شاهکاری از «برادران مارکس» یا «A Day At the Races»

قصد دارم سلسله مباحثی را شروع کنم و به صورت مصداقی شاهکارهایی را درسینمای کمدی کلاسیک بررسی کنم. این بررسی‌ها را با فیلم‌های «برادران مارکس» شروع می‌کنم و در هر پست سکانسی را انتخاب می‌کنم و کمی درباره‌ی آن می‌نویسم. امکانات اینترنت این مکان را می‌دهد که هم‌زمان شما بتوانید سکانس مورد نظر را ببینید. بدیهی است آن چه می‌نویسم در حد سواد خودم است، پس اگر دیدید دارم چرت می‌نویسم تذکر بدهید و در بحث همکاری کنید.
هر چه به تاریخ سینمای کمدی نگاه می‌کنم و کار کمدی‌سازان و کمدین‌ها را در ذهن خود مرور می‌کنم کسی را هم جایگاه با «برادران مارکس» نمی‌یابم، به ویژه «گروچو مارکس» که بر گردن همه‌ی ما حق دارد. با دیدن فیلم‌های «برادران مارکس» به روشنی درمی‌یابیم که «برادران مارکس» مولف‌اند و خودشان هستند و بسیاری از کمدین‌های دیگر به ویژه در همین تلویزیون خودمان یا سینمای دهه‌ی 70 به بعد در امریکا چقدر تحت تاثیر آنها یا کپی‌بردار از کار آنها هستند.
«برادران مارکس» نخستین فیلم‌شان را در سال 1921 ساختند و در سال 1949 با فیلم «Love Happy» از سینما خداحافظی کردند. «چارلی چاپلین» نابغه‌ی کمدی خیلی زودتر از آنها یعنی در سال 1914 سینمای کمدی را آغاز کرد و خیلی دیرتر یعنی در سال 1967 با فیلم «The Countess From Hong Kong» از دنیای سینما خداحافظی کرد. برخی «برادران مارکس» را بازنده‌ی همیشگی به چاپلین معرفی می‌کنند که من گمان می‌کنم این سخن نخست از سر تعصب به چاپلین و دوم از روی نفهمیدن و ندیدن آثار «برادران مارکس» است.  سینمای «برادران مارکس» در بسیاری از جهات مهم‌تر، خلاقانه‌تر، بامزه‌تر و ماندگارتر از آثار چاپلین است. سینمای آنها کاملا متعلق به خودشان است و هیج کمدینی چون «گروچو، چیکو و هارپو مارکس» بر کمدین‌های بعد از خود تاثیر نگذاشته‌ است. بزرگ‌مردی چون «وودی‌آلن» کاملا تحت تاثیر سینمای آنهاست به طوری که حتا در فیلم‌هایش مانند «منهتن» به ستایش مستقیم آنها هم پرداخته است.
سکانسی که انتخاب کرده‌ام از فیلم «A Day At the Races» است. در این فیلم که در سال 1937 و در کمپانی «متروگلدن‌مایر» ساخته شده است سکانسی ناب وجود دارد. در این سکانس «گروچو مارکس» که یک دامپزشک بیکار است برای شرط‌‌‌‌‌‌‌بندی به محل مسابقات اسب‌دوانی می‌رود. «چیکو مارکس» که اغلب از همه در فیلم‌ها از دیگران قالتاق‌تر است به دنبال کسی می‌گردد تا تلکه‌اش کند و با پولی که به دست می‌آورد بتواند روی اسب خاصی شرط‌بندی کند. این دو نفر در سالن مسابقات به هم می‌رسند و یک سکانس شاهکار را خلق می‌کنند. نوع صحبت کردن «چیکو مارکس» با آن لهجه‌ی ایتالیایی-انگلیسی و راه رفتن و گریم خاص «گروچو مارکس»، دیالوگ‌های به جا و استفاده از تکرار در کلام و بازی‌ها باعث شده است که شما این سکانس 7 دقیقه‌ای را ببنید و خسته نشوید، راستی در این زمانه کسی می‌تواند در یک سکانس 7 دقیقه‌ای شما را میخ‌کوب تصویر کند؟

 

همچنین بخوانید:

زن، عشق و انسان در سینمای «برادران مارکس»

مردها و زن‌ها بخوانند

چند پیشنهاد برای حل اختلاف به وجود آمده میان زن‌ها و مردهای وبلاگ‌نویس جهت ختم قضیه و بهره‌ی اموات و باقی بقای بازماندگان

