حافظ به سعی ساکی

پیش‌گفتار

دوست عزیز و هنرمندم، قربانت بروم، چناب آقای رضا ط.ساکی
وقتی شاهکار مشترک شما و جناب حافظ به دستم رسید، چنان ذوق کردم که عیال را در میانه‌ی پاساژ خرید لباس رها کردم و کل کار را در یک نشست و برخاست خواندم.
به‌گمانم تلاش شما برای ارائه‌ی چهره‌ای نو از حافظ و سعی ارزشمند شما در باقی ماندن اشعار او به هر نحو، ناشی از شناخت عمیق شما از روح کلمات و روح شعر و حتی روح حافظ و روح بشریت است؛ اعتقاد شما به روح کلمات، باعث شده است تا با خوانشی جدید از دیوان حافظ روبه‌رو شویم که به عقل جن هم نرسیده بود. شما هنرمند نویسنده هستید و خودکار خیلی مهم است و شما در نوشتن هم به خودکار توجه دارید و هم به نوع کاغذ. حرف بنده این است که اگر با سه نوع خودکار روی سه نوع کاغذ چیزی بنویسیم، سه ضرب‌در سه می‌شود نه، یعنی ما نه چیز مختلف داریم. حالا وقتی شما چیزی بنویسید که دیگر حتما خیلی مختلف است.
گمان می‌کنم این تقطیع تازه، بیانگر برجستگی‌های شما در حوزه‌ی موضوع هایکو و سایر فراورده‌های استاندارد ادبیات ژاپن است. شما به مصرع‌های حافظ پر پرواز بخشیده‌اید؛ البته جسارت می‌کنم و پیشنهاد می‌دهم که خیلی به آن‌ها بال و پر ندهید؛ چون اگر دست روزگار آن‌ها را بچیند، فاجعه‌ است.
بنده‌ی حافظ‌پژوه تا امروز ۴۷۸۳۹ بار حافظ را خوانده‌ام و حتی در خواب دیده‌ام که حافظ هم مرا می‌خواند؛ اما این حافظ‌پژوهی شما مرا به غبطه می‌اندازد.
پیشنهادهایم را در حاشیه‌‌ی بعضی صفحات نگاشته‌ام؛ به کلمه‌های طولانی رحم نکنید و روح آن‌ها را بیشتر به خوانندگان مدرن نشان بدهید. کل کار را برای عیال هم خواندم و خیلی ذوق کرد. پیشنهادش را به جان خریدم و هر چه حافظ به سعی هر کس جز شما داشتم، به سمساری بخشیدم. راستی چرا کتاب قطع بزرگتر و آبرومندتری ندارد تا هدیه‌ی ارزشمندی باشد؟ حیف است که «حافظ به سعی ساکی» در جیب جا بگیرد.

فدای تو
جلال سمیعی
+

حافظ به سعی ساکی

حافظ تو ختم
کن که
هنر خود
عیان شود

گفتم ای مسند
جم جام
جهان‌بینت کو

عن
قا
شکار کس نشود
دام بازچین

آن شد که
با
ر منت
مل
لاح
بردمی

ناامیدم مکن از
سا
بقه‌ی
لط
ف
ا
زل

به ملا
زمان
سل
طان
که رسا
ند این
دعا را

دل گفت
وصا
لش
به دعا
باز توان یافت

با
زآی
که
بازآید
عمر
شده‌ی حافظ

مکن به چشم
حقارت
نگاه
در من مست

به خر
من
دو جهان
سر فرو
نمی‌آرند

به بوی
نافه‌یی
کا
خر
صبا زان
طره
بگشاید

به داغ
بند
گی
مردن
بدین
در

یکی از عقل می
لافد
یکی طامات می
بافد

رند عالم سوز
را با
مصلحت
بيني چه
كار

تقطیع از استاد رضا ط.ساکی

+

چند روز پيش كتاب گرانبهای «حافظ به سعی ساكی» كه استاد مسلم ساكی آن را به زيور چاپ آراسته‌اند، به دستم رسيد و از خواندن آن لذت بردم و حيرت كردم و گريه‌ام گرفت. هر چند در مورد كار ارزشمند استاد بايد سال‌ها تفكر كرد و بعد نوشت و هر چند توضيح كار استاد، خود كتابی می‌شود مشتمل بر ده جلد مقدمه و ده جلد تفسير، ولی در اين مدت اندك نكاتی را در مورد اهميت كار استاد بيان می‌‌كنم تا همگان بفهمند استاد با حافظ چه كرده است.
من خيلی خوشحالم كه بالاخره استادی چون استاد پيدا شد و حافظ را از يك زاويه‌ی ديد ديگر نگريست و روح كلمات را درك كرد. نخست اهميت كار استاد، توجه به وجه تخيلي كار حافظ است. استاد به زيبايی توانسته است خوانش جديدی از شعر حافظ ارائه كند. واقعا اگر استاد نبود چه كسی می‌توانست مصرع‌های حافظ را اين‌جوری يعنی يك جوری ديگر چاپ كند. اصلا استاد با اين كار ثابت كرده كه حافظ مبدع شعر نيمايی است، نه نيما. و اگر استاد كمی هم وقت بگذارند و ثابت كنند كه نيما هم مبدع شعر حافظ است، ما نتيجه می‌گيريم كه چقدر ادبيات ما قدمت دارد.
اما نكته‌ی ديگر، توجه استاد به علم عروض و تقطيع عروضی مصرع‌هاست كه اين كار خواننده را با نگرش جديدی مواجه می‌كند و شكل تازه‌ای از كلمات به ما نشان می‌دهد كه انصافا خنده‌دار است و اين ثابت می‌كند چقدر شعر حافظ طنازانه است. به‌علاوه‌ اين كار ذهن خواننده را وارد روح كلمات شعر حافظ می‌كند؛ كاری كه تا به حال كسی در مورد روح  كلمات نكرده است. هر چند ممكن است در مورد خود روح كرده باشند.
نكته‌ی بعد‌ی اين است كه استاد در انتخاب اين مصرع‌ها هيچ‌گونه چارچوبی نداشته است و همين جوری ديمی‌‌ديمی آن‌ها را انتخاب كرده است. واقعا چرا بايد محققين و اهالی ادب با كسی كه روح جديدی از حافظ ارائه كرده است، مخالفت كنند؟ شما به كار استاد دقت كنيد كه چگونه بين كلمات و دور مصرع‌ها را خالی گذاشته است. اين خالی گذاشتن برای اين است كه كه ما از لحاظ وقت و زمان برسيم بين كلمات فكر كنيم. حتی خود حافظ هم به اين فكر نكرده بود كه خواننده ممكن است كار واجبی داشته باشد و بين كلمات مجبور باشد فكر كند يا برود جايی و زود برگردد.
اما نكته‌ی آخر طرح روی جلد و كاغذ مرغوب و قيمت بالای اين كتاب است كه بايد مورد توجه اهل فن قرار بگيرد.

دكتر سالاركيا مقدم مرادی‌زاده‌ی دربندسری افشار
+

حافظ‌بازی
یا
بازی، بازی، با حافظ هم بازی؟!

چندی‌ست که کتاب مشکوکی با نام «حافظ به سعی ساکی» به دستم رسانیده‌اند که خواندنش باعث شده مصرف قرص‌های قلب این‌جانب بیشتر شود؛ جناب آقای ط.ساکی که گویا در برنامه‌سازی رادیویی مهارتکی دارند، به خود اجازه داده‌اند که اشعار حافظ را به شیوه‌ی نمونه‌گیری تصادفی در آمار دست‌چین کنند و سپس به همین مصرع‌ها هم رحم نکرده‌اند.
آقای موسوم به ط.ساکی معلوم نیست چرا و بر چه اساسی مصراع‌های حافظ را به این روز درآورده؟ آیا چنین سلاخی و اذیت و آزار روح کلمات، مردانگی‌ست؟ اگر هر کسی که در رشته‌ای از عالم فرهنگ و هنر نام‌آور شده است، بنشیند و این‌گونه دستی هم به حافظ برساند، دیگر چیزی از آن شاعر نام‌دار نمی‌ماند. نمی‌دانم ایشان که در رادیو محترم و چیره‌دست هستند، چگونه به خود حق داده‌اند تا با معیاری نامشخص و تخیلی در حق بسیاری از اشعار نغز حافظ تبعیض روا دارند و در زمانه‌ای که حفظ مفاخر فرهنگی از واجبات است، بیشتر آن‌ها را دور ریخته‌اند؟
درست است که ژان لوک گدار گفته »رادیو با آقای ساکی تمام شده است«، اما من عاجزانه از ایشان می‌خواهم که دیگر حافظ را تمام نکنند و این یکی را به دیگران بسپارند! در روزگار ما که با یک جلد زیبا و مقدمه و مؤخره‌ای از آدمی مشهور می‌توان کتابی پرفروش داشت، دیگر نیازی به تکه‌پاره کردن آن کتاب نیست!
کاش این روزها استاد شاملو زنده بود و می‌دید آدمی چون جلال سمیعی که روزگاری بدترین توهین‌ها را در حق روایت شاملو از حافظ روا داشته بود، حال برای روایت مشکوک آقاط ط.ساکی از حافظ چنین مقدمه‌ی حماسی‌ای می‌نویسد.
امیدوارم جامعه‌ی ادبی ما نسبت به چنین جفاکار‌ی‌ها در حق ادب پارسی واکنشی درخور نشان دهد، وگرنه روزی خواهد رسید که اشعار نیمایی را هم به نام غزل به نسل‌های بعدی غالب کنند.

دكتر مهرتاش ازلی

یک دیدگاه برای “حافظ به سعی ساکی”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *