Adobe Audition CS5.5

دوستان رادیویی و دوست‌داران Adobe Audition برنامه‌ی Adobe Audition CS5.5 آمد. دانلود کنید، نصب کنید و از زندگی لذت ببرید. کسانی که برنامه‌هایی مثل nuendo 4 یا Adobe Audition 3  کار کرده‌اند با این برنامه راحت هستند.

امیدوارم مشکلات ادیت سوم‌اش را نداشته باشد. تا به حال که نصف روز است با آن کار می‌کنم خیلی رضایت‌بخش است، به ویژه با کامپیوتر پرقدرت به آدم حال می‌دهد. این بار شرکت Adobe در بعضی بخش‌ها خودش را هم‌گام با شرکت‌هایی مثل steinberg کرده است و شما برای کار با Adobe Audition CS5.5 نیاز به ساخت پروژه دارید. کلا عالی است و چیزهایی بیشتر از نسخه‌ی قبل دارد که خیلی به کار می‌آید.

چهل سال بعد در چنین روزی

چهل سال بعد در چنین روزی، وقتی پدری می‌خواهد به پسرش افتخار کند و از تلاش‌هایش برای بزرگ کردن او بگوید:

من این پسر رو با نون سنگک بزرگ‌ کردم…

پدر، مادر، ازدواج نکنید

وقتی نام ماشین زمان و سفر در زمان مطرح می شود آدمی‌زاد بلافاصله یاد گذشته می‌کند. البته برخی نیز اعتقاد دارند که ماشین زمان برای سفر به آینده است که حرف‌شان بی‌مورد است. بنا بر تحقیقات انسان هر وقت از سفر در زمان سخن گفته است منظورش سفر به گذشته بوده است و دلایلی بسیاری برای رد نظریه سفر به آینده وجود دارد که آنها را برخواهیم شمرد.

انسان همیشه در فکر رفتن به گذشته بوده است چون در گذشته‌اش کارهای کرده و نکرده بسیاری دارد دارد، ولی در آینده انسان بی‌کار و بی‌عار است. در ضمن آدم می‌داند به کجای گذشته برگردد، تاریخ بشر هست و وقتی کسی می‌خواد در زمان به گذشته سفر کند به مقاطع خوب تاریخی سفر می‌کند تا حال‌اش را ببرد و مثلا هیچ آدم عاقلی به قرون وسطا سفر نمی‌کند که.

اما اگر کسی بخواهد در زمان به سمت جلو یعنی آینده سفر کند بی‌چاره می‌شود چون ما نمی‌دانیم صد سال دیگر اوضاع چگونه است. اصلا سفر به آینده باعث افسردگی می‌شود، چون اگر آدم به صد سال آینده سفر کند و ببیند اوضاع همین طوری است افسرده می‌شد و وقتی برگردد به زمان حال خودکشی می‌کند و اگر هم ببیند که اوضاع خیلی خیلی بهتر است باز افسرده می شود و دل‌اش برای آینده تنگ می‌شود و با می‌زند کار دست خودش می‌دهد.

من اگر به گذشته سفر کنم جلوی ازدواج پدر و مادرم را می‌گیرم. شما دوست دارید به کجای گذشته سفر کنید؟ جلوی چه چیزی را می‌گیرید؟ چه چیزی را به انجام می‌رسانید؟

رادیوی هفتاد و یک ساله

امروز رادیو هفتاد و یک ساله شد. تبریک می‌گویم به همه‌ی همکارانم در رادیو.

امسال نشد چیزی تقدیم شما کنم، ولی بدانید که بیش از سی نوشته و صوت آماده دارم برای «رادیو ساکی» که اگر حوصله‌دار بشوم یکی یکی تقدیم می‌کنم، از صدای بزرگان ادب و هنر گرفته تا برنامه‌های قدیمی و جدید رادیو. از تاریخ معاصر و «هویدا» بگیر تا «علامه همایی» و تاریخ ادبیات و موسیقی و «گل‌ها» و «تک‌نوازان» و مجله‌های قدیمی رادیو و… فعلا همین «جانی دالر» را که پارسال تقدیم کردم از من بپذیرید تا «رادیو ساکی» را باز راه بیندازم.

خبر فوری از لیگ برتر

در ادامه‌ی مسابقات آدم‌کشی در خاورمیانه، آقای «بشار اسد» با شصت کشته و تعداد نامحدودی زخمی در شب گذشته به رتبه‌ی اول جدول صعود کرد و «معمر قذافی» را یک پله پایین کشید. به گفته‌ی برخی صاحب‌نظران آقای قذافی در صدد است تا ساعاتی دیگر به جایگاه اصلی خود در جدول برگردد. این رقابت‌ها همچنان ادامه دارد.