1-    مردها بپذیرند هیچ وقت نتوانسته‌اند مثل آدم با زن‌ها حرف بزنند.
2-    زن‌ها بپذیرند هیچ وقت نتوانسته‌اند مثل حوا با مردها حرف بزنند.
3-    مردها و زن‌ها بپذیرند هیچ وقت نتوانسته‌‌اند مثل آدم و حوا با هم حرف بزنند.
4-    مردها بپذیرند که متلک‌پرانی به زن‌ها کار خوبی نیست. مردها باید یاد بگیرند به جای متلک‌پرانی از طرف خواستگاری کنند.
5-    زن‌ها بپذیرند که خودشان از متلک‌پرانی مردها زیاد بدشان نمی‌آید و تعهد بدهند دیگر اگر کسی متلک‌پرانی کرد نخندند و خوششان نیاید.
6-    مردها بپذیرند همه‌ی زن‌ها یک جور نیستند و باید با هر زنی یک طور رفتار کرد و بپذیرند جنس زن خیلی حساس است.
7-    زن‌ها بپذیرند همه‌ی مردها یک جور نیستند و باید با هر مردی یک طور رفتار کرد و بپذیرند جنس مرد اصلا حساس نیست.
8-    مردها بپذیرند زن‌ها در طول تاریخ خیلی اذیت شده‌اند و گاهی اگر صدایشان را بلند ‌می‌کنند و هر چه دل‌شان می‌خواهد بار مردها می‌کنند حق دارند.
9-    زن‌ها بپذیرند همه‌ی مردها دوست نداشته‌اند آنها در طول تاریخ اذیت بشوند و بپذیرند صدای مردها از صدای آنها کلفت‌تر است.
10-    مردها بپذیرند برخی از مردها آبروی آنها برده‌اند.
11-    زن‌ها بپذیرند برخی زن‌ها آبروی آنها را برده‌اند.
12-    مردها بپذیرند برخی از زن‌ها بیشتر به فکر آنها هستند تا خودشان.
13-    زن‌ها بپذیرند برخی از مردها بیشتر به فکر آنها هستند تا خودشان.
14-    هم مردها و هم زن‌ها بپذیرند طرخ هدف‌مند شدن یارانه‌ها به نفع هر دو است و باعث استحکام مبانی خانواده می‌شود.
15-    هم مردها و هم زن‌ها بپذیرند پنج میلیون نفر باید از تهران خارج شوند.
16-    هم مردها و هم زن‌ها بپذیرند طرح امنیت اجتماعی برای آنها خیلی خوب است و باید انجام بشود.
17-    هم مردها و هم زن‌ها بپذیرند دو تا بچه کافی نیست و باید به فکر تولید مثل باشند.

پی‌نوشت:
نگارنده‌ با این که خود «مرد» است اما بسیار سعی کرده است در تهیه و تنظیم  این پیشنهادها، عدالت را رعایت کند و پنجاه پنجاه به موضوع نگاه کند. اگر جایی حس می‌کنید پنجاه پنجاه نیست اشتباه از شماست و شما نمی‌خواهید بحث همین جا تمام بشود و می‌خواهید مردها و زن‌ها به جان هم بیفتند. لازم به ذکر است که این نوشته با چند تن از فعالین حقوق زن‌ها و مردها در نت چک شده است و همه بی‌طرفی نگارنده را تایید کرده‌اند به طوری که نگارنده الان در بی‌هویتی جنسیتی به سر می‌برد.

