چرا مجموعه‌ی کلاه‌قرمزی محبوب است و به آن می‌خندیم

یا نقش بدیهیات در موفقیت یک مجموعه‌ی کمدی

سال گذشته قصد داشتم درباره‌ی مجموعه‌ی کلاه‌قرمزی بنویسم که فرصت دست نداد. پارسال می‌خواستم سه قسمت منتخب از مجموعه‌ی کلاه‌قرمزی را به صورت متنی پیاده کنم و درباره‌ی این که چرا این مجموعه موفق است و به آن می‌خندیم توضیحاتی بدهم. امسال هم وقت و رمق آن کار را ندارم اما نشستم آن سه قسمت و چند قسمت جدید از مجموعه را دیدم و نکاتی گاه بدیهی را یادداشت کردم به گمان من از دلایل موفقیت این مجموعه‌ی کم‌نظیر است:

۱-    استفاده‌ از اغلب شیو‌ه‌های شوخ‌طبعی و کمدی:

در مجموعه‌ی کلاه‌قرمزی از اغلب روش‌ها و ترفند‌های کمدی استفاده می‌شود. کلاه‌قرمزی محدود به استفاده از یک یا دو روش کمدی نیست. گاه حتا در مدت زمان دو سه دقیقه‌ برنامه از چند روش با هم استفاده می‌شود. نویسندگان و عوامل حرفه‌ای این مجموعه به خوبی کمدی را می‌شناسند و به جرات می‌توان گفت این مجموعه حتا برای تدریس و شناخت کمدی (عروسکی- تلویزیونی) می‌تواند به عنوان یک منبع مورد مطالعه قرار بگیرد. در اغلب قصه‌های مجموعه‌ی کلاه‌قرمزی از چند روش گوناگون از کمدی‌ استفاده می‌شود که هر کدام در جای خود و برای پیش بردن روند قصه و خنداندن مخاطب بسیار زیرکانه و درست انتخاب شده‌اند. مثال: در یکی از قسمت‌های پارسال، کلاه‌قرمزی خوابش را تعریف می‌کرد در خواب او ببعی انگلیسی حرف می‌زد و غذا می‌پخت. همین خواب دیدن خودش مایه‌ی کمدی دارد و بعد انگلیسی حرف زدن ببعی که نمونه‌ای از اغراق و تجانس نداشتن و وارونه‌سازی است و بعد هم در پایان وقتی می‌بینیم که ببعی در بیداری هم کلمه‌ای به انگلیسی می‌گوید و جمله‌ی فامیل دور که می‌گوید: «من با این ببعی به افق‌های روشنی در زندگی نگاه می‌کنم» این وارونگی ادامه پیدا می‌کند و از این پایان کمیک و غیرمنتظره خنده‌مان می‌گیرد. (ببینید) نام‌گذاری شخصیت‌ها مثل: فامیل دور، پسرعمه‌زا، جیگر و … هم از روش‌های مشهور خلق کمدی است. یا رفتارهای انسانی از سوی حیوانات. یا عاقل نشان دادن آنها، استفاده از تکرار، درست ادا نکردن کلمات، خود را به ندانستن زدن، بزرگ‌نمایی، کوچک‌نمایی، تیک‌های رفتاری و…

۲-    استفاده از تیپ‌ و چیزی نزدیک شخصیت در کنار هم:

عروسک هستند ولی از بسیاری جهات نزدیک به شخصیت به حساب می‌آیند تا تیپ. یعنی در طول بیست سی دقیقه ما چنان با شخصیت و زندگی «آقوی همساده» آشنا می‌شویم که می‌دانیم این آدم اگر فلان اتفاق بیفتد چه واکنشی نشان می‌دهد و چه واکنشی نشان نمی‌دهد. «فامیل دور» هم چنین است و اصلا رگه‌های پررنگی از یک شخصیت دارد تا تیپ. اصولا نویسندگان مجموعه‌ی کلاه‌قرمزی کاراکترهای تخت و بی‌پیشنه را کمتر وارد داستان‌هایش می‌کنند. هر کس می‌آید پیشینه‌ای دارد و حکایت‌هایی از زندگی‌اش. حالا چه این شخص یک هنرپیشه‌ی مشهور باشد چه ببعی یا خری به نام جیگر. همه چیزهایی دارند برای خلق کمدی و مهم‌تر این که گذشته دارند. این قصه‌دار بودنه و پیشینه داشتن به تیپ‌های مجموعه‌ی کلاه‌قرمزی وجهه‌ی شخصیت‌ گونه می‌دهد و این گونه کاراکترها بهتر دستمایه‌ی کمدی قرار می‌گیرند.

۳-    تنوع موضوعات:

ساختار قصه‌های مجموعه‌ی کلاه‌قرمزی مثل ساختار حرکت در موسیقی ایرانی و یا روش‌ کهن قصه تعریف کردن هستند. در موسیقی ایرانی شما از یک جایی مثلا ماهور شروع می‌کنید و بعد به بیات‌ترک و راست‌پنجگاه و افشاری و چه‌چه می‌روید اما در پایان به همان ماهور و همان نت آغازین برمی‌گردید و برنامه را تمام می‌کنید. در مجموعه‌ی کلاه‌قرمزی هم داستان از یک جایی شروع می‌شود ولی در طول روایت قصه در قصه تعریف می‌شود و چند موضوع مربوط یا نامربوط به قصه‌ی اصلی بیان می‌شود و در آخر با قصه‌ی اصلی تمام می‌شود. آیا می‌توان قسمتی از کلاه‌قرمزی پیدا کرد که این گونه نباشد، گمان نکنم. در کمدی‌های کوتاه این قصه در قصه تعریف کردن یک نکته‌ی مهم و اساسی است که از ویژگی‌های اصلی کمدی‌های «سیت کام» situation comedy هم است که در فضاهای مشخص و محدود مثل خانه یا محل کار ساخته می‌شوند.

۴-    نقش مفید ایرج طهماسب:

ایرج طهماسب نه فقط مجری که یکی از آدم‌های قصه است. یعنی خودش در بطن ماجرا قرار می‌گیرد و اغلب نسبت به داستان دانای کل نیست و اگر هست دانای کل محدود است. این نوع حضور طهماسب در برنامه کمک زیادی به دل‌پذیر شدن آن و پیش‌برد قصه‌ها می‌کند.

۵-    استفاده از گویش‌ها و لهجه‌ها:

که البته اغلب بجا و شایسته استفاده می‌شود و خالی از توهین و این جور چیزها به گویش‌ها و لهجه‌ها است و اتفاقا حس همراهی را در مخاطب برمی انگیزد. این بخش شامل لهجه‌های من‌درآوردی هم می‌شود.

۶-    ریتم و ضرباهنگ مناسب برنامه:

مجموعه‌ی نکاتی که برشمردیم روی هم باعث به وجود آمدن ریتم مناسب در برنامه می‌شود که نه کندی آن به ملال می‌انجامد و نه تندی آن آزاردهنده می‌شود. البته نقش کارگردانی این برنامه هم مثال‌ زدنی است و باید دیالوگ‌های کوتاه و توی حرف هم نرفتن کاراکترها – مگر به اقتضا- را هم به عوامل ایجاد ریتم اضافه کرد.

البته موارد بیشتری را می توان برشمرد که در محبوب شدن مجموعه‌ی کلاه‌قرمزی نقش دارند. مثلا این که خود کلاه‌قرمزی گاه اصلا در قصه نیست و کاراکترهای دیگر، هم‌رده و هم‌شان اویند و گاه از او بانمک‌ترند. یا پخش برنامه‌های تولیدی و وله‌ها در بزنگاه‌های داستان. اما این نکته‌ها آن قدر بدیهی هستند که از ذکر آنها خودداری می‌کنم هر چند که همین بدیهیات هستند که درست استفاده کردن از آنها و شناخت‌شان باعث می‌شود یکی بشود مجموعه‌ی کلاه‌قرمزی و یکی دیگر نشود.

یقین دارم که نکته‌های بسیاری هست که شما می‌دانید و من نمی‌دانم. اگر چیزی را جا انداخته‌ام و یا نکته‌‌ی دیگری به ذهن شما می‌رسد لطفا برایم نظر بگذارید.

پنج شنبه, ۱۰ فروردین ۱۳۹۱
  • مرضیه
    فروردین ۱۰ام, ۱۳۹۱ در ۰۹:۱۲ | #1

    به نظرم نباید از عروسک گردانی بسیار خوب هم غافل شد… شخصیت ها واقعا شخصیت هستند و خیلی دوست داشتنی… من که کلا برنامه زندگانیم رو توی این مدت با این برنامه تنظیم می کنم….

    [پاسخ]

  • فروردین ۱۰ام, ۱۳۹۱ در ۱۶:۵۶ | #2

    من کلاه قرمزی رو دوست دارم ، چون دوست داشتنیه . چون ساده ست ، مهربونه ، شیطونه و نماد کودکی همه ماست . سری کلاه رمزی هم که الان پخش می شه ، دقیقا به همین دلایل دوست داشتنیه . آدم فکر نمی کنه که دارن گیرش میارن و فقط محض این که آنتنو پر کنن یه کارهایی انجام می دن مثل خیلی از عمو ها دایی ها و زندای ها و سایر دوستان .

    [پاسخ]

  • فروردین ۱۱ام, ۱۳۹۱ در ۱۱:۴۰ | #3

    کلاه قرمزی فقط یه برنامه عروسکی بچگونه نیس. وقتی تو عمقش میری یه حرفایی زده میشه که حتی یه بزرگسال هم ازش یاد میگیره. من خودم رو جزو قشر بزرگسال نمیدونم ولی یه چیزی ام بین کودک و بزرگسال!(نوجوون و جوون نه!) همین باعث میشه که کنار دیدن فوتبال و سریال های بیخود و باخود رسانه ملی! کلاه قرمزی و انیمیشن های بچه ها رو هم ببینم.
    +میشه از برنامه کودک هم یاد گرفت!

    [پاسخ]

  • فروردین ۱۱ام, ۱۳۹۱ در ۲۰:۵۸ | #4

    کلاه قرمزی از همون دورانی که من بچه بودم دوست داشتنی بود یه جورایی من با کلاه قرمزی بزرگ شدم الان شاید بچه های کوچولو یک شب ببینن و شب بعد یادشون بره کلاه قرمزی داره ولی من هر شب میبینمش چون از بچگی کلاه قرمزی و پسرخاله شخصیتهای عروسکی زندگیم بودن.عصبانیت ها و در عین حال مهربونن بودن پسرخاله در کنار صحبت کردنهای شیرین کلاه قرمزی واقعا فضای برنامه رو جذاب میکنه و ترکیب حمید جبلی و ایرج طهماسب واقعا فوق العاده میشه ترکیب این دو نفر با هم به نظرم داستان رو جذاب میکنه هرکدوم توانایی شون با اون یکی دیگه کامل میشه

    [پاسخ]

  • فروردین ۱۲ام, ۱۳۹۱ در ۰۱:۲۵ | #5

    استفاده به جا از عوامل خارجی
    مثل همان قسمت که برقکار آمده بود داشت تعمیرات می کرد
    و مهمترین بخش آن به نظر بنده:

    بازنویسی ارزشهای آموزشی رسمی
    برای بچه ها و بزرگترها
    بچه هایی که حسابی می بینند و می فهمند

    [پاسخ]

  • ماهرخ س.
    فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۱ در ۱۵:۰۳ | #6

    البته این که “می دانیم این آدم اگر فلان اتفاق بیفتد چه واکنشی نشان می‌دهد و چه واکنشی نشان نمی‌دهد” بیشتر درباره تیپ صدق میکند تا شخصیت. شخصیت یعنی مجموعه‌ای پیچیده از ویژگی‌های بعضا ناسازگار که به همین واسطه رفتار آن را غیرقابل پیش بینی میکند.

    [پاسخ]

  • مونا
    فروردین ۲۶ام, ۱۳۹۱ در ۱۲:۰۸ | #7

    کلاه قرمزی محبوب ترین برنامه ی کودک دوران زندگیه منه من الان ۲۸ سالمه ولی هنوز هر بار این برنامه رو نشون میده من مثه بچه های ۵ ساله میچسبم جلوی تی وی و لبخند از لبم محو نمیشه .برای من ک ادم نوستالژیکی هم هستم هیچی لذت یاداوری های دوران شیرینه کودکی نیست. دست همه ی دست اند کارنشو میبوسم. وسپاسسسسسسسسسسسسس

    [پاسخ]

    رضا ساکی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱:۱۱ ب.ظ:

    سپاس از شما :)

    [پاسخ]

  • اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۱ در ۱۲:۳۰ | #8

    سلام
    اما من دوسش ندارم.
    یکی کلاه قرمزی رو و یکی صدا خاله شادونه.که دیگه دومی صداش خیلی مصنوعیه
    .
    دست خودم نیست خب.

    [پاسخ]

  • نصیران
    اردیبهشت ۱۷ام, ۱۳۹۳ در ۰۸:۲۴ | #9

    سلام داشتم برای یه کاری دلیل موفقیت کلاه قرمزی رو جستجو می کردم که مطلب شما رو دیدم. ممنون ازنوشته تون ویه چیز دیگه ای که در مورد این برنامه صدق می کنه اینه که کلاه قرمزی ودار ودسته اش بر یک سری ارزشهای انسانی تا کید می کنند و همینطور به سادگی درونیات همه مارو افشا می کنند ، تمایلمون به رفاه ، خوراک وچیزهای دیگه. وخوب این چیزها در همه وجود دارد. چه نسل قبل چه بچه های امروز.
    برای همین ، من زن سی وهفت ساله ، دختر های نه ساله وسه سالم ؛ همینطور همسرم به تماشای این برنامه می شینیم. می خندیم ولذت می بریم وگاهی به صحبتها واتفاقهاشون فکر می کنیم.
    من از ساخته شدن چنین برنامه ای خوشحالم وبه سازندگانش تبریک می گم.

    [پاسخ]

نظر شما چیست؟

XHTML: شما می‌توانید از این برچسب‌ها استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>