دست‌کم گرفته‌ایم، دست‌کم گرفته‌اید، دست‌کم گرفته‌اند

هیچ قصد متلک انداختن ندارم. هیچ قصد غرزدن ندارم. هیچ دنبال شر نمی‌گردم. هیچ قصد نقد فضای حاکم بر وب فارسی را ندارم. هیچ حرف تازه‌ای هم ندارم. هیچ نکته‌ی عجیبی هم نمی‌خواهم بگویم. هیچ چیز تازه‌ای هم نیست. هیچ حرفم مهم نیست، اما…

به گمان‌ام انتشار «صدای طهرون» اتفاق بزرگی در فرهنگ و هنر ایران و به ویژه فرهنگ تهران و البته فرهنگ عامه‌ی ایران بود، اتفاقی که خوب دیده نشد، کمتر کسی حواس‌اش بود که مرتضی احمدی – عمرش دراز باد- آخرین سوار بازمانده از نسلی است که اغلب از بین ما رفته‌اند…اما…

مرتضی احمدی هر چه در سینه داشته برای اهل تهران به یادگار گذاشته است، برخی را در کتاب‌هایش نوشته است که دیگر اجازه‌ي چاپ ندارند و برخی را در «صدای طهرون» به آواز خوانده است، اما…

«صدای طهرون» برای کمتر کسی یک اتفاق بود، «صدای طهرون» صدای غربت یک نسل و یک فرهنگ است، صدایی که به گوش کمتر کسانی می‌رسد. انتظار نداشتم «صدای طهرون» خیلی وب فارسی را تکان بدهد، اما انتظار نداشتم که هیچ تکانی هم ندهد، مقایسه نمی‌کنم (در بعضی نسخ آمده: مقایسه می‌کنم) ولی آيا «صدای طهرون» به اندازه‌ي عربده‌های (بعضی تحریر هم گفته‌اند) برادر «محسن نامجو» یا چرت و پرت‌های (برخی شعر هم گفته‌اند) برخی رپرهای فارسی  یا برخی موضوعات پیش پا افتاده‌ی سیاسی و اجتماعی و ورزشی و آشپزی و فنگ‌شویی ارزش نداشت که این چنین نادیده گرفته شد؟ و فقط عکس‌های مراسم رونمایی‌اش هم‌خوان شد و تقریبا دیگر هیچ، اما…

اما من سال‌هاست در تهران زندگی می‌کنم و آن قدر در کوچه پس کوچه‌های محله‌های قدیمی و غیرقدیمی تهران گشته‌ام و آن قدر خاطره‌های خوب و بد از «تهران مخوف» – که همیشه «تهران مخوف» صدایش می‌کنم- دارم که می‌توانم خودم را تهرانی هم بدانم،‌ اما…

اما این روزها کسی یار «رضا تفنگ‌چی» نمی‌شود، «علی حاتمی» را به یاد بیاوریم که با دست خودش تکه تکه‌ی زمین را برای لوکشین «هزار دستان» سنگ فرش کرد تا بعد نام آن شهرک را بگذارند شهرک سینمایی «غزالی»، خنده‌دار است، نه؟‌ بلند بخندیم، عیب ندارد… عیب ندارد، شما که خود از این حکایت‌ها بسیار بلدید و می‌دانید، پس عیب ندارد اگر «صدای طهرون» را نیز دست‌کم گرفته‌ایم یا دست‌کم گرفته‌اید یا دست‌کم گرفته‌اند یا اصلا دست‌کم هم نگرفته‌ایم، اما:

دلم می‌سوزد از باغی که می‌سوزد…

پی‌نوشت:

– اگر چیزی درباره‌ي «صدای طهرون» مثل معرفی، نقد و یا از این جور چیزها در وب خوانده‌اید یا دیده‌اید خبر بدهید لطفا، شاید بشود مجموعه‌ای از نوشته‌ها را درباره «صدای طهرون» یک جا جمع کرد.

4 دیدگاه برای “دست‌کم گرفته‌ایم، دست‌کم گرفته‌اید، دست‌کم گرفته‌اند”

  1. باید اول شنیده شود تا بازتابی هم پیدا بکند یا نه؟
    کار مرتضی احمدی کاری بسیار ارزشمنده ولی از اون جنس کارها که باید به مرور معرفی بشه و دیده و شنیده بشه.
    برای اهل وب، این فقط یک خبره، خود جنس هنوز نگشته تو دست آدم‌ها که!

  2. سلام…
    من یک هفته ای هست که این آلبوم رو خریدم…
    آلبوم کار بچه های مرکز موسیقی بتهوون است(بازم معرفت اونها…)
    و بازم معرفت منصور ضابطیان که قراره از امشب (یکشنبه 23 آبان) هر شب بخشی از مصاحبه خودش رو با مرتضی احمدی در برنامه اش (رادیو 7) پخش کنه…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *