سمساری قسمت بیست و هشتم

ماجرای کمدی

زندگی ماهیت دوگانه‌ای دارد. هم تراژدی است و هم کمدی. تراژدی و کمدی دو روی یک سکه‌اند. تراژدی وقتی به اوج می‌رسد تبدیل به کمدی می‌شود و کمدی وقتی به نهایت می‌رسد تراژدی است. چیزی که برای شما تراژدی است ممکن است برای دیگری کمدی باشد و چیزی که برای شما کمدی است ممکن است برای دیگران تراژدی باشد!

اینها را توی کتاب خواندم. آقای پرتوی به‌تارگی کتابی درباره‌ی کمدی برایم آورده که مشغول خواندنش هستم. هر چند زیاد اهل تئوری‌های این جوری نیستم ولی این کتاب را دوست دارم. حرف‌های خوبی تویش نوشته است. توی این کتاب نوشته است که بیشتر پدیده‌های اطراف ما کمدی هستند. یعنی اگر به اتفاقات و حوادث درست نگاه کنیم کمدی هستند. یعنی هر پدیده‌ای به نوعی کمدی است. این روزها دارم دنبال کمدی در اطرافم می‌گردم. نویسنده‌ی کتاب می‌گوید: اگر پیرامون خود را درست نگاه کنید جهانی سرشار از کمدی و تناقض خواهید یافت! کمدی‌های پیرامون خود را بنویسید تا بدانید زندگی چه مقدار شوخ‌طبع است.

این کتاب دید آدم را به نسبت زندگی عوض می‌کند. این روزها کلی ماجرای کمدی اطرافم پیدا کرده‌ام. دیروز یک مشتری آمده بود دکان. چهار ماه قبل همه‌ی وسایل‌اش را خودم ازش خریدم. می‌خواست برود خارج. حالا بعد از چهارماه چون دیده در خارج دوام نمی‌آورد برگشته ایران. آمده بود دنبال وسایلش. چند تایی از وسایل‌اش را هنوز داشتم و دوباره به خودش فروختم. البته با همان قیمتی که خریده بودم. خودش وقتی آمده بود توی دکان می‌خندید. می‌گفت: دارم وسایل خودم را می‌خرم. خوب که نگاه کردم دیدم وضعیت آن بنده‌ی خدا کمدی است. البته وجه تراژیک زندگی‌اش هم آن چند هزار دلاری بود که برای رفتن به خارج خرج کرده بود!

امروز توی روزنامه می‌خواندم که بازار پر شده است از عسل افریقایی. این هم کمدی است. وقتی خودمان عسل لرستان و سبلان و کردستان و گیلان و مازندران و همدان و خوزستان داریم اما بازار پر از عسل افریقایی باشد کمدی است. این کتاب تمام فکر و ذکرم را گرفته است. نگاه که به سید می‌کنم می‌گوید: ها؟ الان من کمدی‌ام؟ می‌گویم: به احتساب درآمد ماهانه‌ات و خرج زندگی‌ات بله شما هم کمدی تشریف دارید! می‌خندد. درباره‌ی ماهیت دوگانه‌ی زندگی برایش می‌گویم. می‌گوید: پس این کتاب کوفتی را بده ما هم بخوانیم بلکه بتوانیم در اطراف‌مان کمدی پیدا کنیم. می‌گویم همین پرسپولیس کمدی است. وقتی یک تیم این قدر خرج می‌کند و دایم می‌بازد کارش کمدی است. حتا بردهای تیم گهر لرستان هم کمدی است. وقتی لرهای بی‌پول و امکانات و ورزشگاه بازی را می‌برند کمدی است. سید می‌گوید: مته به خشخاش نذار اخوی. می‌گویم: همین مته به خشاش گذاشتن هم کمدی است. اصلا مگر می‌شود به خشخاش مته گذاشت؟ سید کتاب را از روی میز برمی‌دارد و می‌برد. می‌گوید: عقلت را داری از دست می‌دهی. می‌گویم: این هم کمدی است. می‌خندد. می‌خندم. سید با کتاب می‌رود و من می‌مانم و دکانی پر از کمدی.

 از «چلچراغ» شماره‌ی ۴۹8 شنبه 11 آذر.