«مشاعره»

نخستین برنامه از سری برنامه‌های «مشاعره» امروز جمعه دوم اردیبهشت از «رادیو تهران» پخش می‌شود. گوینده کارشناس این برنامه «اسماعیل امینی» است، سردبیرش «معصومه خیاطون» و تهیه کننده‌اش منم. مشاعره از برنامه‌های دوست‌داشتنی و از قالب‌های قدیمی در برنامه‌سازی رادیو است که حالا باز از رادیو تهران پخش می‌شود. این برنامه  از ساعت نوزده تا نوزده و سی به صورت تولیدی روی آنتن می‌رود (به قول معروف).

اگر اهل مشاعره هستید یا کسی را می‌شناسید که مشاعره بلد است خبر بدهید لطفا. باعث افتخار است که دوستان وبلاگستان در برنامه شرکت کنند.

رضا هستم، اینجا اتاق منه، i love you pmc

هیچ گاه خانه‌نشین نبوده‌ام، حالا هم فقط کمی خزیده‌ام در خانه، ولی همین خانه‌نشینی کوچک برای کسی مثل من که چند سال گذشته را، به ویژه چهار سال گذشته را از شش صبح تا هشت شب مثل سگ، اسب و البته خر کار کرده کمی غریب و دشوار است. اما خوب است. اینجا همه چیز دارم، شخصی شخصی، اتاقم اگر دستشویی داشت می‌توانستم شش ماه داخل‌اش بمانم و بیرون نیایم، بدون این که محتاج کسی باشم. حیف که فاصله‌ی طبقاتی اینجا هم نمی‌گذارد از زندگی لذت ببرم. یعنی آیا این آرزوی بزرگی است؟ یک دستشویی در اتاق؟ اگر در اتاق‌تان دستشویی دارید قدرش را بدانید، برخی مثل من حسرت داشتن‌اش را دارند.

بگذریم، حاصل این خانه‌نشینی تا به این روز علاوه بر نوشتن‌ها و چرت زدن‌ها این است که عاقبت برنامه‌ی «بفرمایید شام» را دیدم. فهمیدم چند کانال جدید به ماهواره‌ی ملعون اضافه شده است. حاصل این چله‌نشینی، دیدن شبکه‌های پخش موسیقی است و کشف آهنگ تازه‌ی «شاهرخ» به نام «نمی‌شه».

شاهرخ را دوست دارم چون مادرم دوست‌اش دارد، بچه که بودم برای‌ام شاهرخ هم می‌خواند، کودکستانی بودم که آهنگ «توی یک دیوار سنگی را از حفظ بودم» و می‌دانستم «گوگوش» و «داریوش» اسامی خواننده‌هایی هستند که مادر جوان‌ام دوست داشته است. حالا توی کانال‌ها می‌گردم و منتظر می‌مانم تا شاهرخ بیاید و بخواند:

«گلوی ساز دلتنگی پر از فریاد خاموشه

دوباره سر بده هق‌هق بذار دست صدا روشه»

شاهرخ شکسته شده است ولی هنوز از دل می‌خواند.

این را هم از یک آدم بی‌کار که کارمند تمام وقت «پی‌ام‌سی» شده است بشنوید که بعد از «نمی‌شه»‌ی شاهرخ، چند بار دیده‌ام که «عاشقانه‌»ی ابی پخش می‌شود. پس کانال را عوض نکنید، بگذارید اگر چیزی در گلو دارید بشکند.

پی‌نوشت مهم:

با سپاس از دوستان عزیز که ایمیلأ، کامنتأ، زبانأ، تلفنأ، اس‌ام‌اسأ و… تماس گرفتند و  فکر کردند من بی‌کار شده‌ام باید عرض کنم من از کار بی‌کار نشده‌ام و شکر خدا هنوز کار می‌کنم. خانه‌نشینی‌ام از بی‌کاری نیست، نیاز هست که فعلا این گونه باشد. باز هم ممنونم از شما دوستان که هم‌دردی کردید و حتا کار پیشنهاد دادید. قربان‌تان بروم رفقا. پی‌ام‌سی را فراموش نکنید.

یادبود شاعران بهاری و شعر تازه‌ای از «حسن فرازمند»

مراسم یادبود «سیدحسن حسینی» و «قیصر امین‌پور»، روز جمعه دوم اردیبهشت ماه، در قطعه‌ی هنرمندان بهشت زهرا برگزار می‌شود.
به همین بهانه خانواده‌ها، دوستان و دوست‌داران این دو شاعر و جمعی از اهالی شعر و ادب ساعت 10 روز جمعه دوم اردیبهشت ماه بر سر مزار سیدحسن حسینی گرد هم می‌آیند.

«حسن فرازمند» عزیز هم با شعری به استقبال این مراسم رفته است که در اینجا منتشر می‌کنم:

زندگی شاید شاید

یک بهانه است که ما

دور هم جمع شویم

دو تا سه تا عکس بگیریم

و سپس مکث کنیم.