طرح جامع ارشاد و ساماندهی آژانس‌های کشور

در راستای امنیت در آژانس تا خانواده‌ها در امان باشند

بر اساس این طرح از این پس آژانس‌ها و رانندگان آژانس باید دارای شرایط ویژه‌ی زیر باشند تا امنیت در داخل آنها برقرار شود و کسی کار خلاف نکند و به گناه نیفتد:
1- صاحب آژانس باید یک پیرمرد جا افتاده باشد که حداقل سه پیرمرد جا افتاده‌ی محلی جا افتادگی او را کرده باشند.
2- راننده‌ی آژانس باید متاهل باشد و زن‌اش را عاشقانه دوست داشته باشد به طوری که هیچ زن دیگری نتواند جای او را بگیرد. راننده‌های آژانس باید دو فرزند, یکی پسر و یکی دختر داشته باشند و راننده‌هایی که کمتر از دو اولاد دارند نمی‌توانند در آژانس‌ها کار کنند مگر این که یک یا دو اولاد دیگر تولید کنند.
3- راننده‌ی آژانس نباید معتاد باشد.
4- راننده‌ی آژانس نباید از جناح‌های خاص سیاسی باشد.
5- راننده‌ی آژانس باید در ورزش پهلوانی مدال قهرمانی داشته باشد.
6- در اتومبیل‌های آژانس‌ها باید فقط رادیو فرهنگ قابل شنیدن باشد و نصب هر گونه سی‌دی پلیر در اتومبیل‌ها ممنوع است.
7- در آژانس باید تلفن‌چی ویژه‌ی خانم‌ها و تلفن‌چی ویژه‌ی آقایان وجود داشته باشد تا خانواده‌ها با امنیت به آژانس زنگ بزنند.
8- راننده‌ی آقا در صورتی می‌تواند بانوان را به مقصد برساند که یکی از بستگان نصبی او در اتومبیل باشد. مسافر خانم با بستگان سببی خود نمی‌تواند سوار آژانس بشود مگر این که از پدر یا قیم یا شوهر خود رضایت‌نامه‌ی کتبی همراه داشته باشد.
9- در داخل آژانس باید فضای کافی و مجزا برای نشستن خانواده ها وجود داشته باشد.
10- آژانس باید نام پارسی داشته باشد.
11- در آژانس نباید هیچ مکان دنج مانند پستو، بالاخانه، زیرزمین و … وجود داشته باشد.
12- راننده‌های آژانس باید مدرک لیسانس و بالاتر داشته باشند.
لازم به ذکر است که این طرح بیش از دوهزار بند دارد که با اجرایی شدن این بندها اخلاق و امنیت در آژانس برقرار می‌شود.

منتشر شده در ستون «طرح و برنامه»ی شماره‌ی 384 مجله‌ی چلچراغ. در همین رابطه بخوانید از «پوریا عالمی».

گفت‌وگو با «تهمینه میلانی» و حاشیه‌های آن در «صبح تهران»

روابط عمومی «رادیو تهران» پاسخ داد:

بعد از گفت‌وگوی خانم میلانی با رادیو تهران در تعدادی از جراید و وب‌سایت‌ها خبری تحت عنوان« مصاحبه جنجالی و ناتمام خانم میلانی» منتشر شد که این خبر با آنچه از رادیو تهران پخش شد مغایرت دارد.