چاپ گزیده طنزهای مطبوعاتی

گزیده‌ای از طنزهای رضا ساکی در مطبوعات در دهه 80 در قالب کتابی چاپ می‌شود.

رضا ساکی در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره کتاب‌های در دست چاپ خود گفت: یک رمان طنز با عنوان «بچگی بیشتر برف می‌آمد» نوشته‌ام که دست ویراستار است و تا پایان امسال آن را برای چاپ تحویل یک ناشر خواهم داد.

به گفته این طنزنویس، داستان بلند اخیر درباره فردی است که از جامعه دور می‌شود و در پی اتفاقاتی دوباره به دلِ جامعه بازمی‌گردد.

ساکی همچنین از تصمیمش برای گردآوری طنزهای مطبوعاتی خود در طول حدود نه سال فعالیت در عرصه طنز مطبوعاتی خبر داد و گفت: سعی می‌کنم گزیده‌ای از این طنزها را که در نشریاتی مانند گل‌آقا، همشهری، مردم‌سالاری، قدس و جام جم چاپ شده در کتابی جمع کنم و آنها را به نمایشگاه کتاب سال بعد برسانم.

وی افزود: عمده طنزهای من در مطبوعات تمِ اجتماعی و سیاسی دارند و فکر می‌کنم گردآوری و چاپ آنها در یک کتاب، حداقل نفعی که دارد این است که اگر کسی بعدها خواست درباره مثلاً طنز دهه 80 پژوهشی انجام دهد، می‌تواند از این کتاب‌ها استفاده کند.

این طنزنویس همچنین از تلاش برای تجدید چاپ کتاب «بابا باتری‌دار می‌شود» در موسسه انتشاراتی گل‌آقا و با قطع جدید خبر داد.

انگار زمانه عوض شده است

از قدیم رسم است وقتى اذان ظهر روز عاشورا را می‌گویند، تیغه وسط علم را به سمت پایین می‌کشند و ان را با یک پارچه سیاه به بدنه علم می‌بندند و بعد هم دیگر کسى زیر علامت نمی‌رود چون حسین علیه السلام علمدار ندارد و اباالفضل سلام الله علیه شهید شده است.
امسال ولى در مسیر گشت و گذار، فقط یک دسته را دیدم که رسم را به جا اورده باشد، بقیه دسته‌ها انگار حواسشان نبود.
از بچگى این رسم را دوست داشتم و حالا هم دارم، ولى انگار زمانه عوض شده است. نمی‌دانم چرا هنوز بعد از ظهر عاشورا زیر علم می‌روند. شاید رسوم عوض شده یا بانیان هیئت حواسشان نیست یا علم کش‌ها شور دارند، یا…. نمی‌دانم، هر چه هست من این رسم را دوست دارم، جنبه نمادین زیبایى دارد این رسم. رسمی که انگار دارد دست کم در بسیاری از محله‌های تهران فراموش می‌شود. کاش بزرگان هیئت‌ها و تیکه‌ها بیشتر مراقب باشند. هیئت داری که فقط پخش کردن نوحه از بلندگو تا چهار صبح و چای دادن توی لیوان ارزان یک بار مصرف نیست.
این روز‌ها دسته‌ها بعد از نماز ظهر راه می‌افتند ولی قبلا رسم این بود که قبل از نماز ظهر عزاداری می‌کردند. به هر حال زمانه عوض شده است ولی‌ای کاش رسم احترام به علمدار کربلا فراموش نشود.

بگذاریم زاگرس نفس بکشد!

زاگرس رشته کوهی که در خاورمیانه بی‌نظیر است

خرم‌آباد – خبرگزاری مهر: رشته کوه زاگرس با ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد و بی‌نظیر در خاورمیانه این روزها دست در گریبان مشکلات متعددی است که نفس کشیدن را برای زاگرس زیبا سخت کرده است.

به گزارش خبرنگار مهر، امروز سرزمین زاگرس بیش از گذشته نیازمند حراست و حفاظت است، زیرا در سال‌های اخیر به دلیل شتاب توسعه، افزایش جمعیت و بهره‌بردای بیش از حد توان در معرض شدیدترین تخریب‌های زیست محیطی قرار گرفته است.

