چند نکته هست که هم عکاسان و هم نمایندگان محترم و هم مردم باید به آن‌ها دقت کنند.

نخست این‌که گمان نمی‌کنم هیچ‌کس دوست داشته باشد نماینده‌اش را در مجلس در حالت خوابیده ببیند. ما به نمایندگان رأی نداده‌ایم که در مجلس بخوابند، رأی داده‌ایم که شب و روز پی‌گیر کارمان باشند. تعجب می‌کنم که چرا برخی از نمایندگان از این‌که عکاسان از خوابیدن آن‌ها عکس گرفته‌اند، ناراحت هستند! شما خودتان جای عکاس، وقتی می‌بینید یک نماینده دارد وسط صحن علنی چرت می‌زند، آیا از او عکس نمی‌گیرید؟ حتما می‌گیرید. اصلا یکی از عکس‌هایی که داد نمایندگان را درآورده است، مربوط به یک نماینده است که دارد از حالت خوابیدن یک نماینده‌ دیگر عکس می‌گیرد. خب وقتی خود نمایندگان از خوابیدن هم عکس می‌گیرند، چرا دیگران نگیرند؟

 نکته دیگر این‌که نمایندگان گفته‌اند عکاسان از اعمال دیگر ما عکس می‌گیرند! این‌جا باید پرسید کدام اعمال دیگر؟ آیا آن عکسی را می‌گویید که دو نماینده رفته‌اند زیر میز قایم شده‌اند؟ خدا وکیلی آن صحنه عکس گرفتن ندارد؟ ما خودمان قدیم هر وقت می‌رفتیم زیر میز پفک بخوریم، معلم می‌آمد بالای سرمان و حسابی خجالت‌مان می‌داد.

نکته دیگر این است که نماینده باید هنگام کار به فکر کارش باشد! نمی‌شود که در صحن علنی آدم با موبایل عکس ادیت کند! اگر یک کارمند در هنگام کار، با کامپیوترش بازی کند و رییسش ببیند، باید چه برخوردی با او بشود؟ تکرار می‌کنم، نمایندگان گفته‌اند عکاسان از دیگر اعمال ما عکس می‌گیرند! کدام اعمال؟ نکند آن تذکراتی را می‌گویند که آقای لاریجانی در جلسه‌ی استیضاح وزیر کار می‌داد. بنده‌ی خدا همه‌ی جلسه فریاد می‌زند که آقایان سر جای خود بنشینید. خب وقتی نماینده‌ها از صبح تا عصر که جلسه‌ی استیضاح ادامه پیدا کرد، سر جای خود نبودند، لابد مشغول اعمال دیگر بودند و وظیفه‌ی عکاس هم این است که از آن اعمال دیگر عکس بگیرد تا مردم بفهمند نماینده‌شان چه کارهای دیگری می‌کند!

شما ممکن است بگویید شاخ گذاشتن در هنگام عکس گرفتن، امری معمول است! ولی بنده عرض می‌کنم شاخ گذاشتن هنگام عکاسی مربوط به دوره‌ی ابتدایی است! مربوط به تولد و مجالس دورهمی است؛ نه صحن علنی مجلس. اصلا این صحن اسمش با خودش است. صحن علنی! نمی‌شود که شما جلو صد تا عکاس برای همکارت شاخ بگذاری، بعد بگویی عکاسان از دیگر اعمال ما عکس می‌گیرند!

نمایندگان مجلس خودشان بر کار عالم و آدم نظارت می‌کنند، ولی تا یک نفر می‌خواهد بر خودشان نظارت کند، فریاد می‌زنند! حالا خوب است کسی دوربین‌ مداربسته آن‌جا قایم نکرده است. عکاس جماعت که جایش مشخص است و دوربینش هم گل گردنش است! شما باید حواست را جمع کنی! جالب این‌جاست که دوستان گفته‌اند: این موضوع در شأن نمایندگان نیست! یعنی عکس گرفتن از دیگر اعمال نمایندگان در شأن آن‌ها نیست! این حرف درستی است، اما برای برطرف شدن آن باید نمایندگان کارهای در شأن بکنند یا عکاسان از مجلس بیرون بروند؟ مسأله این است.

