نخندیدن جرم نیست

چند نکته درباره‌ی آنها که به مجموعه‌ی کلاه‌قرمزی نمی‌خندند

چند روز پیش مطلبی نوشتم با عنوان «چرا مجموعه‌ی کلاه‌قرمزی محبوب است و به آن می‌خندیم» یا یا نقش بدیهیات در موفقیت یک مجموعه‌ی کمدی. اما بعد از نوشتن آن مطلب، در فیس‌بوک به نوشته‌ی دو نفر از دوستان برخوردم که از مجموعه‌ی کلاه‌قرمزی ناراضی بودند و سوالاتی هم مطرح کرده بودند. در این فرصت می‌‌خواهم اشاره‌ای بکنم به نوشته‌های آن دوستان و چند خطی درباره‌ی آنها توضیح بدهم. ابتدا نوشته‌های رفقا را بخوانید:

۱-    آیا این‌که به ‌نظرم کلاه‌قرمزی امسال خیلی ضعیف شده و من خیلی خوشم نیومده و بقیه خیلی خوش‌شون اومده یعنی من چیزیم هست؟

۲-    من اصلا متوجه تب و طنز کلاه قرمزى نمی‌شم و به نظرم بیش از حد لوس و سطحى می‌آد. نمی‌فهمم چطور می‌شه از این شوخى‌هاى بى‌نمک، «روده بر» شد! نتیجه: ١. به علت دورى زیاد از ایران، نبض جامعه رو به کل از دست دادم. ٢. سلیقه‌ی مردم پایین اومده. ٣. هر دو!

نکته‌ای که اول باید بگویم این است که من در کل مجموعه‌ی کلاه‌قرمزی را موفق می‌دانم ولی برنامه‌ی روتین تلویزیونی حتما برنامه‌ی خوب و بد دارد و آن چه در نوشته‌ی قبلی گفته‌ام به این معنا نیست که کلاه‌قرمزی ضعف ندارد. ضعف هم دارد.

اما سخن اصلی در نوشته چیز دیگری است و در واقع پاسخی است به پرسش دوستان. آیا نخندیدن به یک مجموعه‌ی کمدی عیب است؟ یعنی دوست شماره‌ی یک واقعا یک چیزی‌اش هست؟ مشکل دارد؟ یعنی او کمدی را نمی‌فهمد و دیگران می‌فهمند؟ آیا این نخندیدن او نسبی است؟ دوست دوم چه؟ آیا سوالاتی که مطرح کرده است می‌تواند دلیلی بر نخندیدن او باشد؟ دوری از ایران چه؟

اینها سوالات اساسی و مهمی هستند که البته سال‌هاست محل تحقیق و بررسی منتقدان و حتا پزشکان قرار گرفته‌اند. امروزه ما می دانیم که برخی اشخاص توانایی درک کنایه‌های زبانی را ندارند و آن را نمی‌فهمند. اما نکته‌ای که دوستان مطرح کرده‌اند ریشه در جای دیگری دارد. ابتدا این نکته را شفاف بگویم که اقبال عمومی به یک مجموعه‌ی کمدی دلیل محکمی برای خوبی و خنده‌دار بودن آن نیست. یعنی دلیلی لازم است ولی کافی نیست و کسانی که به یک مجموعه‌ی مورد اقبال عموم نمی‌خندند نباید به دنبال کشف مشکل در خود باشند. اصلا و در واقع اینجا مشکلی مطرح نیست. آن چه من را بر آن داشت تا چیزی بنویسم ذکر این نکته بود که بگویم نخندیدن به یک کمدی مشکل نیست. یعنی مشکل دوستانِ من نیست دست‌کم، شاید مشکل کمدین با متن کمدی باشد ولی گمان نمی‌کنم مشکل دوستان باشد. بگذارید مثال بزنم، علمای فن همان قدر که خوردن و خوابیدن را جهان‌شمول می‌دانند برای خنده هم چنین ماهیتی قایل هستند. پس خنده و خندیدن یکی ازمشترکات بنی‌بشر است که بسته به اقلیم و دین و نژاد و پیشینه‌ی تاریخی و سطح سواد و رفاه و … متغیر است. حتا این مطلق نبودن به تعداد همه‌ی مردم که زنده هستند هم متغیر است. یعنی همه یک جور نمی‌خندند و به یک چیز نمی‌خندند. محتوای خنده و کمدی محتوایی ابدی است. یعنی تمام موضوعاتی که در جهان وجود دارند بالقوه کمدی‌اند و وقتی هم بالفعل کمدی می‌شوند همه به آن نمی‌خندند. برخی می‌خندند و برخی حال‌شان از آن به هم می‌خورد. این گستره، گستره‌ی کمدی است. محتوای نامحدود دارد، مخاطب نامحدود دارد و نسبی است. حال که این خندیدن و نخندیدن به یک کمدی خودش تابع ده‌ها چیز است. یعنی عوامل بینامتنی بسیاری وجود دارند که باعث می‌شود که یکی با دیدن کلاه‌قرمزی از خنده روده‌بر بشود و یکی حتا لبخند هم نزند. درباره‌ی این که چه روندی طی می‌شود که  به خنده منجر می‌شود از قرن هجدهم و بعد به طور جدی‌تر از آغاز قرن بیستم تا به حال صدها کتاب نوشته شده است. پژوهش‌های «هابز»، «فروید»، «برگسون»، «باختین» و دیگران همه‌ی موید این نکته هستند که عوامل بی‌شماری می‌تواند در ایجاد خنده نقش داشته باشند. اینجا اما مجال پرداختن به آن تعاریف و نظریه‌ها نیست، اینها را بیان کردم تا بگویم نخندیدن جرم نیست.