گفتنی است در تاریخ 31/1/89 در بخش فرهنگی برنامه‌ی زنده صبح تهران و به دنبال انتشار خبر مربوط به اکران نشدن فیلم تسویه حساب در اردبیل با خانم میلانی گفت‌وگو شده بود که ایشان به صراحت به ابراز شکایت و نقد چنین تصمیمی پرداخته بودند. زمانی که گزارش‌گر با به پایان رسیدن برنامه ناگزیر از قطع کلام ایشان می‌شوند، خانم میلانی معترض می‌شوند. این در حالی است که به فاصله‌ی نزدیک به 10 ثانیه بعد از خاتمه گفت‌وگو، مجری برنامه خداحافظی می‌کند.
لذا به این وسیله ضمن تکذیب خبر مندرج در روزنامه‌ها و وب‌سایت‌ها متن و صدای گفت‌وگو در ذیل آورده می‌شود.

برنامه صبح تهران در ارتباط زنده تلفنی با تهیمه میلانی خواستار توضیخ خبر مربوط به اکران نشدن فیلم تسویه حساب در اردبیل شد.
وی در این برنامه ضمن ابراز بی‌اطلاعی از این تصمیم گفت: ((من به این دست مسائل عادت کرده‌ام. بسیاری از استان‌ها هستند که اجازه‌ی اکران فیلم من را ندارد و با اینکه تسویه حساب پروانه نمایش عمومی را دارد نمی دانم چرا اکران نمی‌شود)).
میلانی ادامه داد: ((اگرچه در تلاش مهندس سجاد پور و شمقدری در ایجاد فضای آزادتر نسبت به گذشته شکی نیست؛ اما فاصله گذاری‌ها مسئله عمده شده و این که یک عده از این قضیه سوء استفاده می‌کنند و دائم توطئه می‌چینند. به نظر می‌رسد این مسئله ناشی از اشتباهی است که فکر می‌کنیم فلان استان نسبت به استان دیگرسطح فرهنگی پایینی دارد)).
وی در توضیح گفت: ((به نظر من شهرهایی هستند که به لحاظ فرهنگی سطح خیلی بالایی دارند پس یکی از اهداف ما باید این باشد که همه مردم ایران را جدا از فرهنگ و گویش آنان به هم نزدیک کنیم و سطح شعور و فرهنگ را هم‌ زمان بالا ببریم)).
این فاصله گذاری نه عملی است و نه درست یک عده از موقعیتی که دارند سوء استفاده می‌کنند و چون با امام جمعه اردبیل یا هر شهر دیگر دوست هستند به او می‌گویند ایشان هم بدون آنکه فیلم را دیده باشد می‌گوید وامصیبتا اسلام از بین رفته.
میلانی با تاکید بر حسن نیت خود و همسرش در ساخت فیلم تسویه حساب گفت: ((ما باید به هم اعتماد کنیم من و همسرم در این فیلم حسن نیتمان را نشان دادیم که جامعه را متوجه یک سری نادیده انگاری‌ها کنیم ولی متاسفانه ما قربانی بازی سیاسی شده‌ایم)).
گفتنی است فیلم تسویه حساب ساخته تهمینه میلانی در 28 دوره جشنواره فیلم فجر بعد از پنج سال توقیف مجوز اکران را کسب نمود. این فیلم نقدی اجتماعی است در مورد آسیب‌ها و علل بزهكاری در میان زنان ایرانی.