 باقی بقای‌تان!

چرا آقای شمقدری برای جایزه نگرفتن «آرگو» لابی نکردند؟

 فیلم ضدایرانی «آرگو» توانست جوایزی را از هشتاد و پنجمین مراسم اسکار بگیرد. در این‌باره باید به دو نکته اشاره کنم و به پرسش پاسخ بدهم. اول این‌که آیا این جوایز حق فیلم «آرگو» بوده است یا خیر؟ و دوم این‌که نقش آقای شمقدری در این میان چیست و آیا ایشان کم‌کاری کرده‌اند یا خیر؟

در پاسخ به سؤال اول باید بگویم که همان‌طور که ما «آرگو» را فیلمی ضدایرانی می‌دانیم، آمریکایی‌ها آن را فیلمی آمریکایی و میهن‌پرستانه می‌دانند. پس آن را تبلیغ می‌کنند و در اسکار هم به آن جایزه می‌دهند. یعنی چه خوش‌مان بیاید، چه نیاید، «آرگو» در وهله‌ی نخست یک فیلم آمریکایی است که در جهت منافع این کشور و درباره‌ی بخشی از تاریخ این کشور ساخته شده است. ما هم می‌توانستیم فیلمی درباره‌ی حوادث سفارت آمریکا در سال 58 بسازیم، اما نساختیم، چون ما اغلب دوست داریم منتظر بنشینیم دیگران مثلا چیزی مثل «آرگو» بسازند، بعد شروع کنیم به داد و بیداد کردن که این فیلم ضدایرانی است و چه است و چطور است! یعنی یک ذره حق برای آمریکایی‌ها قایل نمی‌شویم که فیلمی درباره‌ی وطن خودشان بسازند! چون خودمان فیلم درباره‌ی حوادث این‌چنینی نمی‌سازیم، فکر می‌کنیم دیگران هم حق ندارند بسازند!

اما نکته دوم. من در عجم که چرا آقای شمقدری برای جایزه نگرفتن «آرگو» لابی نکردند. واقعا ایشان باید پاسخ‌گو باشند، چرا که می‌توانستند لابی کنند، مثل لابی‌ای که برای «جدایی نادر از سیمین» کردند و اصغر فرهادی جایزه گرفت!

 باقی بقای‌تان.

«سیتالوپرام»‌، پنجم اسفند

تا ۲۹ اسفند ۱۳۹۱ پای کار در چلچراغ ایستاده‌ام!

نخست می‌خواهم از همه شما طرفداران ستون «سیتالوپرام» که در نظرسنجی چلچراغ شرکت کرده‌اید و به این ستون رای داده‌اید تشکر کنم. قول می‌دهم از تک تک آرا شما محافظت کنم و قدر اعتمادتان را بدانم. البته هنوز حوزه‌های رای گیری باز هستند و شما می‌توانید در این رای گیری شرکت کنید و برنده جایزه هم باشید کافی است همین حالا عدد 10 را به ۳۰۰۰۲۵۳۰۴۰۴۰ پیامک کنید!

بگم؟

یک آقایی در چلچراغ هست که کوله ۴۰۰ هزارتومانی و لپ تاپ دو میلیون تومانی دارد. ایشان علاوه بر اینکه معلوم نیست این همه املاک و مستغلات را از کجا آورده‌اند در رای گیری‌های ستون‌های چلچراغ هم  دخالت می‌کند و به فکر مهندسی آرا است. بنده یک فیلم دو ساعته از ایشان دارم با کیفیت hd که در زمان متقضی رو خواهم کرد! این را فعلا نوشتم تا حواسش باشد.

هشدار

خیلی از خوانندگان چلچراغ محصل هستند و از پدر مادرشان خرجی می‌گیرند اگر از این دست خوانندگان هستید بدانید و آگاه باشید که این روز‌ها باید رعایت حال آنان را بکنید و اگر یک روز یا یک هفته از پول خبری نشد شما هم روی خودتان نیاورید. چرا؟ چرایش را در ادامه خواهید فهمید.