امروز وظیفه اصلی تمامی فعالان، مدیران و پژوهش‌گران حوزه محیط زیست در قبال این منطقه حرکت به سمت کاهش اثرات منفی توسعه با کمک دانش روز جهان است؛ راهبردی که می‌تواند از بروز بحران‌های خاص اقلیمی کاسته و سلامت محیط زیست انسانی این منطقه را فراهم آورد.

بر اساس آمارهای به دست آمده در سال آبی 90 ـ 91 منطقه زاگرس بین 20 تا 45 درصد با کاهش بارش مواجه بوده که در همین راستا بین نیم تا 1.5 درجه نسبت به میانگین دوره مشابه با افزایش دما روبرو بوده است.

تخریب جنگل‌های زاگرس یکی از مهم‌ترین دلایل تغییرات اقلیمی این سرزمین است که گسترش کشاورزی ناپایدار، ذغال گیری و اثرات توسعه به این منطقه تحمیل کرده است.

زاگرس از لحاظ پوشش گیاهی و جانوری، داشته‌های آبی، خاک حاصل‌خیز و جاذبه‌های بکر گردشگری در خاورمیانه بی‌نظیر است؛ موضوعی که اگر به آن نگاهی سزاوارانه بیاندازیم و بر اساس الگوهای صحیح و کارشناسی گام برداریم می‌توانیم نیازهای اقتصادی را تا حد قابل توجهی پوشش دهیم.

این در حالی است که این سرزمین به دلیل شرایط خاص اقلیمی و جغرافیایی نیازمند پایداری توسعه بر اساس الگوهای دقیق علمی است، استفاده از تجربه و دانش پژوهش‌گران این عرصه می‌تواند راه رسیدن به توسعه پایدار را برای این سرزمین هموار کند.

یک کارشناس محیط زیست در این خصوص در گفت‌وگو با خبرنگار مهر به برخی مشکلات زاگرس اشاره کرد و گفت: یکی از مشکلات محیط زیست این سرزمین برداشت‌های غیرمجاز و بیش از توان ظرفیت از منابع آبی زیر زمینی است که زاگرس را تحت فشار قرار داده است.

محسن تیزهوش ادامه داد: در سرزمینی که 40 درصد آب ایران را تامین می کند باید الگوهای برداشت را تغییر داده و بیشتر به حفاظت از سدهای زیرزمینی پرداخت زیرا بر اساس آمارهای منتشر شده از سوی مجامع بین‌المللی ایران تا سال 2050 میلادی با کمبود شدید آب مواجه خواهد شد.

وی افزود: از سوی دیگر با از بین رفتن پوشش گیاهی و کاهش منابع آبی، زیست‌مندان ارزشمند این سرزمین نیز با مشکلات فراوانی روبرو می شوند که اگر برای رفع این مشکلات از طریق راه‌کارهای علمی و عملیاتی چاره‌ای نشود، شاید در آینده‌ای نه چندان دور برخی از گونه‌های بومی خود را از دست بدهیم.

تیزهوش به برخی گونه‌های در معرض خطر در زاگرس اشاره کرد و گفت: یکی از این گونه‌های بومی و بی‌نظیر در سراسر جهان سمندر لرستانی است که تغییرات اقلیمی می‌تواند حیات آن را در معرض شدیدترین آسیب ها قرار دهد.

اما زاگرس علاوه بر برکاتی که در زمینه تامین آب شرب مردم حاشیه این رشته کوه و ایران اسلامی دارد در بخش انرژی نیز می‌تواند به یاری کشور بیاید. زاگرس بیش از 200 روز در سال آفتابی است و این می‌تواند وابستگی ما را به سوخت‌های فسیلی کاهش دهد.

این در حالی است که در یک قرن اخیر بشر از انرژی نفت استفاده می‌کند و بر اساس پیش‌بینی‌های صورت گرفته فقط تا 70 سال آینده نفت وجود خواهد داشت بنابراین باید از همین امروز استفاده از انرژی‌های پاک از جمله انرژی خورشید، باد و … را در دستور کار خود قرار دهیم.

مزایای منحصر به فرد زاگرس می‌طلبد که هر چه جدی‌تر به چالش‌های پیش روی این رشته کوه استوار بپردازیم، چالش‌ها و مشکلاتی که در صورت استمرار می‌تواند برای کشورمان گران تمام شود.

یک فعال محیط زیست به معضل ریزگردهای عربی و مخاطرات ناشی از آن در زاگرس اشاره و عنوان کرد: در یک دهه اخیر ذرات ریز معلق از کشورهای همجوار عربی و همچنین برخی از چشمه‌های تولید گرد و غبار داخل کشور عرصه را بر محیط های جنگلی زاگرس تنگ کرده‌اند.

تیزهوش با بیان اینکه در این مدت شاهد از بین رفتن بخش قابل توجهی از جنگل‌های بلوط بوده‌ایم؛ ادامه داد: تولد ریزگردها ناشی از بی‌توجهی به پایداری‌های سرزمین است که خسارات بسیاری را به مردم و طبیعت تحمیل کرده است.

به هر روی بر اساس آنچه که گفته شد حفاظت از محیط زیست زاگرس می‌تواند پایداری کل محیط زیست ایران را تضمین کند، موضوعی که نباید از آن غافل شد.

از سوی دیگر لرستان به عنوان قلب این سرزمین از شرایط خاص و بسیار ویژه‌ای برخوردار است به طوری که از لحاظ منابع آبی، پوشش جنگلی و آب و هوایی در بهترین شرایط قرار داشته و در حقیقت گذرگاه عبور حیات وحش از استان‌های همجواری است که ویژگی‌های خاص لرستان را ندارند؛ بنابراین حفاظت از طبیعت این استان باید با استفاده از مشاوره پژوهش‌گران این عرصه صورت بگیرد تا شاهد آینده‌ای پایدار برای این سرزمین باشیم.

این حقیقتی انکار نشدنی است که حفظ جنگل‌ها به حفظ تنوع زیستی و تامین معیشت زندگی جوامع محلی منجر خواهد شد. بنابراین باید بگذاریم طبیعت زاگرس نفس بکشد زیرا تنها راه نجات محیط زیست زاگرس از تلاطم‌های ناگهانی، حفظ جنگل‌هاست که حفظ منابع آب،خاک و هوا را شامل می‌شود.

یادمان نرود ارزش جنگل‌های زنده بیش از چوب‌های مرده است… طبیعت زنده و مقاوم زاگرس را دریابیم.

به هر حال نگران نباشید!

رییس انجمن بی‌هوشی ایران اعلام کرده است که داروهای بی‌هوشی در کشور کمیاب شده و بخش‌های خصوصی و دولتی مجبور شده‌اند که از داروهای نسل قبل (از رده خارج شده) استفاده کنند. این داروهای بی‌هوشی ۲۰ سال پیش به دلیل کیفیت پایین از فهرست دارویی ایران حذف شده بود، اما این داروها به‌خاطر کمبود وارد بازار شده‌ و موجب نگرانی در مورد جان بیماران شده است.

 متأسفانه خیلی‌ها با شنیدن این خبر دچار استرس شده‌اند، ولی باید خدمت‌تان عرض کنم که نباید نگران باشید، چون همان‌طور که در خبر خواندید، داروی بی‌هوشی هست، ولی از رده خارج شده است. آدم باید وقتی نگران باشد که داروی بی‌هوشی اصلا پیدا نشود. نگرانی آن‌جاست که پزشک مجبور باشد با آجر توی سر بیمار بزند تا بی‌هوش بشود. ولی حالا داروی بی‌هوشی به مقدار کافی هست. اصلا هم نباید نگران از رده خارج بودن این داروها بود. شما فکر کرده‌اید 20 سال پیش ما چطور عمل می‌کردیم؟ با همین داروها! من خودم یک بار با همین داروهایی که الآن به آن‌ها از رده خارج می‌گویند، عمل کردم و دکترها دل و روده‌ام را کاملا بیرون آوردند و شستند و بعد باز گذاشتند سر جایش. حتا من در یک دوره‌ای که دچار بی‌خوابی شده بودم، شب‌ها از این داروهای بی‌هوشی استفاده می‌کردم و بسته به حالم چند میلی‌گرم توی آب می‌ریختم و خواب‌ به خواب می‌رفتم. پس اصلا جای نگرانی نیست! به‌علاوه اگر خدای نکرده این داروها هم تمام شد، می‌توان برای بی‌هوش کردن بیماران از روش‌های سنتی استفاده کرد و مثلا بیمار را با اتر بی‌هوش کرد.

 حتا می‌شود ایده‌های نو و تازه‌ای هم برای بی‌هوش کردن افراد مطرح کرد. مثلا دبیر کمیته سلامت شورای شهر تهران از دریافت گزارش‌هایی درباره توزیع شیرهای تاریخ مصرف گذشته در تهران خبر داده است. خب از این تهدید می‌توان یک فرصت ساخت. یعنی با خوراندن شیر تاریخ مصرف گذشته به بیمار او را بی‌هوش کرد و بعد جراحی را انجام داد!

 به هر حال نگران نباشید! هر چند رییس انجمن تجهیزات پزشکی و دندانپزشکی خبر داده است، اولویت دارو و تجهیزات پزشکی به جایگاه هشتم ارز مرجع سقوط کرده است، ولی جای نگرانی نیست. مسؤولان به زودی با تدبیر مناسب پاسخی قاطع می‌دهند به تحریم‌کنندگانی که این‌جور دارند با جان مردم بازی می‌کنند! تن‌درست و سالم باشید و باقی بقای‌تان ان‌شاءالله!

باز نشر از سرویس فرهنگی هنری ایسنا – طنز و کاریکاتور

اگر سی‌تی‌ اسکن نداریم، ام‌آر‌آی که داریم

رییس انجمن رادیولوژی ایران گفت: دستگاه سی‌تی اسکن که تا چند وقت قبل قیمتش 700 تا 800 میلیون تومان بود، حالا قیمت لامپ اشعه ایکس این دستگاه به تنهایی یک میلیارد تومان شده است. با این روند افزایش، کاری نمی‌توان کرد جز این‌که در اتاق سی‌تی اسکن را بست و خدمات ارائه نداد.

 متأسفانه برخی در طی چند روز گذشته خیلی روی این خبر مانور داده‌اند و توی دل مردم را خالی کرده‌اند که آی ملت به گوش باشید که از این به بعد سی‌تی‌اسکن بی سی‌تی‌ اسکن و مراکز سی‌تی ‌اسکن یکی یکی دارند تعطیل می‌شوند! من خودم همین امروز صبح تفریحی رفتم و سری به مرکز سی‌تی ‌اسکن محل‌مان زدم و دیدم همه چیز آرام و برقرار است، آن‌قدر آرام که تفریحی دادم مغزم را سی‌تی ‌اسکن کنند ببینند آن تو چه خبر است.

البته کسی منکر گران شدن لوازم یدکی پزشکی و از جمله لامپ سی‌تی‌ اسکن نیست، ولی مگر زندگی ما به لامپ سی‌تی ‌اسکن بند است؟ مگر قبلا که سی‌تی‌ اسکن نبود، مردم زندگی نمی‌کردند؟ سی‌تی ‌اسکن در جامعه وجود داشته باشد، خوب است، ولی اگر نباشد هم مهم نیست. اصلا اگر سی‌تی‌ اسکن نداریم، ام‌آر‌آی که داریم؟ رادیولوژی که داریم! ها؟ اصلا مگر روزانه چند نفر نیاز به سی‌تی‌ اسکن پیدا می‌کنند؟ گیرم که نیاز پیدا کنند، خب که چه؟ دکتر دکتر باشد، باید بدون سی‌تی‌ اسکن بفهمد بیمارش چه دردی دارد! مگر مرحوم ابن‌ سینا از این چیزها داشت؟ اصلا این‌ها جنگولک‌بازی است که از من و شما پول بگیرند، وگرنه همان چیزی که در سی‌تی ‌اسکن معلوم می‌شود، در رادیولوژی معلوم می‌شود. اصلا شما اگر دوربین بالای دوازده مگاپیکسل در خانه داشته باشید، با نصب یک نرم‌افزار می‌توانید همان توی خانه خودتان را اسکن کنید. واقعا الآن مشکل جامعه‌ی ما کمبود سی‌تی‌ اسکن نیست. مشکل جای دیگری است که با آن جای دیگرش کار نداریم، ولی یک سؤال هم داریم، آیا واقعا الآن آقایان تحریم‌کننده‌ی ایران از این موضوع خوشحال هستند؟ اگر خوشحال هستند، دعا می‌کنم روی تخت مرده‌شورخانه، نه، روی تخت مرکز سی‌تی‌ اسکن بدون لامپ بخوابند ان‌شاءالله!

