پس در آلودگی هوا خیری هست!

همه‌ی اتفاقات شر، شر نیستند. شر گاهی هم خیر است. مثلا همین آلودگی هوا و وارونگی دمای تهران در روزهای گذشته شری بود که باعث خیر شد! خبر دار شدیم که قرار است از سال 92 بنزین با استاندارد یورو 4 تولید و توزیع بشود. می‌بینید؟ آن همه جنگ اعصاب و بگومگو بر سر آلودگی هوا و کیفیت نداشتن بنزین داخلی عاقبت نتیجه داد. پس در آلودگی هوا خیری هست. حتا دو خودروساز بزرگ کشور هم زیر فشار هستند تا استاندارد یورو 2 را به یورو 4 ارتقا بدهند. اما اگر آلودگی هوا نبود استانداردهای‌مان در همان یورو 2 می‌ماند. پس ما نتیجه می‌گیریم تا نباشد چیزکی ما کاری نمی‌کنیم. یعنی تا وقتی بخش فارسی برخی از شبکه‌های تلویزیونی غربی نبود اخبار ما همان اخبار دهه‌ی شصت بود، ولی تا آنها آمدند ما هم مجبور شدیم خبرمان را به‌روز کنیم. اصولا این جوری است که تا بفرمایید شام از جایی پخش نشود ما خودمان به صرافت ساخت چنین مجموعه‌ای نمی‌افتیم، ولی تا پخش می‌شود ما هم بفرمایید شام ایرانی را دقیقا از روی همان کپی می‌‌کنیم. باور کنید اگر اتومبیل‌هایی که کیسه‌ی هوا دارند به کشور وارد نمی‌شدند ما خودمان هیچگاه به فکر کیسه‌‌ی هوا نمی‌افتادیم.

اصلا همین بخاری‌های نفتی مدارس. اگر آن بخاری در آن مدرسه آتش نمی‌گرفت که کسی به فکر پکیج و شوفاژ و ایمنی مدارس نمی‌افتاد، می‌افتاد؟ حالا با خودتان فکر کنید که چه شرهای دیگری بوده‌اند که برای‌مان خیر در پی داشته‌اند. باقی بقای‌تان!

بی‌درمانی

استاد شجریان در پیام تسلیت به مناسبت درگذشت استاد همایون خرم نوشته‌اند: «در این بی‌درمانی با خانواده و دوستدارانش همدردم».

از روزی که این پیام تسلیت را خوانده‌ام دارم به ترکیب «بی‌درمانی» فکر می‌کنم. چند روز است وقتی می‌خواهم به روزگار جفنگ بگویم می‌گویم «روزگار بی‌درمان». واقعا که روزگار، چه روزگار بی‌درمانی است!

اوباما به سخنان حاج‌بابایی واکنش نشان داد!

وزیر آموزش و پرورش چندی پیش خطاب به دانش‌آموزانی که در هوای سرد حیاط مدرسه برای شرکت در مراسم هوای پاک ایستاده بودند، گفت: مواظب باشید پای‌تان لیز نخورد یا دچار سرماخوردگی نشوید، چرا که این‌جا هر اتفاقی که برای شما بیافتد، یقه ما را می‌گیرند.

به رغم گذشت چند روز از این اظهارنظر، رسانه‌های جهان همچنان به بازتاب‌های این خبر می‌پردازند. به‌راستی اگر دانش‌آموزی در حیاط مدرسه لیز بخورد، مقصر کیست؟ به برخی از اظهارنظرها توجه کنید:

رییس مرکز آتش‌نشانی: مقصر اصلی کارخانه‌های تولید کفش هستند! ما در زمستان به دفعات گزارش‌هایی درباره‌ی لیز خوردن مردم داریم. حتا یک بار پیرمردی لیز خورده بود و افتاده بود توی پروژه‌ی در دست ساخت مترو و سه ساعت طول کشید تا نجاتش بدهیم. دانش‌آموزان هم باید کفش مناسب فصل بپوشند و شهرداری باید بر کفش دانش‌آموزان نظارت کند و اگر نکند، مقصر است.

رییس کارخانه‌ی کفش‌سازی: به ما چه؟ ما هزار نوع کفش تولید می‌کنیم. شاید دانش‌آموزی کفش تابستانه به پا کند و لیز بخورد. آموزش و پرورش باید حیاط کلاس را نمک‌پاشی کند تا کسی لیز نخورد. به ما چه؟

یک پزشک: طبعا اگر دانش‌آموز بیماری به مدرسه برود و اولیای مدرسه خبردار نشوند و آن دانش‌آموز ویروس را انتقال بدهد، مقصر در سرماخوردگی دانش‌آموزان آموزش و پرورش است!

دبیرکل سازمان ملل متحد: آیا لیز خوردن و سرما خوردن دانش‌آموزان در ایران امری طبیعی است؟

حقوق‌دان: از وقتی دانش‌آموزی وارد مدرسه می‌شود، تمام مسؤولیت او با اولیای مدرسه است. آموزش و پرورش خود را از زیر بار مسؤولیت کنار نکشد!

یک حقوق‌دان دیگر: فقط قانون می‌تواند یقه‌ی کسی را بگیرد! اما اگر جز قانون کسی یقه‌ی وزیر را بگیرد، ایشان می‌توانند شکایت کنند!

یک حقوق‌دان دیگر: از وقتی دانش‌آموز از مدرسه خارج می‌شود، مسؤولیت‌اش با شهرداری است!

شهرداری: به ما چه؟ مگر این‌ها خانواده ندارند؟

یک ناظم: بچه‌ی دست‌وپا‌چلفتی که لیز بخورد، به درد مدرسه‌ی ما نمی‌خورد!

یک معلم: بچه‌ها لیز هم می‌خورند!

یک دانش‌آموز: آقا اجازه وقتی شما ما را در هوای سرد نگه می‌دارید تا حرف‌های شما را می‌شنویم، اگر سرما بخوریم، خب تقصیر شماست دیگر!

بابای مدرسه: من فقط مسؤول درنرفتن بچه‌ها از مدرسه هستم.

اوباما: بابت لیز خوردن دانش‌آموزان در ایران نگران‌ایم!

کارشناس آموزش و پرورش: مشکلات آموزش و پرورش ما چیز دیگری است!

وکیل دادگستری: بعید می‌دانم اگر اتوبوس مدرسه توی راه پنجر بشود، به وزیر آموزش و پرورش ربط داشته باشد!

یک وکیل دیگر: اگر خدای نکرده چپ بکند، چه؟

واحد مرکزی خبر: سالانه 900 میلیون دانش‌آموز آمریکایی در مدارس لیز می‌خورند و می‌میرند!

باز نشر از سرویس فرهنگی هنری ایسنا – طنز و کاریکاتور

«سیتالوپرام»‌، سی‌ام دی

«هایپر استار» ایران تعطیل باید گردد!

ستون این هفته را در حالی تقدیم شما می‌کنم که از هفته‌ی گذشته به سلامت عبور کرده‌ام و به این هفته رسیده‌ام. راستش مدت‌ها بود فکر می‌کردم که عاقبت به وسیله‌ی قمه‌ی یکی از اراذل و اوباش محلی به قتل می‌رسم ولی حالا که دوباره طرح مبارزه با اراذل و اوباش اجرا می‌شود خیالم راحت راحت راحت است! راستی می‌دانید چرا اراذل و اوباش را برهنه در خیابان می‌گردانند؟ فکر کنم به دلیل سرمای هوا باشد، نه؟

بازی در زمین دیگران

یک نماینده‌ي مجلس: «متاسفانه نزدیک به دو میلیون ایرانی عضو شبکه اجتماعی فیس‌بوک هستند که توسط دشمنان قسم خورده انقلاب، مدیریت و کنترل می‌شود.» یعنی ساده‌اید اگر خیال کنید یک روز یک مسئولی بیاید بگوید خوشبختانه نزدیک به دو میلیون ایرانی عضو شبکه اجتماعی فیس‌بوک هستند و ما با این حضور می‌توانیم در زمین دشمن بازی کنیم و محتوای خودمان را ارائه دهیم!

پایان عملگی

یک نماینده‌ی مجلس گفته است: «اگر یارانه‌ها پنج تا ده برابر افزایش پیدا کند باید از خارج کارگر وارد کنیم»! من همیشه فکر می‌کردم اگر یک روزی از کارم بیکار بشوم و یا از اداره اخراجم کنند می‌روم عملگی می‌کنم، ولی حالا گویا بعد از مرحله‌ی دوم یارانه‌ها کارگری هم نمی‌شود کرد.

