کودتای فرهنگی در راسته‌ی کریم‌خان

به مناسبت جشنواره‌ی زمستانی کتاب کریم‌خان که به همت ناشران و کتاب فروشی‌های این راسته و خیابان انقلاب برگزار شد با آقایان «کیاییان» از نشر «چشمه»، آقای «رستمی» از فروشگاه «اگر» و «سعید احمدی‌پویا» روزنامه‌نگار گفت‌وگو کرده‌ایم. این برنامه را در اینجا می‌توانید بشنوید و دانلود کنید.

آقای کیاییان در برنامه از برگزاری دوباره‌ و بزرگ‌تر این جشنواره‌ي خبر می‌دهد، آقای رستمی از فروش خوب کتاب در مدت جشنواره می‌گوید و سعید احمدی‌پویا نیز نگاهی منتقدانه به بحث دارد.

اگر از برنامه خوش‌تان آمد آن را به دیگران معرفی کنید لطفا.

دوستانی که علاقه‌مند هستند، می‌توانند فایل این برنامه را با سه کیفیت از همین جا نیز دریافت کنند:

کیفیت پایین

کیفیت متوسط

کیفیت بالا

«خانه‌ی طنزپردازان» برنامه‌‌ی چهاردهم با «جلال سمیعی»

«جلال سمیعی» در طنز چهره‌ي آشنایی است. کار در چند حوزه از جمله مطبوعات، رادیو، تلویزیون و وبلاگ‌ها را خیلی خوب تجربه کرده است و در حوزه‌ی کارهایی اجرایی نیز سوابقی دارد.

جلال عضو ثابت و قدیمی گروهی بود که با هم وارد رادیو شدیم و بسیاری کارهایی دیگر را تجربه کردیم. او در مباحث تئوریک طنز خوب مطالعه کرده است و پیش‌تر گزیده‌ای از طنزهایش را با عنوان «و غیره» منتشر کرده است و یکی دو کتاب طنز در دست انتشار دارد.

با او پیرامون زندگی‌اش، طنز، رادیو، تعریف‌اش از شوخ‌طبعی و… گفت‌وکرده‌ام  که می‌توانید از سایت رادیو «ایران صدا» بشنوید و دانلود کنید.

«خانه‌ی طنزپردازان» برنامه‌ی سیزدهم با «افشین حسین‌خانی»

«افشین حسین‌خانی» از‌ آن آدم‌های است که با یک بار دیدن عاشق‌اش می‌شوی، از بس بذله‌گو و خوش‌مشرب است. من با افشین و گروهی دیگر چون «مهدی استاداحمد» و «جلال سمیعی» و «حسن صنوبری» با هم وارد رادیو شدیم. افشین حق بزرگی به گردن‌مان دارد و بسیار برای ورود ما به رادیو تلاش کرد.

افشین پیش از بسیاری از هم دوره‌ای ما در مطبوعات طنز روتین نوشته است و ستون ثابت داشته است. کارش در رادیو امضای خاصی دارد و برنامه‌هایی که می‌سازد به معنی واقعی خنده‌دارند. او برخی از قالب‌های سنتی رادیو را دوباره احیا کرده است و در قالب‌های نو نیز صاحب ایده است و خیلی خوب در آنها تجربه می‌کند. با او پیرامون زندگی‌اش، طنز، رادیو، تعریف‌اش از شوخ‌طبعی و… گفت‌وکرده‌ام  که می‌توانید از سایت رادیو «ایران صدا» بشنوید و دانلود کنید.

دو سهیل نفیسی در یک برنامه

اگر موسیقی‌ را در برنامه‌های رادیویی به دو بخش بی‌کلام و باکلام‌ تقسیم کنیم. بخش بی‌کلام آن است که دست من است و هر موسیقی که می‌خواهم انتخاب می‌کنم و بخش باکلام آن است که من انتخاب نمی‌کنم و نمی‌دانم چه می‌شود که هی دستم می‌رود سمت سهیل نفیسی، همایون شجریان، همایون شجریان، سهیل نفیسی.

دوستی می‌گفت قاعدتا نباید در یک برنامه دو ترانه یا تصنیف از یک خواننده پخش کرد. گفتم اگر کسی به قاعده برنامه نزند چه؟ چیزی نگفت. فکر کنم برنامه‌هایش را بی‌قاعده کردم.

پی‌نوشت:

– به قول یک دوست: هووووم

شاید

بدجوری دچار همین طبق معمول‌های بی‌تفاوتیم

این چه گفتن‌های بی‌اشاره نیز

روزی در یکی از همین تلخ‌ترین‌ ترانه‌ها

تمام خواهد شد

هی بوته‌ي لرزان راه‌نشین

غصه‌ی چه را می‌خوری؟

کاروان‌ها در راه است

«سید علی صالحی»

من بعد بیشتر دقت شود

«سین جیم» یا «هفت روز با فرهاد سهلبد» نوشته‌ی «امید مهدی نژاد» یک اثر هجوآمیز است که «کانون فرهنگ و اندیشه» به تازگی آن را منتشر کرده است.