 برخی از نظرهایی که در زیر نوشته‌های دوستان بود شاید شوخی اما تلخ بود و به نظرم باید به آنها پاسخی داده می‌شد، نظرهایی مثل: روشنفکر شدی که نمی‌خندی، شوخی را نمی‌فهمی، سطح طنزت بالا رفته و از این دست…

نکته اتفاقا همین جاست. همه‌ی این چیزهایی که در بخش نظرها آمده است ممکن است درست باشد. یعنی اگر سطح سواد کسی بالا برود حتما درک او از کمدی و توقع‌اش تغییر می‌کند. اگر کسی روشنفکر به معنی خوب‌اش بشود حتما به کمدی‌های که سخیف می‌داند نمی‌خندد. بینامتن را فراموش نکنید. مثلا کسی که کلا از تلویزیون‌های حکومتی و دولتی خوشش نیاید حتما به کمدی آنها نمی‌خندد. یا کسی که از نظر ذهنی درگیر برخی از اتفاقات سیاسی و اجتماعی پیرامونش باشد حتما به چیزی که من می‌خندم نمی‌خندد. نقش عوامل رابط و بینامتنی در خندیدن و نخندیدن را جدی بگیرید. نقش عوامل سیاسی و اجتماعی را به ویژه. نقش پیشینه‌های یک کمدی هم تعیین کننده هستند. نقش موضوع هم مهم است. قطعا کسی که به فوتبال علاقه‌ای ندارد به یک کمدی درباره‌ی فوتبال نمی‌خندد و یا زیاد نمی‌خندد. البته این نخندیدن دوستان هم مسئله‌ای نسبی است یعنی این نیست که به همه‌ی مجموعه همین گمان را داشته باشند به گمان هم آنها هم کلا ناراضی‌اند و شاید به برخی از صحنه‌ها خندیده باشند.

در پایان باید عرض کنم کمدی دو کارکرد مهم و اصلی دارد، کمدی یک کارکرد تادیبی و تعلیمی دارد و یک کارکرد شادی‌آور. کمدی آدم‌های دارای عیب و نقصان را تعلیم می‌دهد و تادیب می‌کند و آدم‌های بی‌عیب و یا کم‌عیب را سرگرم می‌کند و باعث شادی آنها می‌شود. اما گاهی ممکن است آدم‌های دارای عیب و نقصان را تعلیم ندهد و تادیب نکند و باعث شادی خاطر آدم‌های دیگر هم نشود. ساده‌تر بگویم مثل غذاخوردن است. یکی از ماهی بدش می‌آید یکی خوشش می‌آید. یکی از کلاه‌قرمزی خوشش می‌آید و دیگری خوشش نمی‌آید. این خوش آمدن و خوش نیامدن هیچ ربطی به برخی از چیزها ندارد و البته به خیلی از چیزها هم ربط دارد. این که برخی به چیزهایی که ما می‌خندیم نمی‌خندند نشانه‌ای از پز دادن یا بر خلاف جریان آب شنا کردم و این چیزها نیست، آنها به چیزی که برای من خنده‌دار است نمی‌خندند چون برای آنها خنده‌دار نیست! ها؟

به هر حال نخندیدن مشکل مخاطب نیست (۱) اما شاید مشکل آشپز یا سازنده و نویسنده‌ی کمدی باشد که در خنداندن برخی از مخاطبان موفق نبوده است.

پی‌نوشت:

۱-   برخی از مخاطبان اتفاقا برای فهم کمدی نیاز به آموزش دارند ولی اینجا منظور از مخاطب مخاطب آموخته و دارای درک و فهم کمدی و سواد رسانه‌ای است.

۲-  وارد بحث گسترده‌ای شده‌ام. می‌دانم. سعی کردم در حد توانم چیزی بنویسم. کمدی و مسایل مربوط به آن هم گسترده است هم پیچیده و هم چند وجهی. ببخشید اگر کاستی دارد. که حتما دارد.

۳-   مطلب علی نعمتی‌شهاب با عنوان «۴ اشتباه در طراحی محصولی به‌نام کلاه‌قرمزی ۹۱» هم بسیار خواندنی است.

یکشنبه, ۱۳ فروردین ۱۳۹۱
  • آنیتا یارمحمدی
    فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۱ در ۲۱:۱۸ | #1

    مرسی آقای ساکی! داشتم نگران خودم می شدم. :)
    جوانی رو از نگرانی دراوردین و خدا خیرتون بده. :)

    [پاسخ]

    رضا ساکی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۱:۴۳ ق.ظ:

    خواهش می‌کنم خانم یارمحمدی :)

    [پاسخ]

نظر شما چیست؟

XHTML: شما می‌توانید از این برچسب‌ها استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>