همین

اگر «لیونل مسی» یک هفته در فوتبال برخی کشورها بازی کند بعد از یک هفته به قلیان کشیدن می‌افتد و چپ و راست سر از دربند و فرحزاد درمی‌آورد! به نظرم اگر مسی در کشور دیگری فوتبال را آغاز می‌کرد نهایت در نظرسنجی برنامه نود به عنوان بازیکن برتر هفته انتخاب می‌شد! همین.

خودم کردم که…

آقای سلحشور در هفته‌ای گذشته طبق ایام ماضی حرف‌هایی زده‌اند و گفته‌اند: «من هیچ‌گاه خودم را سینما‌گر و از اهالی سینما نمی‌دانم!» پس اگر فرداروز برخی گفتند شما فیلم‌ساز خوبی نیستید بدانید خودتان سر بحث را باز کرده‌اید.

والا حق دارید

آقای اژه‌ای دادستان کل کشور گفته‌اند: سه سال است به سینما نرفته‌ام. والا حق دارید، با این پرونده‌های اختلاس شما اگر وقت کنید غذا بخورید و یا استراحت کنید باید خدا را شکر کنید، سینما رفتن که دیگر پیشکش!

یک کیسه هم غنیمت است

یک شرکت خودروسازی به دلیل مشکلات تامین قطعات، خودروهایش را با یک کیسه هوا تولید می‌کند! عیب ندارد، یک کیسه هم غنیمت است. عجالتا تا کیسه‌ی هوای جدید برسد، لازم است که سرنشین کنار راننده هنگام تصادف بپرد روی راننده تا بتواند از کیسه‌ هوای او استفاده کند.

تهران مخوف

یک جایی توی تهران هست که کفش اصل ایتالیایی می‌فروشد به قیمت نه میلیون تومان و یک جای دیگر شهر دو جوان زندگی‌شان را با دو وام سه میلیون تومانی ازدواج شروع می‌کنند! نام این شهر تهران است. به قول مشفق کاظمی «تهران مخوف!»

 شعار این هفته

«هایپر استار» ایران تعطیل باید گردد! این شعار این هفته‌ی ماست.  واقعا که این فروشگاه معلوم‌الحال بدجوری دارد مردم را به سمت مصرف‌گرایی و غرب‌زدگی سوق می‌دهد. من خودم بارها دیده‌ام که مردم در فروشگاه چیزهای الکی و به‌درد‌نخوری مثل برنج و گوشت و شیر می‌خرند و یا مثل غرب‌زده‌ها میوه می‌خرند و یا سبدشان را پر از وسایلی مثل مسواک و خمیردندان و شامپو و پودر شوینده و اینها می‌کنند. واقعا که این فروشگاه دارد زندگی ما را ویران می‌کند. «هایپر استار» ایران تعطیل باید گردد! «هایپر استار» ایران تعطیل باید گردد! «هایپر استار» ایران تعطیل باید گردد!

 ختم ستون

پرسش: به نظر شما شرکت‌های خودروسازی که از استاندارد یورو دو به یورو سه نرفته‌اند چگونه می‌توانند از یورو دو به یورو چهار بروند؟ پاسخ: به سختی!

آرامش شما آروزی ماست.

 شنبه 30 دی ۱۳۹۱، چلچراغ، شماره‌ی ۵۰5

«سیتالوپرام»‌، بیست و یکم دی

هر ایرانی یک تیوپ! به من رای بدهید.

این روزها برخی ازگزارش‌ها مشمول حذف پاراگراف می شوند اما من سیتالوپرام این هفته را بدون حذف حتا یک پاراگراف تقدیم شما می‌کنم!

همانا بخاری
رییس کل دادگستری استان اذربایجان غربی تاکید کرد که با کارشناسی‌های انجام شده در حادثه‌ی آتش‌سوزی در مدرسه «شین‌آباد» تا کنون هیچ شخص یا نهادی به عنوان مقصر شناخته و معرفی نشده است!
من از مسایل حقوقی زیاد سر درنمی‌آورم ولی فکر می‌کنم مسئولین نباید به دنبال شخص یا نهاد مقصر باشند بلکه باید به دنبال شیء مقصر باشند که همانا بخاری است! راستی اصلا مگر نهادها قصور هم می‌کنند که مقصر باشند؟

گذر از بحران
شما یادتان نمی‌آید ولی یک سال بهار بود که گونی گونی سیب‌زمینی به مردم می‌دانند، آن هم مفت و مجانی! خیلی‌ها آن موقع فکر می‌کردند توزیع سیب‌زمینی جزو تبلیغات انتخاباتی است ولی حالا مشخص شده است که توزیع سیب‌زمینی مفت بین مردم در واقع سیاستی برای گذر از بحران بوده است. بحران سیب‌زمینی‌هایی که روی دست دولت مانده است! راستی آیا اگر چیزهای دیگری هم روی دست دولت بماند آنها را مجانی بین مردم تقسیم می‌کند؟ خاصه در بهار!

همسایه‌های مقصر
یکی از مسئولین گفته است: مسبب آلودگی هوا در تهران و شهرهای بزرگ ایران کشور عراق است! البته ایشان گویا فکر می‌کنند هنوز فصل تابستان است و ذرات گردوغبار در هوا وجود دارد و از وارونگی دما بی‌خبرند! اما ما هم به تاسی از ایشان چند کشور مقصر دیگر را معرفی می‌کنیم: تاجیکستان مقصر ترافیک تهران، افغانستان مقصر گرانی پوشک، کویت مقصر تصادف‌های منجر به فوت، ترکیه مقصر باخت‌های ورزشی، پاکستان مقصر وادرات میوه و…

خلاص
فرمانده‌ی نیروی انتظامی: کنترل شبکه‌های اجتماعی بهتر از فیلترینگ است!
ولی به نظر من هیچ چیز بهتر از فیلترینگ نیست. سایت غیرمجاز را می‌بندی و خلاص.

تیوپ‌بازی در آبعلی یک کشته و ۱۱۵ زخمی برجای گذاشت!
خب وقتی شصت نفر با هم سوار تیوپ تراکتور می‌شوند و از آن بالا خودشان را ول می‌کنند پایین باید هم زخمی بشوند. به نظرم مسئولین باید به فکر تفریحات سالم و بی‌خطر برای جوانان باشند و گر نه با احتساب سوانح رانندگی و زلزله و آلودگی هوا و خون الوده ممکن است نسل‌مان منقرض بشود! مگر این که مسئولین به هر جوان یک تیوپ بدهند! راستی این شعار تبلیغاتی خوبی است: هر ایرانی یک تیوپ! به من رای بدهید.

شوک جدید
رییس کمیسیون انرژی مجلس: همین که گفته می‌شود۳۰۰ نفر وجود دارند و رییس جمهور فهرست آنان را دارد یک شوک امنیتی است و موجب امنیتی شدن فضای بازار و کسب و کار می‌شود! اگر چنین فهرستی وجود دارد چرا رییس جمهور آن را منتشر نمی‌کند؟

بدون شرح
«غلامحسین الهام»سخنگوی دولت در پاسخ به سؤال درمورد اینکه آیا تغییر وزرا در مجموعه هیئت دولت ادامه پیدا خواهد کرد یا خیر گفت: اساس و بنیاد عالم بر تغییر و  حرکت است و این در نظریه حرکت جوهری ملاصدرا نیز به وضوح بیان شده است.

شیک
چند سارق مردی را به عنف سوار اتومبیل می‌کنند و چاقو زیر حلقش می‌گذارند و از او می‌خواهند کارت‌های بانکی‌اش را اخ کند. بعد از از مرد بدبخت رمز کارت‌ها را می‌پرسند و بعد یکی از سارقان یک دستگاه کارت‌خوان سیار درمی‌آورد و پول‌های مرد را به حساب دیگری می‌کند. خیلی شیک! بعد هم مرد را ول می‌کنند. حالا نمی‌دانم دستگاه کارت‌خوان سیار را بایدکجای دلمان بگذاریم؟

حکایت
یک روز دو جوان تصمیم گرفتند با هم ازدواج کنند. چون خیلی یکدیگر را دوست داشتند. آنها زود ازدواج کردند و زود هم بچه‌دار شدند و زود هم خانه‌دار شدند و زود هم ماشین خریدند! آنها از تصمیم خویش خیلی راضی هستند و به همه توصیه می کنند ازدواج کنند تا زود خوشبخت بشوند! خیلی زود.