 و اما حالا مشروح خبرهای اقتصادی:

افزایش ۳۱درصدی قیمت بلیت قطارهای رجا، افزایش قیمت بلیت موزه‌ها از اول اسفندماه، پسته کیلویی ۵۰ هزار تومان شد، قیمت عمره دو برابرشد، افزایش ۵۰ درصدی نرخ کرایه‌های تاکسی‌ در سال ۹۲، هر کیلو برنج ایرانی هفت هزار تومان شد. همراه ما باشید!

شما خواننده نیستید!

برخی از خوانندگانی که در جشنواره موسیقی فجر شرکت کرده بودند و صدای سالن در هنگام اجرای آن‌ها قطع شده بود به شدت نسبت به کمبود امکانات در جشنواره اعتراض کردند! البته بنده اعتراض آن‌ها را به هیچ وجه اصولی نمی‌دانم و معتقدم آدم اگر خواننده باشد بدون صدای سالن و بدون نوازنده هم می‌خواند. این‌ها بهانه گیری است! قدیم مگر این چیز‌ها بود؟

اندر باب دخل و تصرف

محمد دبیرمقدم: هرگونه دخل و تصرف در خط فارسی عیب دارد! بله همین گونه است که جناب استاد گفته‌اند ولی توجه داشته باشید مثلا دخل و تصرف در اراضی عمومی و یا اموال عمومی عیب ندارد! نگران باشید.

بچه‌های خوبی باشید

ثبت نام رسمی خدمات VPN قانونی برای اشخاص حقوقی از هفته پیش آغاز شد. شما چرا خوشحال شده‌اید؟ شما که حقوقی نیستید شما حقیقی هستید، اگر VPN قانونی می‌خواهید اول باید بروید حقوقی بشوید. اگر نه تا اطلاع ثانوی بچه‌های خوبی باشید شاید به شما هم VPN قانونی دادند.

تشکر

حداد عادل: اگر رییس جمهور شوم دیگر پست‌ها را کنار می‌گذارم. یعنی بنده جز اینکه از ایشان تشکر کنم چیزی به ذهنم نمی‌رسد که بنویسم.

آمار درست

قائم مقام دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر: میانگین زمان تهیه موادمخدر در پایتخت کمتر از ۵ دقیقه است! ایشان کاملا درست می‌گویند. همین دیروز یکی از اهمکارانم گفت می‌روم و پنج دقیقه دیگر برمی گردم. باور کنید پنج دقیقه نشده برگشت. یک لیوان چای هم دستش بود. صورتش سرخ شده بود و شاد و خوشحال بود! این بار حواسم هست اگر خواست برود مواد تهیه کند جلویش را بگیرم.

پرسش

حزب سیاسی حکومتی جمهوری آذربایجان برای بریدن گوش یک نویسنده بحث برانگیز جایزه تعیین کرده است. ما هم قدیم یک ناظم داشتیم که هر وقت می‌خواست تهدیدمان کند می‌گفت گوشت را می‌برم می‌گذارم کف دستت! همیشه هم برایم سوال بود که چرا بعد از بریدن، گوش را کف دست آدم می‌گذارند! گوش بریده که به درد نمی‌خورد می‌خورد؟

باز هم وی

وی ادامه داد: من جزء کسانی بودم که قبل از انقلاب سینما آتش زدم و متاسفانه بعد از انقلاب برای‌‌ همان سینما‌ها موزه درست شد و هنوز هم از آن‌ها حمایت می‌شود.

 «وی» کسی نیست جز استاد سلحشور! حواستان باشد اگر در خانه‌تان سینمای خانگی دارید ایشان را به منزلتان دعوت نکنید.

 ختم ستون

بنده هم رسما اعلام می‌کنم تا ۲۹ اسفند ۱۳۹۱ پای کار در چلچراغ ایساده‌ام! بعد از آن هم خدا کریم است، یکهو دیدید شدم رئیس. رئیس همه.

   شنبه 5 اسفند۱۳۹۱، چلچراغ، شماره‌ی ۵10

 توجه توجه: اگر ستون «سیتالوپرام» را دوست دارید در نظرسنجی سال چلچراغ شرکت کنید و به این ستون رای بدهید. کافی است عدد ۱۰ را به شماره‌ی ۳۰۰۰۲۵۳۰۴۰۴۰ پیامک کنید!

