تاریخ یک ارتداد

 مرحوم «عزت‌الله سحابی» بر کتاب معروف و جنجالی «تاریخ یک ارتدادِ» «روژه گارودی» مقدمه‌ی تقریبا مفصلی نوشته‌اند که یکی از بهترین مطالبی است که تا به حال درباره‌ی روند شکل‌گیری دولت اسراییل خوانده‌ام.

مترجم این کتاب مرحوم  «مجید شریف» است همو که یک روز برای ورزش کردن از خانه  بیرون رفت و دیگر برنگشت. کتاب «تاریخ یک ارتداد» را «موسسه‌ی خدمات فرهنگی رسا» در سال 1377 (چاپ دوم) منتشر کرده است که البته گویا ناشران دیگری هم آن را منتشر کرده‌اند.  این مقدمه را در نت پیدا نکردم پس دیدم اگر در اینجا و به مناسبت «روز جهانی قدس» منتشراش کنم راه دوری نمی‌رود:

آگاهی مردم جهان نسبت به حقیقت صهیونیسم و ماهیت دولت اسراییل، از بدو پیدایش تا کنون، از مراحلی گذشته و تکامل یافته است.
مرحله‌ی نخست، از زمان انتشار کتاب «دولت یهود» اثر «تئودور هرتسل» آغاز شد و تا پایان جنگ جهانی دوم طول کشید. در این مرحله جنبش صهیونیستی از یک طرف کار خود را روی آموزش و آماده‌سازی درونی یهودیان جهان به ویژه یهودیان اروپا و جاانداختن مفهوم «دولت یهود» به عنوان یک آرمان مذهبی- نژادی برای قوم یهود متمرکز ساخت و از طرف دیگر در جهت کسب موافقت و حمایت دولت‌ها و دولت‌مردان و مقامات اقتصادی و بانکی کشورهای قدرت‌مند و به خصوص انگلستان به تلاش پرداخت. در این مرحله چون همه چیز در استتار و خفا صورت می‌گرفت مردم جهان نسبت به آن آگاهی و اطلاع نداشتند.

مرحله‌ی دوم از پایان جنگ حهانی اول آغاز شد که به عنوان مرحله‌ی کسب امتیازات سیاسی یا ارضی و تاسیس پایگاه‌های سیاسی یا نظامی- تروریستی و تبلیغاتی تحت حمایت حکومت انگلیس در خاک فلسطین شناخته می‌شود. یهودیان ساکن اروپای شرقی و غربی به مهاجرت به فلسطین تشویق  و به آنجا رانده می‌شوند. در این مرحله تنها رجال ملی – مذهبی فلسطینی بودند که از این حرکت آگاهی یافتند و به ماهیت و اهداف آن پی بردند و آن را یک خطر جدی برای موجودیت ملی – مذهبی خویش یافتند و در برابر آن دست به واکنش‌هایی زدند. سایر ملل غربی یا اسلامی و حتا بسیاری از مدرنیست‌های فلسطینی یا دولت‌مردان و سیاسیون آن سرزمین نیز از ماهیت  اهداف صهیونیستی آگاه نبودند و تغافل نمودند.

مرحله‌ی سوم با پیشرفت حرکت ناسیونال سوسیالیسم و غلبه‌ی گرایش‌های ضدیهودی در بین آلمان‌ها و اروپاییان آغاز شد. همکاری‌های سودجویانه و فرصت‌طلبانه‌ی رهبران صهیونیسم با سران رژیم هیتلری برای اعمال فشار بر یهودیان در جهت مهاجرت از اروپا به فلسطین از ویژگی‌های این دوره است. این عملیات نیز از دید مردم جهان، حتا یهودیان ساکن در شرق پنهان بود.