«سین جیم» روایت هجوآمیز جلسات بازجویی یکی از افراد وابسته‌ به «محمد رضا شاه» است. کسی که خودش را مشاور شاه در امور خاص معرفی می‌کند. مهدی‌نژاد در قالب این جلسات بازجویی و نگارش دیالوگ‌ها بین سه بازجو با متهم، دست به خلق اثری شوخ‌طبعانه و هجو‌آمیز زده است.
امیدوارم به کار بردن دایم ترکیب «هجو‌آمیز» شما از خواندن این اثر منصرف نکرده باشد چون سال‌هاست که تبلیغ بر روی واژه‌ی «طنز» و نقد «هجو» و بی‌مایه دانستن هجو عرصه را برای هجونویسی تنگ کرده است. بسیاری از مردم و حتا طنزنویسان دیدی منفی و تحقیرآمیز به هجو دارند و آن را گونه‌ای پست‌تر از طنز می‌دانند. اما چنین نیست و هجو‌نویسی چون گونه‌های دیگر شوخ‌طبعی نیاز به هوش و ذکاوت و توانایی دارد.

بگذارید چند خط مختصر درباره‌ی «هجو» به عرض برسانم. در نقد ادبی ایرانی‌ها به ویژه شاعران و نویسندگان دوره‌ی کلاسیک یعنی تا قبل از مشروطه مشخصا، همیشه «هجو» را در مقابل «مدح» قرار داده‌اند و همیشه گونه‌های مختلف شوخ‌طبعی را بر مبنای هدف تفسیر و تحلیل کرده‌اند. مثلا اگر شوخی هدف‌اش سازندگی باشد طنز است و اگر تخریب، هجو و هزل است و… در ادب فارسی اغلب طبقه‌بندی‌ها بر اساس درون‌مایه و محتوا و یا واژه‌ها صورت گرفته است، مثلا اگر از اسافل اعضا و فحش‌های رکیک در متن استفاده شود آن متن «هزل» است و اگر شخصی باشد و به هدف تمسخر بیان شود هجو است. مشخص است این تعاریف هیچ کدام دقیق و جامع و مانع نیست و فقط بر اساس محتوا و نحوه‌ی بیان است. اما در سده‌های متاخر و به ویژه در پنجاه سال گذشته تعاریف «تجویزی» کم کم  جای خود را به تعاریف «توصیفی» داده‌اند و پژوهش‌گران بیشتر سعی کرده‌اند گونه‌های شوخ‌طبعی را توصیف کنند.
این که همیشه گفته می‌شود طنز هدف والایی دارد و هجو و هزل هدف والا ندارند سخنی است که درست به نظر نمی‌رسد چون نمونه‌های فراوانی از هجو و هزل در همان ادب کهن فارسی هست که اتفاقا هدف والایی هم دارند.

آن چه در تعریف‌های فارسی‌زبانان در گذشته و کنون درباره‌ی گونه‌های شوخ‌طبعی مغفول مانده است توجه به ساختار و فرم بیان مطلب است، چیزی که در ادب غرب کاملا روشن است و نمونه‌اش همین «سین جیم» مهدی‌نژاد است که اثری هجو‌آمیز در فرم و ساختار است و بسیار هم عالی و پر از نکته و ظرایف است و هیچ کلمه‌ی نامربوطی در آن دیده نمی‌شود و به شخصیت کسی هم توهین نمی‌شود. این گونه است که من «سین جیم» را هجو می‌دانم، به ویژه با آن پایان‌بندی غافل گیر کننده‌اش. «سین جیم» کتابی است در هجو تاریخ‌نگاری، هجو بازجویی و هجو حکومت دیکتاتوری پهلوی. در «سین جیم» همه‌ی مواردی که ذکر شد زیر سوال می‌رود و هجو می‌شود. «سین جیم» هجو رفتار آدم‌هایی است که به هیچ و به پوچ دل‌بسته‌اند و آن قدر شست‌وشوی مغزی شده‌اند که شاه را در مصر ترک می‌کنند و برای خدمت به شاه به ایران برمی‌گردند و دست به اسلحه می‌برند.