باز نشر از سرویس فرهنگی هنری ایسنا – طنز و کاریکاتور

روی کاغذ شانس داریم، دقیقا یعنی چه؟

همان‌طور که می‌دانید، با تلاش مربیان و بازیکنان، تیم ملی به ازبکستان باخت تا فوتبال ملی وارد فاز اما و اگر بشود. فاز اما و اگر به فازی می‌گویند که تیم‌ها نه بر روی زمین، بلکه بر روی کاغذ شانس صعود دارند. یعنی باید ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست به دست هم بدهند تا یک تیم از گروهش صعود کند و به مرحله‌ی بعد برود.

اما این عبارت روی کاغذ شانس داریم، دقیقا یعنی چه؟ عرض به حضورتان روی کاغذ شانس داریم یعنی این‌که روی کاغذ می‌توانیم به برزیل برویم، ولی با طیاره نمی‌توانیم. یعنی روی کاغذ نوشته است اگر بقیه‌ی بازی‌ها را ببریم، صعود می‌کنیم، ولی در زمین چمن معلوم نیست که می‌بریم یا می‌بازیم! یعنی روی چمن چیزی نوشته نشده است!

اما چطور می‌شود که شانس یک تیم به روی کاغذ حواله می‌شود؟ عرض به حضورتان که با تدبیر و برنامه‌ریزی درازمدت و توجه به جوانان و اردوهای بلندمدت و پول کافی و بازی‌های تدارکاتی خوب و مربی کاربلد و تماشاگر فهیم و مسؤولین کاملا فوتبالی شانس یک تیم به روی کاغذ حواله می‌شود!

اما آیا از روی کاغذ می‌توان به جام‌ جهانی رفت؟ بله می‌توان، خودمان یک بار چند سال پیش پدرمان درآمد و با شانس بر روی کاغذ با استرالیا مساوی کردیم و رفتیم جام جهانی، ولی گویا این تو بمیری از آن تو بمیری‌ها نیست! مگر این‌که باز شانس یارمان باشد و این تو بمیری از آن تو بمیری‌ها باشد.

به هر حال تیم ملی برود جام‌ جهانی یا نرود، چیزی به من و شما نمی‌دهند! اما اگر کسی به بچه‌ای شیر ندهد، ممکن است بچه‌اش هرگز بزرگ نشود، پس به این دو خبر توجه کنید که بسیار آموزنده و مفرح است:

خبر اول پنج‌شنبه 25 آبان، جام‌جم: رییس انجمن داروسازان با اشاره به شایعات رایج در خصوص کمبود شیر خشک در داروخانه‌ها، گفت: خالی‌ بودن قفسه‌های داروخانه‌ها از شیر خشک یک بزرگ‌نمایی است.

خبر دوم شنبه 27 آبان، ایسنا: رییس انجمن داروسازان ایران با بیان این‌که مشکل کمبود شیرخشک هنوز مرتفع نشده است، عنوان کرد: شیرخشک با سهمیه‌بندی توزیع می‌شود. از داروخانه‌ها خواسته‌ایم تا زمانی که کمبودها برطرف نشده‌اند، با درنظر گرفتن موجودی اقدام به توزیع شیرخشک کنند.

ما منتظر سومی‌اش هستیم! باقی‌بقایتان.

باز نشر از سرویس فرهنگی هنری ایسنا – طنز و کاریکاتور

داروخانه‌دار بايد محرم باشد!