مرخصی زایمان حق مسلم ما مردان است!

 همان‌طور که می‌دانید، قرار است از این به بعد مردان هم به مرخصی زایمان بروند، البته نه مرخصی زایمان خودشان، بلکه مرخصی زایمان همسرشان.

من خودم به عنوان یک مرد خیلی خیلی از این طرح حمایت می‌کنم و از تمام مسؤولانی هم که پیگیر این طرح بودند، تشکر می‌کنم! واقعا ما مردان هم نیاز به مرخصی زایمان داشته و داریم. ما هم برای به دنیا آمدن فرزندمان خیلی زحمت می‌کشیم. نمی‌خواهم بگویم بیش‌تر از زنان، ولی در حد خودمان تلاش می کنیم و بهمان فشار وارد می‌شود. ما مردان هستیم که دنبال پوشک و شیرخشک می‌دویم و از صبح تا شام به دنبال یک لقمه نان حلال هستیم. واقعا که دو هفته مرخصی زایمان حق مسلم ما مردان است، چرا که کودک علاوه بر محبت مادر به محبت پدر هم نیاز دارد و اگر پدر بالای سر بچه نباشد، تربیت به صورت کامل انجام نمی‌شود.

ولی متأسفانه شرایط‌ گاه به گونه‌ای است که پدر بعد از به دنیا آمدن فرزند به شدت و بیش از پیش کار می‌کند و بچه را کم‌تر می‌بیند. ما خودمان یک فامیلی داشتیم که راننده تاکسی بود و از شب تا صبح و از صبح تا شب کار می‌کرد تا خرج زندگی را دربیاورد و این طوری کم‌تر خانواده‌اش را می‌دید و در جریان رشد و نمو فرزندانش قرار می‌گرفت. این بنده خدا یک روز پسر بزرگش را سوار تاکسی می‌کند و او را به‌جا نمی‌آورد! پسر ولی پدر را می‌شناسد و کلی خوشحال می‌شود که پدر را بعد از مدت‌ها دیده است! این دو بعد دست در گردن هم میاندازند و چند دقیقه‌ای گریه می‌کنند و صحنه‌ای رمانتیک را رقم می‌زنند. امیدواریم با مرخصی زایمان پدران و زیاد‌تر شدن مدت آن از دو هفته به نه ماه شاهد مودت بیش‌تری بین فرزندان و پدران باشیم.
باقی بقای‌تان.

باز نشر از سرویس فرهنگی هنری ایسنا – طنز و کاریکاتور

پسته نخورید، خطرناک است!

این روزها همه از قیمت پسته می‌گویند و دربه‌در دنبال قیمت پسته ارزان‌تر می‌گردند. قیمت پسته حتا دولت‌مردان را که باید به فکر مسائل مهم‌تر باشند، به تکاپو واداشته است. اما در این بین کسی از مضرات پسته برای جامعه چیزی نمی‌گوید و به مردم هشدار نمی‌دهد که خریدن و خوردن پسته به چه مقدار می‌تواند بر سلامتی آنان تأثیر بگذارد! اما من در این فرصت به برخی از مضرات پسته اشاره می‌کنم. امیدوارم که مردم با خواندن این متن دست از خرید پسته بردارند و این ماده‌ی سمی را از خود و خانواده‌ی خود دور کنند.

عرض به حضورتان که مغز پسته از نظر طب قدیم ایران گرم و خشک است و برای افراد گرم‌مزاج مناسب نیست. پس شما اگر گرم‌مزاج هستید، پسته برای‌تان سم است و نباید بخورید!

پسته حاوی مواد مغذی مناسب به همراه ویتامین‌ها بوده و کالری بالایی دارد و برای زندگی مدرن اصلا غذای مناسبی نیست و خوردن آن باعث چاقی مفرط می‌شود!

خوردن پسته برای افزایش حافظه و تقویت ذهن نیز مفید است و ذهن شما را فعال نگه می‌دارد و دائم به شما استرس وارد می‌کند. پس اگر می‌خواهید دشواری‌های زندگی را فراموش کنید و از روز اول ماه به فکر روز آخر ماه و بدهی و قسط و اجاره خانه نباشید، پسته را فراموش کنید.