مهدی‌نژاد به خوبی در ساختاری داستانی با سوژه و محتوا بازی کرده است و مخاطب را سر کار گذاشته است. به شخصه خوشحالم از این که اثری در طنز فارسی نوشته شده است که بر مبنای ساختار شوخ‌طبعانه نگارش شده است و خبری از بازی‌های زبانی و یا تیپ‌های پوسیده و شخصیت‌های نخ‌نما در آن نیست. مهدی‌نژاد آن قدر جدی جلسه‌های بازجویی را برای ما روایت می‌کند که اگر مخاطب کمی بی‌دقتی کند این کتاب را به عنوان یک تاریخ‌نگاری می‌خواند و در قفسه‌ی کتاب‌های تاریخی قرار می‌دهد.

اگر وقت بگذارید و «سین جیم» را تا آخر بخوانید متوجه ساختار هجو‌آمیز آن می‌شوید. مهدی‌نژاد نه به قصد تایید، بلکه فقط به قصد ریشخند کردن، تاریخ و تاریخ‌نگاری و نوع رفتار حکومت پهلوی و شاه دست به قلم برده است و هیچ هدف اصلاحی هم نداشته است اما ریشخند‌اش هنرمندانه است و پر‌مایه. این اثر هجوآمیز اتفاقا سرشار است از نکته‌هایی که باید با دقت خوانده بشوند. اگر کتاب «سین جیم » را تا آخر بخوانید حتما از خواندن بند آخر این اثر لذت خواهید برد، آنجا که بعد از روشن شدن ماجرا، مقام مافوق می‌نویسد:
«من بعد بیشتر دقت شود».

از: لوح.

گفت‌وگو با «مجید قاسمی» و «سینا سرلک» در «آف‌لاین»

روزگاری سایتی بود با نام «هفتان» که حالا نیست. «هفتان» دوست داشتنی سایت زندگی من است. نمی‌نویسم بود چون هنوز فیدش را دارم و گاه گاه به صفحه‌ي نخست آن سر می‌زنم. یک روز «هفتان» به هزار و یک دلیل به روز نشد و از کار افتاد و حادثه‌ای غم‌انگیز در فضای نت رقم خورد. بعد از هفتان همه چشم به هفتانیان و به ویژه «رضا شکراللهی» داشتند تا هفتان دیگری زاده شود، اتفاقی که نیفتاد، باز به هزار و یک دلیل.

روزگار گذشت و گذشت تا بالاخره یکی دیگر پیدا شد تا سایتی با مشخصات «هفتان» و سایت‌های مشابه راه بیندازد. نام ایشان «مجید قاسمی» است و قصد دارد ادامه بدهد با «فرهنگ‌خوان»، و قرار نیست کم هم بیاورد و جا بزند و «فرهنگ‌خوان» را بگذارد برود.  حالا «فرهنگ‌خوان» با تجربه‌های «هفتان» زاده شده است و به آرامی دارد جای خالی «هفتان» را پر می‌کند.

«مجید قاسمی» مهمان این هفته‌ي برنامه‌ي «آف‌لاین» رادیو «ایران صدا»ست. بخش اینترنت برنامه‌ي «آف‌لاین» روز جمعه همین هفته از ساعت پانزده و نیم تا شانزده به صورت تصویری از سایت رادیو ایران صدا پخش می‌شود. «مجید قاسمی» با من در استودیو است و «سعید احمدی پویا» نیز به عنوان منتقد در برنامه حضور دارد.

همچنین در بخش موسیقی این برنامه آلبوم تازه منتشر شده‌ی «فرزند ایران» معرفی خواهد شد که «حمید بهروزی‌نیا» آهنگ‌ساز، «مسلم علیپور» تنظیم کننده و «سینا سرلک» خواننده‌ي این اثر در برنامه حضور خواهد داشت.

از شما دعوت می‌کنم این گفت‌وگوها را ببینید. در ساعت پانزده روز جمعه کافی است به این نشانی بروید و روی عنوان «آف‌لاین» کلیک کنید تا برنامه را آنلاین تماشا کنید. این برنامه چند روز بعد از پخش زنده از روی سایت قابل دیدن است که به موقع لینک آن صفحه را در نوشته‌ای جدا می‌گذارم.

خداوند نت‌مان را حفظ کند.

پی‌‌نوشت بعد از برنامه:

دوستانی که علاقمند هستند، می‌توانند فایل این گفتگو را با سه کیفیت دریافت کنند:

کیفیت پایین

کیفیت متوسط

کیفیت بالا

پاداش سی سال خدمت آزگار

من از شما تعجب می‌کنم که چنین گستاخانه به جناب آقای حسنی مبارک توهین می‌کنید و این مرد فرهنگی و عاشق ادبیات را سانسورچی قلمداد می‌کنید. به راستی که از دوره‌ی فراعنه تا به حال هیچ کس مانند آقای مبارک به فرهنگ و هنر و ادب مصر خدمت نکرده است. ایشان در طی سی سال گذشته هر چه توانسته است در راه آزادی مطبوعات و رسانه‌ها کوشیده است و اسناد کوشش ایشان هم موجود است و همگان می‌دانند ایشان چه قدر با سانسور مخالف بوده‌اند و هستند و خواهند بود.