مرحله‌ی چهارم پس از ختم جنگ جهانی دوم و انهدام رژیم نازی در اروپا آغاز شد. در این دوره حمله و اشغال جدی و همه جانبه‌ی سرزمین فلسطین تدارک دیده شد و با سرعت پیش رفت. در پیش‌برد این کار ا این عوامل و زمینه‌ها بهره گرفته شد:
–     پیروزی متفقین، انگلیس، امریکا، فرانسه و …
–   تشکیل بلوک غرب و سرکوب جو موسوم به احساسات ضدسامی که فقط جنبه‌ی ضدیهودی آن مورد نظر و تبلیغ بود
–   بهره‌برداری به موقع از فضای موقت ضدیهودی پس از جنگ جهانی دوم که در شوروی و نزد استالین و عاملان او پدید آمد که منجر به تشویق و تحریص و تسریع در مهاجرت یهودیان به فلسطین شد
–    طرح مظلومیت یهودیان به عنوان اصلی‌ترین و مهم‌ترین قربانیان جنگ و کسب حمایت‌ها و امتیازات اقتصادی- سیاسی فراوان از بلوک غرب و حتا شوروی وقت.
آگاهی نداشتن فضای روشنفکری و مدرنیست‌های راست و چپِ غرب و شرق از ویژگی این مرحله است. در این مرحله تبلیغات چنان شدید و فراگیر بود که تمامی روشنفکران، سیاست‌مداران و احزاب مترقی جهان غرب و کشورهای جهان سوم و حتا کشورهای سوسیالیستی را تحت تاثیر قرار داد و همگان ادعای صهیونیست‌ها را باور کردند و در نتیجه زمینه برای مشروعیت یافتن اقدامات تروریستی و ضدبشری آنها در سرزمین فلسطین هموار شد.

نیروهای موسوم به «ارتش یهود» که بعدا «ارتش اسراییل» نامیده شد از ادعام چهار سازمان کاملا تروریستی و مهاجم و بی‌رحم پدید آمد. ویژگی عمده‌ی این مرحله آن بود که تنها معدودی مسلمین هوشیار  و سیاسی‌اندیش در کشورهای اسلامی و عربی نسبت به ماهیت نژادپرستانه‌، تهاجمی و اشغال‌گرانه‌ي حرکت صهیونیستی آگاهی یافتند و بقیه‌ی مردم روشنفکران، سیاسیون و احزاب نسبت به این ماهیت یا غافل ماندند یا بنا به ملاحظاتی دیگر راه تسامح و اغماض در پیش گرفتند تا جایی که بسیاری از نیروهای مترقی و عدالت‌طلب جهان سوم، کشمکش اعراب و دولت جدید اسراییل را ناشی از تعصب اعراب یا نزاع یک رژیم مدرن با رژیم های عقب‌مانده و قشری و ارتجاعی عرب تلقی کردند و حقوق اساسی یک ملت را نادیده گرفتند و سرانجام دولت اسراییل با ضمانت امپریالیسم‌های جهان، در سرزمین فلسطین مستقر شد و روند گسترش‌طلبی و تهاجم به ملل و کشورهای همسایه آغاز نمود.

مرحله‌ی پنجم از جنگ ژوئن 1967 به بعد آغاز شد. علی‌رغم شکست مصر و اعراب در این جنگ فضای روشنفکری جهان نسبت به ماهیت نژادپرستانه، تجاوزپیشه و اشغال‌گر صهیونیسم آگاهی یافت و فضای مبارزه و مقابله با رژیم صهیونیستی از عناصر ملی- مذهبی کشورهای عرب و غیرعرب فراتر رفت و تمامی گروه‌های مترقی و بشردوست جهان نسبت به این ماهیت آگاهی حاصل کردند و تنها دولت‌های غربی و طبقات حاکمه‌ی وابسته به کشورهای جهان بودند که بر حسب منافع و مصالح گوناگون خویش و تحت فشار و نفوذ گروه‌های صهیونیستی استراتژی خود را با صهیونیسم هماهنگ و هم‌هویت نمودند.
در تمام مراحل پنجگانه‌ی فوق حجم و شدت تبلیغات چنان بوده است که کمتر کسی حتا اندیشمندان مستقل و انسان‌دوست در جهان جرات تردید در دعاوی اصلی و بنیادی دولت اسراییل را به خود داده و می‌دهد. و حالا ایرادها و اعتراضات فقط به عمل‌کرد گروه‌ها و جناح‌های راست و بنیادگرایان افراطی اسراییل متوجه است نه به مبانی اندیشه و اصول بنیادی این رژیم.