علاوه بر این‌ها برخی معتقدند که مصرف زیاد پسته، باعث کثیف شدن خون می شود که این به دلیل بالا رفتن ازت در خون است و اشخاصی که دچار ضعف و نارسایی کبد هستند و مبتلایان به بیماری‌های نقرس و دیابت و ناراحتی کلیه، باید از خوردن پسته خودداری کنند. این هم که می‌گویند ورزشکاران، دانش‌آموزان، نوجوانان به خصوص در سنین رشد و زنان باردار و شیرده باید از پسته استفاده کنند، دروغی بیش نیست و از نظر علمی ثابت نشده است. یا اگر تبلیغ می‌کنند پسته املاح مغذی شامل آهن، پتاسیم، فسفر و کلسیم دارد، می‌خواهند محصول‌شان را بفروشند! اصلا پسته املاح ندارد، شما بگو یک ذره! همچنین مصرف پسته به افرادی که میزان تری‌گلیسرید خون بالایی دارند، توصیه نمی‌شود. از سویی، پسته به دلیل هضم دشوار برای معده مناسب نیست.

امیدوارم با خواندن این متن کاملا علمی دریافته باشید که خوردن پسته چه خطراتی دارد، من خودم یک بار پسته خوردم و یک هفته بستری شدم. شما هم نخورید خطرناک است!

باز نشر از سرویس فرهنگی هنری ایسنا – طنز و کاریکاتور

قیمت‌ها خیلی هم خوب‌اند، عالی‌اند

متأسفانه این روز‌ها مد شده است که برخی از گرانی‌ها ناله می‌کنند و اوضاع را طوری جلوه می‌دهند که انگار دنیا به پایان رسیده است! ما خودمان یک فامیل داریم که از شب تا صبح درباره‌ی قیمت مرغ و ماهی و پسته و گوشت و میوه و.. حرف می‌زند و خسته هم نمی‌شود! اما به نظر من واقعیت موجود در جامعه چیز دیگری است. البته من گرانی را تکذیب نمی‌کنم، ولی عقیده دارم گرانی در آن حدی نیست که برخی می‌گویند. مثلا همین قیمت پسته که این روز‌ها به مشکل اول مملکت تبدیل شده است، به نظر من خیلی عادلانه است. من نمی‌دانم مگر مردم کیلو کیلو پسته می‌خرند و می‌خورند که این‌قدر نگران قیمت پسته هستند؟ پسته را ‌نهایت باید به مقدار یک مثقال خرید. یک مثقال پسته هم که مفت است. مثلا شما به تورهای نوروزی نگاه کنید، من برخلاف آن‌ها که می‌گویند قیمت‌ها سرسام‌آور است، عقیده دارم قیمت‌ها خیلی هم خوب‌اند. مثلا الآن هزینه تور چهارروزه سفر از تهران به قشم ۷۹۹ هزار تومان است! این عالی است. دقت کنید ۷۹۹ هزار تومان؛ نه ۸۰۰ هزار تومان. ۷۹۹ هزار تومان که گرانی نیست، گرانی وقتی است که تور قشم به ۸۰۰ هزار تومان برسد! به نظر من که ۷۹۹ هزار تومان برای قشم عادلانه است. شما حساب مسیر به آن دوری را هم بکنید! همین که با این نرخ ارز و دلار مسؤولان نگذاشته‌اند قیمت تور قشم به ۸۰۰ هزار تومان برسد، جای تشکر دارد. یا مثلا تور چهارروزه تهران به اصفهان ۵۵۹ هزار تومان است. دقت کنید ۵۵۹ هزار تومان نه ۶۰۰ هزار تومان. یا تورهای خارجی را ببینید: ۸ روز سوییس ۱۵ میلیون و ۳۴۵ هزار تومان! غر نزنید که گران است، به این دقت کنید که هنوز و با این گرانی می‌شود به سوییس سفر کرد. شما توجه کنید که اگر سر کیسه را شل کنید و ۸ روز در سوییس بمانید، دست کم ۸ سال جوان می‌شوید. البته این جور شنیده‌ایم. گردن راوی!