اگر کسي با شما آرام صحبت کند، چگونه پاسخ او را مي‌دهيد؟ آيا وقتي کسي درگوشي با شما حرف مي‌زند، بايد بلند جواب او را بدهيد؟ آرام حرف زدن نشانه‌ حياست؟ کسي که حيا مي‌کند، آرام حرف مي‌زند؟ کساني که کم‌رو هستند آرام حرف مي‌زنند؟ بايد از آدم‌هاي کم‌رو بلندبلند سوال پرسيد؟ شما به عنوان يک داروخانه‌دار چگونه با افراد کم‌رو و خجالتي برخورد مي‌کنيد؟ آيا وقتي آنها آرام با شما حرف مي‌زنند و چيزي مي‌پرسند، در حضور ديگران و بلند بلند پاسخ آنها را مي‌دهيد؟ تا به حال کسي را از خجالت سرخ کرده‌ايد؟ آيا باعث شده‌ايد ديگران به او بخندند يا ترحم کنند؟ اگر اين گونه نيست، پس چرا وقتي فردي خجالتي دنبال چيزي در داروخانه مي‌گردد و از شما آرام سوال مي‌کند، در ملاعام به او جواب مي‌دهيد؟ آيا داروخانه‌دار نبايد محرم اسرار بيمار باشد؟ يعني همه بايد بفهمند، مشتري شما چه مي‌خواهد؟ اگر بايد بفهمند، پس چرا کيسه‌ مشکي؟ ها؟

به عنوان يک عضو کوچک جامعه از همه‌ داروخانه‌داران تهران و حومه و اقصي‌نقاط کشور خواهش مي‌کنم چيزهايي را که باعث خجالت کشيدن بيماران و مشتريان داروخانه‌ مي‌شوند در محلي جداگانه قرار دهيد و آنها را آرام و بي‌صدا به مشتري بفروشيد و وقتي آرام از شما سوال مي‌کنند، شما هم آرام به آنها پاسخ دهيد. اگر اين کار را نکنيد و مردم به شما اعتماد نداشته باشند، نابهنجاري‌هاي اجتماعي زيادي به وجود مي‌آيد. اصلا اگر مردم به داروخانه نروند، به کجا بروند؟ اگر نتوانند اجناس باکيفيت و تاريخ‌دار را از داروخانه تهيه کنند، بايد بروند از جاهاي ديگر اجناس تقلبي بخرند. اصلا شايد چيزي که مي‌‌خواهند در جاهاي ديگر پيدا نکنند و بعد مشکلات فردي و اجتماعي‌شان دوچندان بشود، پس خيلي لطف مي‌کنيد که با بيماران و مشتري‌ها مدارا مي‌کنيد و چيزهايي که باعث خجالت کشيدنشان مي‌شود در محلي جداگانه قرار مي‌دهيد و آنها را آرام و بي‌صدا به مشتري مي‌فروشيد و وقتي آرام از شما سوال مي‌کنند، شما هم آرام به آنها پاسخ مي‌دهيد. دست شما درد نکند. اين کار را بکنيد، خودم هم مشتري‌تان مي‌شوم!

هفته‌نامه‌ی سپید، سال ۷، شماره ۳۲7، پنج‌شنبه 18 آبان.

میراث فرهنگی باید تانک بخرد

فردی با لودر به جان سنگ‌نگاره‌های پنج‌هزارساله‌ی اردکان افتاد!

 رضا ملاحسینی، دبیر انجمن دوست‌داران میراث فرهنگی «چارسوق کویر»، با اشاره به وسعت زیاد و تعدد آثار ثبتی شهرستان اردکان،‌ گفت: با این وجود، اداره‌ی میراث فرهنگی و گردشگری اردکان فقط چهار کارمند دارد که این تعداد توان رسیدگی و پوشش و حفاظت کامل منطقه را ندارند.

 حتما شما هم از خواندن این خبر تعجب کرده‌اید، اما تعجب ندارد! به هر حال آن‌چه شیران را کند رو به مزاج، احتیاج است احتیاج است احتیاج. و انسان از سر احتیاج لودر برمی‌دارد و به جان بناهای باستانی چندهزارساله می‌افتد، وگرنه آدمی که نیاز نداشته باشد و کار و کاسبی داشته باشد، اصلا وقت ندارد لودر بردارد برود در یک منطقه دورافتاده زمین را بکند. بنده خدا البته حق داشته است که با لودر زمین را کنده است، چون کار با لودر هم تمیزتر انجام می‌شود و هم سریع‌تر و هم می‌شود مقدار بیش‌تری خاک برداشت و با توجه به کوهستانی بودن و سنگی بودن منطقه، لودر گزینه‌ی بهتری از تیشه یا کلنگ است. در کنار لودر می‌توان از توانایی بولدوزر هم در امر تخریب آثار باستانی استفاده کرد. همچنین شیارزن وسیله‌ی مناسبی برای نرم کردن خاک‌های باستانی است که در حقیقت کار همان «خیش» یا «گاوآهن» را انجام می‌دهد! از یاد نبرید که مته و بیل مکانیکی هم دو وسیله‌ای هستند که بازده خوبی در کندن زمین دارند و با آن‌ها می‌شود هر زمینی را کند. البته متأسفانه کسی که منطقه‌ی سنگ‌نگاره‌های پنج‌هزارساله‌ی اردکان را کنده است، بعد از کندن منطقه را رها کرده است که شایسته بود ایشان بعد از عملیات کاوش با یک گریدر منطقه را صاف می‌کرد تا نمای خوبی داشته باشد! ما به همه‌ی قاچاقچیان آثار باستانی توصیه می‌کنیم که بعد از عملیات یک بار منطقه را گریدرکوب کنند تا صاف‌ صاف بشود.

 در پایان باید عرض کنم که آن چهار کارمند محترم اداره‌ی میراث فرهنگی و گردشگری اردکان فقط در صورتی می‌توانند با قاچاقچیان آثار باستانی مجهز به لودر مقابله کنند که تانک داشته باشند!

 باقی‌بقایتان

باز نشر از سرویس فرهنگی هنری ایسنا – طنز و کاریکاتور

اتوبوس یک‌ بار مصرف

آدمی باید در سفر احساس ایمنی کند. انسان وقتی احساس ایمنی می‌کند، احساس خوشبختی هم می‌کند و آدمی که احساس خوشبختی می‌کند، روح و روان سالمی دارد، لبخند بر لب دارد و بیش‌تر هم عمر می‌کند!

اما اگر آدمی‌زاد در سفر احساس ایمنی نکند، احساس خوشبختی هم نمی‌کند و آدمی که احساس خوشبختی نمی‌کند، روح و روان سالمی ندارد، لبخند بر لب ندارد و بیش‌تر هم عمر نمی‌کند!

پس باید در سفر احساس ایمنی کنیم. اما چه کنیم که در سفر به‌ویژه سفر با اتوبوس احساس ایمنی کنیم! برای سفر ایمن با اتوبوس چند راهکار پیشنهاد می‌کنم که امیدوارم مورد توجه رانندگان، خوانندگان و مسؤولین قرار بگیرد:

راهکار اول: پیشنهاد می‌شود رانندگان قبل از رسیدن به پیچ‌ها کاملا توقف کنند و مسافران را پیاده کنند و اتوبوس را به صورت خاموش تا آن طرف پیچ هل بدهند و بعد سوار اتوبوس بشوند تا زنده بمانند.

راهکار دوم: پیشنهاد می‌شود در هر اتوبوس چند مسافر که گواهینامه‌ی پایه‌ی یک دارند، حضور داشته باشند تا اگر راننده و کمک‌راننده خواب‌شان گرفت، آن‌ها بتوانند بقیه‌ی مسیر را پشت رول بنشینند.

راهکار سوم: پیشنهاد می‌شود عبور و مرور کلیه‌ی اتوبوس‌ها در کلیه‌ی محورهای مواصلاتی کشور در دم صبح و شب و سر ظهر ممنوع بشود!

راهکار چهارم: پیشنهاد می‌شود در جلوی هر اتوبوس یک خاور حرکت کند تا اگر اتوبوس ترمز برید، آن خاور بتواند اتوبوس را نگه دارد. بدیهی است اگر بیم آن می‌رود خاور هم ترمز ببرد، باید یک کامیون جلو خاور حرکت کند.

راهکار پنجم: پیشنهاد می‌شود اتوبوس‌ها بیش‌تر از پنج نفر مسافر سوار نکنند تا در صورت بروز حادثه تلفات جانی کم باشد!

راهکار ششم: پیشنهاد می‌شود از هر اتوبوس فقط یک بار استفاده بشود تا خطر تصادف‌ بر اثر کهنگی اتوبوس وجود نداشته باشد.

باقی‌بقای‌تان و سفر به‌خیر

باز نشر از سرویس فرهنگی هنری ایسنا – طنز و کاریکاتور