پی‌نوشت: فایل صوتی این گفت‌وگو در سایت «رادیو تهران» موجود است.

در اهمیت برنامه‌های طنز رادیویی

برنامه‌ی طنز رادیویی از آن دسته مسایلی هستند که مدیران دایم بر روی ساخت آن تاکید می‌کنند و می‌گویند ما باید طنز داشته باشیم و طنز چنین است و چنان است و فلان است و بهمان است اما وقتی زمان ساخت آن می‌رسد می‌گویند حالا کمی صبر کنید تا اوضاع بهتر بشود. اما وقتی اوضاع بهتر شد که دیگر نیازی به ساخت برنامه‌ی طنز نیست؟ هست؟ مشخص است که نیست. بگذریم، چون صلاح در درگذشتن است.
تا آنجایی که یادم می‌آید همیشه در رادیو بر اهمیت برنامه‌های طنز تاکید کرده‌اند و گفته‌اند طنز باید بیشتر باشد و هی هندوانه زیر بغل ما گذاشته‌‌اند که شما بهتر از این می‌توانید طنز بنویسید و ما (یعنی مدیران) آمادگی داریم تا ته‌اش (یعنی ته زندگی) با شما بیاییم و شما را در طنز نویسی حمایت کنیم.
اما برنامه‌های طنز فوایدی هم دارد که برخی از آنها را که می‌شود گفت خدمتتان عرض می‌کنم.
یکی از فواید برنامه‌های طنز رادیویی این است که برنامه‌ساز دایم می‌تواند مدیر مستقیم خودش و مدیران بالاتر از او را ببیند. شما وقتی برنامه‌ی طنز می‌سازید نیاز ندارید برای دیدن مدیران وقت بگیرید و در اتاق انتظار معطل بشوید، اصلا مدیرها خودشان دایم سراغ شما می‌فرستند تا از شما درباره‌ی چیزهایی که به طنز گفته‌اید سوال کنند. البته برخی از وقت‌ها مدیرها درباره‌ی چیزهای که در طنز رادیو نگفته‌اید هم از شما سوال می‌کنند و وقتی می‌فهمند چیزی نگفته‌اید از خوشحالی لپ شما را می‌کشند.
یکی دیگر از فواید طنز‌نویسی و برنامه‌سازی طنز در رادیو این است که شما هر کجا سوتی دادید می‌توانید بگویید به طنز این کار را کردم. در جلسه‌های نظارت و ارزشیابی این روش بسیار به درد می‌خورد.
یکی دیگر از فواید برنامه‌های طنز این است که تیم برنامه‌ساز فارغ از برآوردهای کم رادیو و مشکلات عدیده‌ی دیگر، یکی دو ساعت سرش به کار طنز و خنده گرم است و از این دنیای فانی و دشواری‌های آن فاصله می‌گیرد.
فوید برنامه‌سازی طنز در رادیو بی‌شمار است، یکی از فایده‌ها این است که برنامه‌ی طنز می‌تواند جذب مخاطب کند و شبکه‌ها‌ی رادیویی را معروف و پرشنونده کند. وقتی یک رادیو برنامه‌های متنوع داشته باشد مردم دیگر به رادیو تلویزیون بیگانه گوش نمی‌دهند. (توضیح واضحات)
یکی از فواید مهم برنامه‌های طنز نقد عملکرد مسئولین است اما خب اغلب از این نقد خبری نیست، که دلایل بی‌شمار دارد. بعضی وقت‌ها مدیران با مسئولین رفیق هستند و نمی‌گذارند مسئول نقد شود، بعضی وقت‌ها مسئولین با مدیران رفیق هستند و التماس دعا دارند، بعضی وقت ها کسی با کسی رفیق نیست اما واسطه‌ها پیام می‌دهند که مخلصیم یا مخلص باش، بعضی وقت‌ها مدیران از مسئولین حساب می‌برند و بی‌خیال می‌شوند و بعضی وقت‌ها برنامه‌ساز و طنزنویس ترجیح می‌دهد شغل‌اش و آب باریکه‌اش را حفظ کند و کسی را نقد نکند. و این طوری می‌شود که ادامه ندهیم بهتر است…
اما طنز فواید بی‌شماری دارد. یکی نقد مردم است. شما در طنز رادیویی هر چه دلت می‌خواهد می‌توانی به مردم بگویی، می‌توانی آنها را نقد کنی و به صلابه بکشی. مثلا می‌توانی بگویی ای مردم نادان و بی‌فرهنگ چرا آشغال را در خیابان می‌ریزی؟ اما نمی‌توانی بگویی که خب وقتی سطل آشغال در خیابان نیست تقصیر مردم چیست! شما در رادیو می‌توانی درباره‌ی مردم هر حرفی ناحساب بزنی اما مثلا درباره‌ی پایه‌های منوریل حرف حساب زدن جرات می… بهتر است از این هم بگذریم.
خلاصه که یکی از فواید طنز در رادیو این است که مردم می‌خندند و از مشکلات و گرفتاری‌ها رها می‌شوند. این مهم‌ترین فایده‌ی طنز است. باقی بقایتان.

ارادتمند جانی دالر

امسال رادیو در ایران 70 ساله شد. نخستین فرستنده‌ی رادیویی در غرب در سال 1920 راه‌اندازی شد اما بیست سال دیرتر به ایران رسید و در سال 1940 میلادی و در چهارم اردیبهشت سال 1319 خورشیدی نخستین فرستنده‌ی رادیویی در ایران افتتاح شد.
در آن روز محمدرضا پهلوی ولیعهد ایران به همراه نخست وزیر وقت «احمد متین دفتری»، اعضای هیئت دولت، رییس مجلس شورای ملی، وزیر دربار و سران لشکری و کشوری در ساختمان پخش حضور یافت تا «رادیو تهران» را افتتاح کند. در ساعت 19 ولیعهد دستگاه صدای پخش را افتتاح کرد و پس از آن سرود شاهنشاهی زیر نظر سرگرد «مین باشیان» اجرا شد. سپس «احمد متین دفتری» نطق افتتاحیه را ایراد کرد و به این ترتیب بود که رادیو وارد زندگی مردم ایران شد و نقش مهمی را در تحولات سیاسی اجتماعی ایران بازی کرد.
رادیو در ایران مانند رادیو در غرب کمک زیادی به رشد وترویج موسیقی ایرانی کرد. هنوز چندی از تاسیس رادیو در ایران نگذشته بود که مردم شب‌ها در زیر یک بلندگو که یک لامپ 25 ولتی دولتی را هم یدک می‌کشید جمع می‌شدند و به آهنگ‌های ایرانی گوش می‌دادند. خواننده‌های آن زمان خانم «روح انگیز»، «قمرالملوک وزیری» و آقایان چون «بنان» و «تاج اصفهانی‌» بودند.
مردم ایران در آن دوران علاوه بر موسیقی تشنه‌ی شنیدن اخبار هم بودند تا بشوند وضعیت کشورها در جنگ جهانی دوم چگونه است و به قول معروف مملکت دست کیست. تاسیس رادیو در ایران منشا خیر و برکاتی زیادی شده است: گسترش زبان فارسی، ترویج ناسیونالیسم ایرانی، تبلیغ مذهب و رشد شعر و موسیقی از جمله‌ی این برکت‌هاست. رادیو در ایران از همان آغاز مورد استفاده‌ي سیاسون نیز قرار می‌گیرد و «محمد مصدق» در دوره‌ی از آن به نفع دولت استفاده‌های زیادی می‌کند.
نکته‌ی جالب درباره‌ی تاسیس رادیو در ایران این است که از همان اول بحث نظارت و سانسور در رادیو مورد توجه است. اگر بخواهم تاریخچه‌ی تاسیس رادیو را در ایران بررسی کنیم باید به سال 1317 برگردیم.
«رضا مختاری اصل» در کتاب «رادیو، فرهنگ و سیاست در ایران» که «دفتر پژوهش‌های رادیو» آن را منتشر کرده است می‌نویسد: «در دوره‌ی دوم سلطنت «رضا شاه» که در پی حادثه‌ی مسجد گوهرشاد و سیاست کشف حجاب آغاز شد، سیاست‌های فرهنگی و اجتماعی دولت به صورت متمرکز و در اختیار کامل رژیم قرار گرفت. در حالی که پیش از آن انجمن‌ها و موسسه‌های فرهنگی اجتماعی غیردولتی عهده‌دار پیش‌برد سیاست‌های مدرنیسم بودند. در این دوره با تاسیس «سازمان پرورش افکار» در سال 1317 پرورش و راهنمایی افکار عومی در جهت مدرنیسم و وفاداری به سلطنت پهلوی با نظارت دولت آغاز شد».
در اساس‌نامه‌ي «سازمان پرورش افکار» کمیسیونی با نام کمیسیون رادیو گنجانده و مقرر شده بود که بلافاصله شروع به کار کند و مقدمات تاسیس رادیو در ایران را فراهم کند. نخستین اقدام آنها سفارش ساخت دو دستگاه فرستنده‌ی موج کوتاه  به کمپانی «استاندارد» انگلیس بود. بعد از این یکی از اتاق‌های عمارت مرکز فرستنده‌ی «بی‌سیم» پهلوی تبدیل به استودیو شد تا همه چیز برای تاسیس رادیو آماده باشد. بعد از این و قبل از تاسیس رادیو بحث نظارت بر مطالب به ویژه خبرها به وجود آمد. این نظارت در تاریخ پانزدهم فروردین 1319 بر عهده‌ی «اداره نامه‌نگاری» گذاشته شد، اداره‌ای که کنترل و سانسور روزنامه‌ها را برعهده داشت.
رادیو در ایران چنان در میان خانواده‌ها و اقوام ایرانی جا باز کرد که تبدیل به مهم‌ترین رسانه در عصر خود شد و تا ساعت ۵ بعد از ظهر جمعه ۱۱ مهر ماه سال ۱۳۳۷ که «تلویزیون ایران» نخستین برنامه خود را پخش کرد همچنان بی‌رقیب ماند.
رادیو شب‌های خاموش و بی‌رونق خانواده‌های ایرانی را روشن و باصفا کرد. مردم با گوش دادن به ترانه‌ها، اخبار «رادیو مسکو»، «رادیو برلین»، «رادیو بی‌بی‌سی» و «رادیو ایران» و شنیدن داستان‌ها و حکایت‌ها و سریال‌های رادیویی وقت خود را به خوبی پر می‌کردند. رادیو نقش مهمی در باسواد کردن مردم ایران داشت. رادیو وقتی به ایران آمد به واسطه‌‌ی حضور سرآمدان فرهنگ و ادبیات فارسی با سرعت بی‌بدیلی با فرهنگ ایرانی عجین شد. استاد سعید نفیسی مورخ، ادیب، منتقد، نویسنده، نمایشنامه‌نویس، شاعر و زبان‌شناس معاصر اولین ویراستار متون برنامه‌های رادیویی بود. مهدی اخوان‌ثالث به عنوان یکی از ارکان مهم رادیو همواره به میدان ارگ رفت و آمد می‌کرد، استاد محمد حجازی‌ (نویسنده‌ و داستان‌نویس)، عبدالرحمن‌ فرامرزی‌ (نویسنده‌ و مدیر روزنامه‌ کیهان‌)، حسینقلی‌ مستعان (داستان‌نویس‌)، ابوالقاسم‌ پاینده‌ (نویسنده‌)، ابوالقاسم‌ اعتصام‌زاده‌ و مشفق‌ همدانی‌ (مترجم‌) دیگر افراد بنامی بودند که در رادیو مشغول به کار شدند. شورای سیاست‌گذاری رادیو نیز با حضور علامه‌ محمد قزوینی‌، دکتر قاسم‌ غنی‌، دکتر علی‌اکبر سیاسی‌ (رئیس‌ دانشگاه‌ تهران‌)، دکتر رضا زاده‌شفق‌، دکتر محمود افشار و استاد علینقی‌ وزیری‌ تشکیل شد. رادیو به واسطه حضور این افراد خیلی زود در ذهن و روح مردم ایران برای خود جایی باز کرد و فرصتی شد برای انتقال فرهنگ، ادبیات و هنر به جغرافیای بزرگ ایران.
یکی از کارهای شنیدنی و ماندگار رادیو سریال «جانی‌دالر» است که در دهه‌ی 30 و 40 و 50 از «رادیو ایران» پخش می‌شد.
نسترن داداشی درباره‌ی اهمیت سریال‌های پلیسی می‌نویسد: ((به نظر مي‌آيد ساخت نمايش‌هاي راديويي با مضمون پليسي، كمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ هر چند شنوندگاني هستند كه مايلند در ساعت‌هايي از روز، وقت خود را به شنيدن چنين نمايش‌هايي اختصاص دهند. پيش از انقلاب، در اواخر دهه 30 تا تقريبا اواسط دهه 40 روزهاي جمعه نمايشي از راديو پخش مي‌شد كه طرفداران بسياري داشت؛ نمايش پليسي معمايي كه ماجراهاي تيزبازي و شيرين‌كاري‌هاي يك كارآگاه را روايت مي‌كرد و در پايان كشف اشتباه قاتل را به مسابقه مي‌گذاشت. شما اگر اين نمايش را نشنيده باشيد، قطعا اسم شخصيت اصلي آن را به خاطر داريد؛ بله، «جاني دالر!» همان كارآگاهي كه تكيه‌كلامش اين عبارت بود: «ارادتمند شما، جاني دالر!» نمايش «جاني دالر»، در دوره‌اي جذاب‌ترين نمايش راديويي زمان خود بود. در اين نمايش افراد بنامي ايفاي نقش كردند؛ پرويز بهادر، حيدر صارمي، حميد عاملي و… اما امروز، با وجود تمايل و علاقه مردم به داستان‌هاي پليسي، آن هم به دليل كشش و خاصيت معماگونه‌اي كه دارد، كمتر نمايش‌هاي پليسي كارآگاهي ساخته مي‌شود)).
قدیمی‌ها خوب یادشان هست که هنگام پخش این سریال از رادیو خیابان‌ها خلوت می‌شد و همه «جانی‌ دالر» گوش می‌کردند.
سریال رادیویی «جانی دالر» در امریکا در دو دوره از رادیو «سی‌بی‌اس» پخش شد. دوره‌ی نخست از 1949 تا 1954 و دوره‌‌ی دوم از 1955 تا 1962. که مجموعا در طی 12 سال 811 قسمت از این سریال پلیسی، که در نیویورک اتفاق می‌افتاد از رادیو «سی‌بی‌اس» پخش شد. برخی پایان مجموعه «جانی دالر» را پایان عصر طلایی رادیو در امریکا می‌دانند.
موسیقی این سریال از ساخته‌های «ژان سیبلیوس» (۱۸۶۵-۱۹۵۷) آهنگساز فنلاندی و از محبوب‌ترین چهره‌های موسیقی کلاسیک در قرن ۱۹ و اوایل قرن 20 بود. آرم شروع این سریال هنوز در یاد مردم مانده است.
و حالا به مناسبت 70 ساله شدن رادیو در ایران یک بخش کامل از سریال «جانی دالر» مربوط به دهه‌ی 50 (52/5/11) را از «رادیو ساکی» برای شنیدن و دانلود تقدیم شما می‌کنم. این شاهکار 27 دقیقه‌ای را بشنوید و بگویید:
زنده باد رادیو.

پیش‌نویس طرح کاربردی حل مشکلات چاپ کتاب

تصمیم گرفتیم برای اسان شدن روند صدور مجورها در عرصه‌ی کتاب طرحی را پیش‌نویس کنیم تا دیگر شاهد لغو مجوزها در عرصه‌ی کتاب نباشیم و دیگر کتاب‌ها بعد از چند نوبت چاپ مجدد به محاق توقیف نروند.
این طرح با مشارکت بیش از شش میلیون نفر از نخبگان نشر و ارشاد در جهان و در یازده هزار صفحه تهیه شده است که چکیده‌ای از آن تقدشیم می‌شود:
1-    بنا بر این طرح، همه کتاب‌ها مجوز می‌گیرند مگر کتاب‌هایی که خودشان، نویسنده‌شان، محتوای‌شان و یا عکس روی جلدشان، مورد، مشکل و یا اشکال داشته باشد.
2-    بر اساس این طرح و از آنجایی که مسئولین بعد از پانزده بار تازه می‌فهمند محتوی کتاب‌ها چیست، برخی کتاب‌ها قبل از انتشار یک بار تا چاپ پانزدهم منتشر می‌شوند تا مسئولین آنها را خوب بخوانند و اگر صلاح دانستند بگذارند منتشر شود. این گونه کتاب ها هرگز بعد از چندین بار چاپ توقیف نمی‌شوند.
3-    بنا بر این طرح خود نویسنده باید از قبل مواردی را که خودش از همه بهتر می‌داند باید حذف شود و به صلاح نیست با خودکار قرمز در متن مشخص کند تا روند صدور مجوز سریع‌تر شود.
4-    در این طرح به نویسندگان پیشنهاد شده است که قبل از نوشتن داستان طرح و چکیده‌ای از داستان را برای صدور مجوز اولیه ارایه کنند تا اگر موردی وجود داشت همان اول کار اصلاح شود و نویسنده بی‌خودی به زحمت نیفتد بنشیند داستان مورد‌دار بنویسد.
5-    بنا بر این طرح مسئولین حق دارند در صورت استقبال بیش از حد مردم از کتاب‌ها آنها را دوباره مورد بررسی قرار بدهند و یا لغو مجوز کنند. در این طرح همچنین پیشنهاد شده است که میزان استقبال مردم را مسئولین تعیین کنند که بیش از حد است یا نه.
6-    بنابراین طرح مسئولین مربوطه باید طرح و پلات داستان‌هایی از پیش نوشته شده را برای بسط در فضای دراماتیک در اختیار نویسندگان بگذارند.
7-    بر اساس این طرح مسئولین حق دارند تا هر قت که بخواهند کتاب را برای خوانش نزد خود نگهدارند و این کار به معنی کندی یا اعمال سلیقه در روند صدور مجوز نیست.
8-    در این طرح موضوع «آشپزی» به عنوان موضوع برتر انتخاب شده است که کتاب‌ها با این موضوع در 48 ساعت می‌توانند مجوز چاپ بگیرند مگر شامل یکی ار بند‌های بالا بشوند.

منتشر شده در ستون «طرح و برنامه»ی شماره‌ی 383 مجله‌ی چلچراغ

تصویری منتشر نشده‌ از سال‌های نه چندان دور تئاتر ایران

نخستین نشست «دگرخند» در سال 89 با موضوع بررسی آثار «گوگول» و با نگاهی به نمایش‌نامه‌ی «بازرس» در فروردین ماه برگزار شد. استاد «داریوش مودبیان» و خانم «رویا صدر» دراین نشست درباره‌ی هنر «گوگول» صحبت کردند.
در پایان نشست «داریوش مودبیان» درباره‌ي تاریخچه‌‌ی ترجمه آثار «گوگول» و نمایش «بازرس» در ایران صحبت کردند و سپس به اجراهای نمایش «بازرس» در پس از انقلاب و بعد از انقلاب اشاره کردند و یک هدیه هم به حاضران اهدا کردند. این هدیه عکسی از اجرای نمایش «بازرس» در سال 51 است که استاد برای حاضران در نشست آورده بود. این عکس را ببینید و خاطره‌های‌تان را زنده کنید.
زنده‌یاد «مهین شهابی» در این عکس در اوج زیبایی و جوانی دیده می‌شوند. در این عکس بسیاری از هنرمندان طراز اول تئاتر ایران دیده می‌شوند، بگردید این هنرمندان را در عکس پیدا کنید:
استاد عزت‌الله انتظامی، زنده‌یاد خسرو شکیبایی، علی نصیریان، زنده‌یاد اسماعیل داورفر، زنده‌یاد رضا کرم‌رضایی، مهین شهابی، هما روستا، زنده‌یاد مهری مهرنیا، فرامرز صدیقی، آهو خردمند، کامران نوذر، محمد مطیع، زنده‌یاد خدادادی، هرمز سیرتی، محبوبه بیات، حمید طاعتی و زنده‌یاد سروش خلیلی. هرمز هدایت و ایرج راد در عکس غایب هستند. بقیه‌ی اطلاعات این نمایش به این شرح است:
کارگردان: استاد عزت‌الله انتظامی
دکور: زنده‌یاد مرتضی ممیز
لباس: جان‌ملک خزایی
عکس: بهرام حقیقی

این عکس را می‌تونید با کیفیت بالا و به حجم پنج مگابایت از اینجا و با کیفیت یک مگابایت از اینجا دانلود کنید.