در چند روز گذشته برخی از سایت‌ها و خبرگزاری‌ها اقدام به سیاه‌نمایی درباره‌ی هزینه‌ی سفرهای نوروزی کرده‌اند و مثلا نوشته‌اند: در شرایط کنونی که حداقل حقوق یک کارگر، ۳۹۷ هزار تومان است، ۳ شب اقامت در شیراز برای نوروز ۱۳۹۲ برای هر نفر ۷۸۰ هزار تومان است، یعنی یک خانواده ۳ نفره برای ثبت نام در تور شیراز باید حداقل ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان پرداخت کند. واقعا جای تأسف دارد که برخی این‌گونه با احساسات مردم بازی می‌کنند. یکی نیست بگوید حالا که هزینه‌ی سفر یک خانواده ۳ نفره به شیراز حداقل ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان است، مرد خانواده به عنوان رییس خانواده می‌تواند خودش به تنهایی به سفر برود و‌ همان ۷۸۰ هزار تومان را پرداخت و بعد خاطرات سفر را به همراه عکس و فیلم برای اهل خانه تعریف کند. باقی بقای‌تان.

باز نشر از سرویس فرهنگی هنری ایسنا – طنز و کاریکاتور

این روزها همه احتکار می‌کنند!

تا همین چند روز پیش اگر کسی می‌خواست پول و پله‌ای به دست بیاورد، می‌رفت و سکه و دلار می‌خرید و نگه می‌داشت تا گران بشود. دولت‌مردان خیلی تلاش کردند که نگذارند مردم سکه و طلا بیش از نیازشان بخرند. این تلاش‌ها هم به صورت تشویقی بود و هم به صورت تنبیهی. مثلا سکه پیش‌فروش کردند و یا دلالان خرد و کلان ارز و سکه را بازداشت کردند. مردم اما همچنان با تمام قوا در صحنه‌ حضور دارند و هر چه پول دارند، سکه و طلا و دلار می‌خرند و خودشان سهم بزرگی در آشفتگی این بازار دارند. ما تا حالا با مشکل احتکار و نگه‌داری طلا و ارز مواجه بودیم، ولی حالا با فرارسیدن عید نوروز محتکرین محترم و شهروندانی که دنبال چندبرابر کردن سرمایه‌شان هستند، هر چیزی را که فکر کنید، می‌خرند و احتکار می‌کنند؛ از برنج گرفته تا ترشی و پسته و موز و خیار و پتو و مرغ و ماهی و اسکاچ و پودر و بستی زمستانی! حالا دولت‌مردان با احتکار آجیل و بویژه پسته مواجه شده‌اند. حتا در اصفهان روغن ماشین احتکارشده کشف شده است و مأموران در تهران یک پارکینگ پر از ماشین احتکارشده پیدا کرده‌اند. شاید باور نکنید، ولی در برخی از شهرها شن و ماسه، بله شن و ماسه احتکار کرده‌اند. یعنی احتکار کردن این روزها فقط مختص مواد غذایی و مواد اولیه نیست. شما هر چیزی را می‌توانید احتکار کنید! الآن خیلی‌ها مسکن را احتکار کرده‌اند و زیر بار فروش و یا اجاره‌ی آن‌ نمی‌روند. من خودم توی خانه یک‌سری وسایل و خوردنی‌ها را احتکار کرده‌ام تا فعلا دست کسی به آن‌ها نرسد و به شب عید برسند. توی جنس‌های احتکارشده نیم کیلو پسته هم دارم که توی گاوصندوق از آن محافظت می‌کنم.

راستی این روزها همه احتکار می‌کنند، شما چطور؟

باز نشر از سرویس فرهنگی هنری ایسنا – طنز و کاریکاتور

«سیتالوپرام»‌، بیست‌و‌هشتم بهمن

من مردمی‌ترم به من رای بدهید!

یکی از کسانی که قرار است خود را نامزد ریاست جمهوری کند در مصاحبه‌ای گفته است: فقط یک خانه آپارتمانی ۲۱۸ متری در شهرک قدس دارم همراه با یک ماشین سانتافه! راستش را بخواهید الان که دارم این مطلب را می‌نویسم اشک در چشمانم حلقه زده است و نمی‌دانم چه بگویم! فکر کنید! چقدر ایشان مردمی است، فقط یک خانه و یک سانتافه دارد. واقعا که، حالا که این جوری است من هم خودم را نامزد ریاست جمهوری می‌کنم و همین جا رسما اعلام می‌کنم من فقط یک سمند دارم که آن هم متعلق به مردم است! به من رای بدهید نه به کسی که یک خانه و یک سانتافه دارد! من از او مردمی ترم.

داستان فشنگی روغن

مدتی است موتور ماشینم روغن کم می‌کند. یعنی شرشر از زیر موتور روغن می‌ریزد. دفعه‌ی اول که موتور را نشان مکانیک دادم با یک نگاه گفت: مشکل از فشنگی روغن است! بعد هم فشنگی را عوض کرد و گفت برو به سلامت. سه روز بعد باز دیدم از زیر موتور روغن چکه می‌کند. موتور را نشان مکانیک دیگری دادم. گفت: آخرین بار کی فشنگی روغن را عوض کرده‌ای؟ گفتم: سه روز پیش! گفت: مشکل از فشنگی است! فشنگی تقلبی بهت انداخته‌اند! گفتم: شما اصلی داری؟ گفت: بله و بعد فشنگی را عوض کرد و گفت برو به سلامت! سوار ماشین شدم و راه افتادم اما این بار از توی اتاق صدای چکیدن روغن را می‌شنیدم. جلوتر یک مکانیکی بود. از توی چال روغن، ماشین را بررسی کرد و از همالن زیر فریاد زد: آخرین بار کی فشنگی روغن را عوض کرده‌ای؟ گفتم: دو دقیقه پیش چهار پنج کوچه پایین‌تر! گفت: مشکل از فشنگی است! فشنگی تقلبی بهت انداخته‌اند! گفتم: بنده‌ی خدا می‌گفت برایت اصلی می‌اندازم. گفت: شاید او هم گول خورده است، فشنگی تقلبی عین فشنگی اصلی است! گفتم: شما اصلی داری؟ گفت: ما فقط جنس اصلی داریم! بعد هم فشنگی را عوض کرد و گفت: برو به سلامت. ده دقیقه‌ی بعد چراغ روغن ماشین روشن شد و بعد موتور داغ کرد! به سرعت خودم را به مکانیکی بعدی رساندم! مکانیک تا موتور را دید گفت: مثل شیر آب دارد روغن کم می‌کند، و بعد زیر موتور را نگاه کرد و فریاد زد: پس چرا فشنگی روغن نداری؟ گفتم: به خدا ده دقیقه نیست عوض کرده‌ام! مکانیک در حالی که شاگردش را صدا می‌زد تا روغن توی موتور بریزد گفت: لابد توی مسیر افتاده، فشنگی‌های تقلبی اغلب می‌افتند. گفتم: خودش می‌گفت اصلی است. جواب داد: اگر اصلی بود می‌افتاد؟ گفتم: چه می‌دانم. گفت: اصلی دارم بندازم؟ گفتم: جان مادرت بنداز. فشنگی اصلی را انداخت و گفت برو به سلامت! این بار تا خانه رسیدم ولی زیر ماشین را نگاه کردم و باز دیدم از موتور روغن چکه می‌کند. یکی از همسایه‌ها که با من وارد پارکینگ شده بود گفت: آقای ساکی آخرین بار فشنگی روغن را کی عوض کرده‌ای؟ گفتم: امروز! گفت: پس تقلبی بهت انداخته‌اند! گفتم: گویا همین طوری است. باید اصلی‌اش را بخرم.

الان به دنبال تهیه بلیت هستم. می‌روم پاریس فشنگی اصلی بخرم. نشانی هم گرفته‌ام، کمی بالاتر از بلوار شانزه‌لیزه یک لوازم یدکی فروشی هست که وسایل اصلی پژو می‌فروشد. شاید یک «تمسه‌تایم» اصلی و یک دست «وایر» اصلی هم بخرم! اینها را نوشتم تا بگویم عازم فرانسه هستم. اگر احیانا لوازم یدکی اصلی چیزی خواستید بگویید برایتان بیاورم.