در طول سی سال گذشته مطبوعات مصر هفت میلیارد بار نام ایشان را در تیتر یک خود به کار برده‌اند و ایشان خم به ابرو نیاورده‌اند. در طول سی سال گذشته بارها داستان‌نویسان نام مبارک یا حسنی را بر روی شخصیت‌های داستانی گذاشته‌اند وایشان مانع چاپ آن کتاب نشده‌اند. در طول سی سال گذشته سینمای مصر از یک سینمای بومی و بی‌خود به یک سینمای جهانی و باخود تبدیل شده است. در طول همین تظاهرات اخیر آقای مبارک بارها دستور داد اینترنت را وصل کنید تا من صدای اعتراض مردم را بشنوم ولی متاسفانه مشکلات سخت‌افزاری در سیستم مخابرات و تحریم‌های امریکا مانع این کار شد.

در طول سی سال گذشته هر کدام از هنرمندان که اراده کرد از مصر خارج شد و آقای مبارک هم شرایط این خروج برای آنان را فراهم کرد تا در رفاه بیشتری زندگی کنند. در طول سی سال گذشته بارها آقای مبارک اشتباهات دستوری نویسندگان و اشتباهان وزنی شاعران را به آنها گوش‌زد کرد تا کارشان بهتر شود. در طول سی سال گذشته نویسندگان تندترین نقدها را بر علیه آقای مبارک نوشته‌اند و آقای مبارک همه‌ی آن نوشته‌ها را پیش خودش نگاه داشت و روزانه آنها را مطالعه کرد تا در کارش پیشرفت کند. در طول سی سال گذشته سرعت اینترنت فیلتر شده در مصر به بالاترین حد رسیده است، چیزی که به شواهد مستدل تاریخی در زمان فراعنه وجود نداشته است.

اجازه بدهید درباره‌ي فرزندان آقای مبارک هم مواردی را شفاف‌سازی کنم. در طول سی سال گذشته هیچ کدام از فرزندان ایشان وارد کارهای فرهنگی و هنری نشده‌اند و در همان سیاست باقی مانده‌اند و سعی کرده‌اند در آینده رییس جمهور مادام العمر خوبی باشند تا یک نویسنده‌ی خوب.

حال آیا رواست که چنین مرد نازنینی که فقط کمی در حل مسایل اقتصادی مردم مصر تعلل کرده است به عنوان یک آدم ضدفرهنگ شناخته بشود؟ آمارها نشان می‌دهد که همه چیز در دوره‌ي آقای حسنی مبارک رشد تصاعدی داشته است و نوک همه‌ي ستون‌ها رو به بالاست. حالا سوال اینجاست که در کدام دوره نوک همه‌ی ستون‌ها رو به بالا بوده است؟ طبق آمار در دوره‌ی آقای مبارک به اندازه‌ی همه چند هزار سال گذشته در مصر کتاب منتشر شده است. حتا بیشتراز دوره‌ی فراعنه که فقط هرم ساختند و اصلا به فکر ادبیات نبودند.

امیدواریم مردم مصر و مردم جهان قدر ایشان را بدانند و قبل از این که دیر بشود با جایزه‌ی صلح نوبل از زحمات ایشان تشکر کنند و پاداش سی سال خدمت آزگار ایشان را بدهند.

منتشر شده در شماره 418 مجله‌ی چلچراغ

«خانه‌ی طنزپردازان» برنامه‌ی دوازدهم با «خشایار الوند»

«خشایار الوند» با لبخند و آرامش به سوالات پاسخ می‌دهد. او مهمان برنامه‌ي «خانه‌ي طنزپردازان» بود. با او پیرامون کارهایش به ویژه «بمب خنده»،  قهوه‌ي تلخ، تعریف‌اش از طنز، کمدین‌های محبوب‌اش و کار با مهران مدیری و چگونگی طنزنویس شدن‌اش گفت‌وگو کرده‌ام. این برنامه دوازدهمین برنامه از برنامه‌های «خانه‌ي طنزپردازان» است که می‌توانید از سایت رادیو «ایران صدا» بشنوید و دانلود کنید.

خشایار الوند در این برنامه مفصل درباره‌ی «بمب خنده» توضیح داده است و از برخی اصطلاحات این فیلم عذرخواهی می‌کند و البته توضیح می‌دهد که این فیلم بدون تدوین منتشر شده است و اگر منتشر می‌شد حتما برخی صحنه‌های آن حذف می‌شد. دفاع الوند از «بمب خنده» و بقیه‌ی ماجرا را در این گفت‌وگو بشنوید.