قاراشمیش
فکر می‌کنید جمله‌های زیر از چه کسانی هستند؟
1-    ارزش «پول ملی» به اندازه‌ی «تمامیت ارضی کشور» مهم است!
2-    بنزین قلابی عامل اصلی آلودگی هواست!
جمله‌ی اول از کیومرث پوراحمد و جمله‌ی دوم از امیرقلعه‌نویی است! حالا با خودتان فکر کنید چه شده که دغدغه‌های یک کارگردان سینما و یک مربی فوتبال این گونه است!

آرامش شما آرزوی ماست!

پنج شنبه 21  دی ۱۳۹۱، چلچراغ، شماره‌ی ۵۰4

پيشاپيش از همکاری شما سپاسگزاريم!

شاگرد نبايد با تلفن‌همراه‌ روشن سر کلاس بنشيند. مدير نبايد وقتي کارمند حرف مي‌زند با تلفن‌همراه‌ صحبت کند. افرادي که در جلسه‌هاي اداري شرکت مي‌کنند يا كساني كه در اتوبوس و تاکسي هستند، نبايد با تلفن‌همراه‌ حرف بزنند يا فرياد بكشند. ورود تلفن‌همراه‌ به مراکزي همچون کلانتري‌ها و بخش‌هاي ويژه‌ بيمارستان قدغن است و…

اينها را که برشمردم، همه مي‌دانند؛ از بچه تا بزرگ. ولي ما با اينکه خيلي چيزها را مي‌دانيم، اما آنها را رعايت نمي‌کنيم. يعني از همان روزي که تلفن‌همراه‌ وارد کشور شد، اين مشکلات هم شروع شدند و همچنان ادامه دارند. مثل مشكل آنتن‌دهي تلفن‌همراه‌ که از همان آغاز بود و حالا هم هست و روزي خواهد رسيد که ما چهره در نقاب خاک کشيده باشيم ولي اين مشکل همچنان وجود داشته باشد. حرف‌زدن با تلفن همراه هميشه قبيح و زشت نيست. مثلا ممکن است برخي در جلسه‌ها و محيط‌هاي عمومي رعايت نکنند و با تلفن‌همراه‌ حرف بزنند. ممکن است در مهماني‌ها يا گپ‌هاي دوستانه‌ هم افراد زياد خود را مقيد به رعايت آداب نکنند. حتي ممکن است حين برگزاري مراسم عقد يا جلسه‌هاي مشاوره يا در بنگاه‌ها يا سينماها هم افراد خاطي پيدا بشوند اما در برخي جاها هرگز نبايد با تلفن‌همراه‌ حرف زد و يک بار سخن گفتن با آن مي‌تواند شما را به سوي ديار باقي هدايت کند!

بگذريم. خيلي وقت‌ها پيش مي‌آيد که مثلا هنگام خريد بليت اتوبوس فروشنده با تلفن‌همراه‌ حرف زده باشد و شما عصباني نشده باشيد يا مرد سلماني در حالي که داشته موي شما را اصلاح مي‌کرده جواب تلفن را داده ولي باز هم شما را ناراحت نکرده است. خب ما بسياري از اوقات تحمل مي‌کنيم و چيزي نمي‌گوييم اما اگر يک پزشک هنگام مداوا با تلفن همراه حرف بزند، چه حسي به شما دست مي‌دهد؟ فکر کنيد با هزار بدبختي از فلان پزشک وقت گرفته‌ايد و دقيقا وقتي با ترس و لرز داريد علايم بيماري را با او در ميان مي‌گذاريد و او روي برگه‌ آزمايش شما خم شده است، ناگهان تلفن پزشک محترم زنگ بزند و با آن طرف خط درباره‌ سفر به اروپا حرف بزند و قرار بگذارد و بخندد! بعد شما اين طرف از ترس اينکه بيماري‌تان لاعلاج باشد، داريد مثل بيد مي‌لرزيد!

واقعا پزشکاني که در حضور بيمار با تلفن‌همراه‌ حرف مي‌زنند با خودشان چه فکري مي‌کنند؟ البته منظورم تماس‌هاي مهم و ضروري کاري نيست، منظورم همان سفر اروپاست. واقعا پزشکي که در حضور بيمار تلفني دلار چينج مي‌کند با خودش چه فکر مي‌کند؟

از همه‌ پزشکان انتظار داريم در حضور بيمار با تلفن‌همراه‌ حرف نزنند و تمام هوش و حواس‌شان به بيمار بخت‌برگشته‌، ترسيده‌، لرزيده‌ و بي‌پناه باشد که آمده است مطب تا آرام بشود و بهبود پيدا کند! پيشاپيش از همکاري شما سپاسگزاريم!

هفته‌نامه‌ی سپید، سال ۷، شماره ۳36، پنج‌شنبه 21 دی.

این‌جوری نیروی انتظامی نمی‌خواهیم!

یک اتفاق واقعی: سه مرد سارق، خیلی خیلی محترمانه مردی را با چاقو به سوی خودرو راهنمایی می‌کنند. البته آنان فقط دسته‌ی چاقو را به مرد نشان می‌دهند تا ثابت کنند نیت‌شان خیر است و قصد محاربه ندارند. در خودرو (خودرو گرم بوده و بخاری‌اش روشن بوده است) آنان از مرد می‌خواهند پول‌ نقد و کارت‌های بانکی‌اش را تحویل بدهد و چون مرد از دستور آنان سرپیچی می‌کند، این‌بار دسته‌ی قمه را نشان می‌دهند تا ثابت کنند بر مواضع غیرمحاربه‌یی‌شان پایبند هستند! مرد بخت‌برگشته پول‌ها و کارت‌های بانکی را تحویل می‌دهد. بعد یکی از سارقان یک دستگاه کارت‌خوان سیار را به مرد می‌دهد و از او می‌خواهد موجودی کارت‌هایش را به حساب سارقان واریز کند تا سارقان بتوانند کمی از مشکلات زندگی‌شان را حل کنند. گویا در این بین یکی از سارقان گریه هم می‌کند و از هزینه‌ی بالای تهیه‌ی جهیزیه گله می‌کند و توی سر خودش می‌زند. بعد مرد هم با دست‌های خودش زندگی‌اش را می‌ریزد توی حساب سارقان و بعد سارقان او را تا در خانه می‌رسانند و بعد متواری می‌شوند.

 اصلا قصد طرفداری از سارقان را ندارم، ولی واقعا همه‌ی آن‌هایی که چاقو و قمه دست می‌گیرند، قصد محاربه ندارند؛ قصدشان کسب حلال است. حتا اگر گاهی از تیغه‌ی چاقو و قمه هم استفاده کنند، باز نیت‌شان پاک است. واقعا اگر همه‌ی مردم با سارقان همکاری کنند، هیچ سارقی دوست ندارد محارب شناخته بشود. ما باید به جایی برسیم که سارق از طعمه‌ی خویش بخواهد که با اختیار و رضایت پول‌هایش را بدهد و طعمه هم همان کاری را کند که سارق می‌خواهد. در کمال آرامش و آسایش. این‌جوری اصلا نیروی انتظامی هم نمی‌خواهیم.

باز نشر از سرویس فرهنگی هنری ایسنا – طنز و کاریکاتور

عروسی روی پرده‌ی سینما

قرار است برخی از سالن‌های نمایش فیلم سینما آزادی دیگر فیلم نشان ندهند و به سالن اجرای تئاتر و کنسرت موسیقی تغییر کاربری بدهند. دلیل این تغییر کاربری، تحریم‌های داخلی علیه سینما آزادی و استقبال نکردن تماشاگران از فیلم‌های روی پرده است، به‌طوری‌که دیگر سینما آزادی نمی‌تواند هزینه نگه‌داری سالن‌ها را تأمین کند. اما من تعجب می‌کنم که چرا مسؤولین سینما آزادی برای کسب درآمد به سراغ تئاتر و موسیقی رفته‌اند؛ در تئاتر که پول نیست. کنسرت‌های موسیقی هم که می‌توانند پول‌آور و سودآور باشند، راه به راه یا مجوز نمی‌گیرند یا مجوزشان لغو می‌شود. پس به نظر می‌رسد این کار، کار عاقلانه‌ای نیست. مسؤولین سینما آزادی اگر به دنبال سود می‌گردند، سالن‌های سینما آزادی را به محل برگزاری جشن عروسی تبدیل کنند. پول این روزها توی سالن عروسی است. کافی است کنج سن یک اتاقک عقد درست کنند، کمِ کم می‌توانند آن را شبی 500 هزار تومان اجاره بدهند. اگر یکی از سالن‌های سینما آزادی به سالن عروسی تبدیل شود، یعنی ما سالنی خواهیم داشت با 300 نفر مهمان که تمام صندلی‌هایش پر است. روی سن اتاقک عقدی وجود دارد و کنج دیگر سن گروه موسیقی مستقر می‌شود. علاوه بر این‌ها سینما آزادی می‌تواند از محل شام و پذیرایی عروسی هم موارد قابل توجهی سود به دست بیاورد. همچنین می‌شود مراسم عقد را به صورت زنده و مستقیم روی پرده سینما پخش کنند و در آخر هم با توجه به شلوغی سینما یک فیلم خانوادگی آموزنده و جذاب برای مهمانان پخش کنند. حتا می‌شود جلسه پرسش و پاسخ با سازندگان فیلم را در پایان همان مراسم برگزار شود. این‌طور هم سینما آزادی پول‌دار می‌شود، هم صنعت سینما رونق می‌گیرد و هم به موسیقی بها داده می‌شود و هم ازدواج در جامعه رشد می‌کند. تئاتر هم همچنان همان هنر فاخری که هیچ پولی در آن نیست، باقی می‌ماند و از ارج و قربش کم نمی‌شود.

باز نشر از سرویس فرهنگی هنری ایسنا – طنز و کاریکاتور

عراقی‌ها باید از ترک‌ها یاد بگیرند

یک از مسؤولین: مسبب آلودگی هوای تهران، عراق است!

می‌دانید، مشکل از من و شما و کارشناس‌هاست که در داخل مرزهای کشور خودمان به دنبال مسبب آلودگی هوای تهران می‌گردیم! در حالی که مشکل در داخل نیست؛ در خارج است. اصلا ما هر چه می‌کشیم، از همین خارج است. این خارجی‌ها حتا چشم ندارند ببینند ما هوای سالم تنفس می‌کنیم. تا هوا می‌خواهد سالم باشد، هوا را آلوده می کنند. مثلا همین عراقی‌ها در تابستان گردوغبار به کشورمان می‌فرستند و در زمستان کاری می‌کنند تا دما در تهران وارونه بشود و بعد آلاینده‌های مضر تولید می‌کنند و به سمت ایران فوت می‌کنند! خدا ازشان نگذرد.

پس از این به بعد مسایلی مثل کارخانه‌ها، استاندارد نبودن سوخت، کمبود ناوگان عمومی حمل و نقل، کیفیت پایین خودروها، معیوب بودن و دودزا بودن خودروها و … مسبب آلودگی هوای تهران نیستند! و هر چه هست، زیر سر عراق است. باز خدا پدر ترکیه را بیامرزد که برای‌مان ابرهای مدیترانه‌یی باران‌زا می‌فرستد. عراقی‌ها باید از ترک‌ها یاد بگیرند.

باز نشر از سرویس فرهنگی هنری ایسنا – طنز و کاریکاتور

«سیتالوپرام»‌، شانزدهم دی

راننده‌ی قطار، پلنگ‌شماری و چند چیز دیگر

توصیه‌ي پزشکی

اگر می‌خواهید دارو مصرف کنید حتما باید زیر نظر پزشک این کار را انجام بدهید و از خوددرمانی بپرهیزید. به ویژه داروهایی مثل همین «سیتالوپرام» حتما باید زیر نظر پزشک مصرف بشوند چون پزشکان به خوبی درباره‌ی خاصیت درمانی این داروها آگاهی دارند. مثلا اگر شما از خانم مرضیه وحیددستجردی درباره‌ی خاصیت «فلوکستین» و «سیتالوپرام» بپرسید به شما خواهد گفت که مصرف درست این داروها باعث می‌شود فرد تصمیمات یک دفعه‌ای، یک شبه‌ای، ناگهانی، فله‌ای، یکهویی، الابختکی، یلخی و غیره نگیرد و در طول روز و هنگام کار آرامش کامل داشته باشد! من خودم یک زمانی فکر می‌کردم معجزه‌‌ای در ایل ساکی هستم ولی بعد از این خوردن این قرص‌ها به این نتیجه رسیدم که نهایت سوتفاهمی در ایل ساکی هستم و بس!

چیستان
احمدی‌نژاد: قطار اقتصادی کشور باید راننده داشته باشد!

به ده نفر از کسانی که نام راننده‌ی قطار ذکر شده را به مجله ایمیل کنند یک ماه یارانه تقدیم می‌کنیم!

گفت‌وگو

من: آقای استاندار وضعیت اسکان زلزله‌زدگان چطور است؟

استاندار آذربایجان شرقی: هیچ زلزله‌‌زده‌‌ای در چادر زندگی نمی‌کند!

من: چه خوب، کجا زندگی می‌کنند پس؟

استاندار آذربایجان شرقی: در کانکس!

من:‌  😐

پرسش

نامه‌ای را که نام آن سیصد نفر در آن نوشته شده باشد ندیده‌اید؟

تجربه

اگر ازدواج كرده‌ايد بدانيد و آگاه باشيد كه براي دريافت وام ازدواج بايد از تمام مداركي كه خودتان و همسرتان و ضامن‌هايتان در طول زندگي‌تان دريافت كرده‌ايد دو سري كپي بگيريد، حالا مي‌خواهد مدرك خياطي باشد يا مدرك تحصيلي! در ضمن در جريان باشيد كه بعد از اتمام اين مراحل ممكن است وام شما را بدهند و ممكن است هم ندهند! چون بودجه ندارند. شما ولي كپي‌ها را بگيريد خدا كريم است!

حكايت

روزي روزگاري دو جوان بودند كه خيلي همديگر را دوست داشتند. آن قدر كه يك روز تصميم گرفتند با هم ازدواج كنند. آنها با هم ازدواج كردند و صاحب چهارده تا بچه شدند و سال‌هاي سال با خوبي و خوشي كنار هم زندگي كردند!

لطيفه

محيط زيست براي شمارش پلنگ‌هاي پارك ملي گلستان حدود 80 تله‌ي تصويري و دوربين مخفي در پارك ملي گلستان كار مي‌گذارد تا از پلنگ‌ها عكس بگيرد و آنها بتوانند تعداد آنها را بشمارند. بعد از چند روز كه يك گروه تجسس براي جمع‌آوري دوربين‌ها به پارك ملي گلستان برمي‌گردد متوجه مي‌شود سارقان نصف دوربين‌ها را برده‌اند.

مكانيكی

شل‌گير مي‌دانيد چيست؟ شل‌گير يك قطعه پلاستيكي حقير است كه زير گلگير ماشين‌ها وجود دارد و وظيفه‌اش اين است كه در هنگام برف و باران نگذارد گل‌و‌شل به دم‌ودستگاه ماشين لطمه بزند! حالا كه به اطلاعات فني‌تان اضافه شد بدانيد كه همين شل‌گير حقير كه از آب شدن دمپايي كهنه درست مي‌شود دانه‌اي پنج هزارتومان شده است! من خودم مدتي است به جاي شل‌گير از كارتن مقوايي استفاده مي‌كنم.

آرسن‌لوپن

گفت كالباس كيلويي 20 هزار تومان، گفتم ديروز كه ارزان‌تر بود. گفت گران شده است. گفتم خب شما بسته‌ي بعدي كالباس را گران‌تر بفروش اين بسته كه باز شده است و خريد الان نيست. گفت متوجه نشدي انگار، عرض كردم گران شده است! همه چيز گران شده است!

حكم

خيلي خيلي حواس‌تان باشد! چاقوي آشپزخانه در آشپزخانه حكم چاقو دارد ولي اگر همين چاقو به هر دليل وارد كوچه خيابان بشود حكمش مي‌شود قمه. يعني كارد ميوه‌خوري در خانه ميوه‌خوري است ولي در كوچه اگر همراه‌تان باشد به درد زورگيري مي‌خورد نه ميوه‌خوري!

تا هفته‌ي بعد از كنار برويد و مواظب خودتان باشيد! باقي‌بقايتان!

شنبه 16 دی 1391، چلچراغ، شماره‌ی 503