پرداخت نقدی دیه

حتما می‌دانید که ورود پراید به جزیره‌ی کیش ممنوع است. چون پراید خودروی استانداردی نیست، ایمنی ندارد و هوا را بسیار آلوده می‌کند! بی‌خود هم نگویید که پراید الان بیست میلیون قیمت دارد و اینها، من دارم درباره‌ی کیش حرف می‌‌زنم، جایی که در آن «فراری»‌هایی تردد می‌کنند که برای خرید لاستیک زاپاس‌شان باید خانه‌ات را بفروشی! بین خودمان باشد در مجموع چند روزی که کیش بودم خیلی سعی کردم خودم را زیر یکی از آن فراری‌ها بیاندازم ولی موفق نشدم! البته شاید شما بگویید میزان دیه در تصادف با وانت و فراری فرقی با هم ندارد، ولی من شنید‌‌ه‌ام راننده‌های «فراری» پول دیه متوفی را همانجا سرصحنه نقدا و از جیب پرداخت می‌کنند!

آرامش شما آرزوی ماست. تا هفته‌ی بعد از کنار بروید.

   شنبه ۲8 بهمن ۱۳۹۱، چلچراغ، شماره‌ی ۵۰9

 توجه توجه: اگر ستون «سیتالوپرام» را دوست دارید در نظرسنجی سال چلچراغ شرکت کنید و به این ستون رای بدهید. کافی است عدد 10 را به شماره‌ی 300025304040 پیامک کنید!

منافع مافیا از منافع نظام هم مهم‌تر است!

مافیا کیست و مافیا چیست؟ قبل از این‌که بخواهم به این پرسش پاسخ بدهم، باید عرض کنم مافیا مقوله‌ای نسبی است، یعنی ممکن است شما کسی یا گروهی را مافیا بدانید، ولی من آن کس و گروه را خادم مردم بدانم! ممکن است شما کسی را رییس مافیا بدانید، ولی آن کس رفیق گرمابه و گلستان من باشد. ممکن است شما فکر کنید یک حرکت، حرکتی مافیایی است، ولی من فکر کنم آن حرکت، حرکتی انقلابی است!

با این حساب، مافیا تعریف‌های گوناگون و مختلف دارد و هر کس بسته به شرایط و جایگاه سیاسی اجتماعی، تعریف خاصی از مافیا دارد و از آن حرف می‌زند. سیاست‌مداران اغلب وقتی می‌خواهند بگویند که گروهی مقابل ما هستند یا گروهی نمی‌گذارند ما به مردم خدمت کنیم، از لفظ مافیا استفاده می‌کنند. بدیهی است که مافیا فقط در عالم سیاست وجود ندارد، ما مافیای ورزشی، مافیای خانوادگی، مافیای نفتی، مافیای تجاری، مافیای دولتی و مافیاهای گوناگونی داریم که از معروف‌ترین و قوی‌ترین آن‌ها، مافیای بانکی و ارزی است که معرف حضور همه هست. ولی مافیا همیشه هم وجود خارجی ندارد، یعنی برخی از مافیاها ذهنی و تخیلی هستند، یعنی زاده‌ی فکر و خیال هستند. زیاد درباره‌شان حرف زده می‌شود، ولی هیچ‌کس عضوی از آن مافیا را ندیده است. این نوع مافیاها در مقاطع حساس به یاری افراد می‌آیند و آن‌ها را از مهلکه و یا تهلکه می‌رهانند.

اما باید بدانید در عالم واقع و در جایی که مافیا واقعا هست، کسی بدون اجازه‌ی رییس مافیا نمی‌تواند آب بخورد و همه چیز در راستای منافع مافیا قرار دارد، چون مافیا قرار است کارهای بزرگ بکند و مثلا در رویدادهای بزرگی چون انتخابات شرکت کند! و این‌جاست که گاه منافع مافیا از منافع نظام هم مهم‌تر است!

باقی‌بقای‌تان!

باز نشر از سرویس فرهنگی هنری ایسنا – طنز و کاریکاتور