مرحله‌ی ششم که هم‌اکنون در آستانه‌ی آغاز آن هستیم مرحله‌ای است که اندیشمندان مستقل و انسان‌دوست جهان به ماهیت و اصول بنیادی این دولت وارد می‌شوند و کشف می‌کنند که مبانی و فرضیاتی که رژیم اسراییل به طور نظری بر آنها استوار است حقیقت ندارند و پندارها و یا اسطوره‌هایی کاذب بیش نیستند که به عمد ایجاد شده‌اند و متفکران و روحانیون عرف دین یهود و پیروان واقعی حضرت موسی (ع) منکر آن هستند.
آنها این اصول و فروض اسطوره‌ایی دولت اسراییل را مغایر با دین یهود می‌شناسند و این دولت را نافی و منهدم کننده‌ی دیانت توحیدی حضرت موسی (ع) معرفی می‌کنند. طبعا این حرکت موجب تکانی در اندیشههای روشنفکران و متفکران غرب و شرق جهان نی خواهد شد و آگاهی عمومی نسبت به صهیونیسم به یک جهش عظیم دست خواهد یافت.

باید با اطمینان و صداقت اذعان کنیم که کتاب «تاریخ یک ارتداد» اثر مرد متفکر و اندیشمند و حقیقت‌جوی فرانسوی «روژه گارودی» آغازگر این مرحله است. به همین دلیل انتشار این کتاب در فرانسه با واکنش شدید محافل صهیونیستی روبرو شد. تقریبا تمام احزاب و جماعات و اشخاصی که طی پنجاه سال گذشته تحت نفوذ تبلیغات و اسطوره‌سازی‌های صهیونیستی قرار داشتند این متاب و نویسنده‌اش را طرد و لعن کردند و بدین ترتیب در فرانسه نوعی تحریم نانوشته بر آن اعمال شد تا آنجا که امروز به سختی می‌توان یک نسخه از  آن را از کتاب‌فروشی‌های رسمی یا صاحب‌نام به دست آورد. در سراسر فرانسه تنها یک شخصیت مذهبی و آزاده و محبوب تمامی ملت فرانسه به نام «اَبهِ پی‌یِر» که خود از قربانیان اشغال‌گران نازی در فرانسه بود جرات تایید این کتاب را به خود داد و بس.

خطر این کتاب برای رهبران صهیونیسم که بیش از یک قرن رندانه و ریاکارانه لباس مظلومیت پوشیده‌اند بسیار روشن است. از این رو با تمام قوا خواهند کوشید که مانع نشر آن شوند یا آن را ملکوک و بی‌اعتبار سازند. ولی ما ایمان داریم که حقیقت خود واجد نافذترین و رساترین تبلیغات است و از میان تمام موانع و مشکلات راه خود را باز می‌کند. آن گاه است که حقایق بی‌سابقه‌ی درون این کتاب در افکار و ضمایر مردم جهان توفانی برخواهد انگیخت. از همین رهگذر امیدواریم که تاریخ جهان و خاورمیانه در همین سرآغاز قرن بیست و یکم ورقی تازه خورَد.
این امر همچنین دست قدرت‌هایی را که از مظلومیت عده‌ای از قربانیان بهره‌برداری می‌کنند ولی خود پا جای جلادان می‌گذارند رو می‌کند، چرا که به هر حال در این نکته که یهودیان نیز مورد تجاوز و ستم قدرت‌پرستان دیگری بوده‌اند هیچ تردیدی نیست.

به امید آن روز
عزت‌الله سحابی

2 دیدگاه برای “تاریخ یک ارتداد”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *