موسیقی و لحن گوینده در برنامه‌های صبح‌گاهی رادیو

موسیقی، چه موسیقی بی‌کلام و چه موسیقی باکلام عنصر مهم و تعیین کننده‌ای در برنامه‌هایی صبح‌گاهی رادیو است. برنامه‌ی صبح‌گاهی موسیقی مناسب صبح را می‌طلبد و انتخاب موسیقی برای یک برنامه‌ی صبح‌گاهی مهم‌ترین و اصلی‌ترین کار یک تهیه‌کننده است. موسیقی صبح باید بانشاط، آرام و ساده باشد. ساده یعنی اگر ایرانی است رنگ باشد بیشتر تا چهارمضراب‌ یا قطعات پرحجمی که دایم ریتم آنها تغییر می‌کند. اگر غربی است نباید زیاده از حد تمپو داشته باشد، یعنی تکنو و راک نباشد و اگر هست بکوب بکوب نباشد.

بگذاریم بحث را طور دیگری مطرح کنم چون تعریف بالا جامع و مانع نیست،‌ می‌دانم. به نظر می‌رسد نوع موسیقی برنامه‌ی صبح‌گاهی بیشتر از این که باعث تحریک شنونده بشود باید باعث آرامش او بشود. این طوری اگر به موضوع نگاه کنیم بهتر می‌توانیم برای برنامه‌ی صبح‌گاهی موسیقی انتخاب کنیم. مردم در تهران و اغلب شهرهای بزرگ و کوچک صبح‌ها به اندازه‌ی کافی استرس و تنش دارند. همیشه در راه رسیدن به مقصد در ترافیک هستند، اغلب از برنامه‌ها و قرارها عقب می‌مانند و… پس موسیقی برنامه‌ی صبح‌گاهی نباید استرس و تنش ذاتی در مردم را بیشتر کند بلکه باید بکوشد آنها را آرام کند و آنها را با آرامش به سوی سمت مقصد همراهی کند. با این تعریف از مخاطب  برنامه‌ی صبح، درمی‌یابیم که موسیقی‌های تند و بکوب بکوب همراه با داد و بیداد و فریاد گوینده که سعی می‌کند هر چه بلندتر و بانشاط‌تر بگوید “سلام صبح بخیر” می‌تواند اثر منفی بر روحیه‌ی مخاطب بگذارد.

صبح چند روز پیش برف سنگینی در تهران می‌بارید. ساعت یک ربع به شش از خانه به سمت رادیو حرکت کردم. ساعت هفت به رادیو ارگ رسیدم و سعی کردم با موسیقی‌های ملایم و آرام و ترانه‌های روان و ملایم با مضمون برف شنونده‌ی عصبی را همراهی کنم. شنونده‌ای که در برف گیر افتاده بود، در ترافیک گیر کرده بود، نمی‌دانست مدارس تعطیل هستند یا نه، از نمک‌پاشی نشدن معابر عصبی بود، از لیز خوردن عصبی بود، از این که بچه‌اش را تا مدرسه برده و برگردانده بود ناراحت بود. شنونده‌ای که برف غافل‌گیرش کرده است نیاز به آرامش دارد. پس موسیقی و ریتم برنامه‌ی صبح‌گاهی گاه باید در جهت عکس روند زندگی باشد. یعنی مثلا گوینده در صبح برفی پرترافیک لعنتی نباید داد و بیداد بکند که آی برف اومده مردم پاشین. به ما چه که مردم می‌خواهند بیدار بشوند یا بخوابند؟ ما چه حقی داریم با داد و بیداد و موسیقی تند آوار بشویم روی سر مخاطب تازه از خواب بیدار شده‌ی خسته‌ که امروز هم مثل دیروز هزار و یک کار و بدبختی یا خوشبختی دارد که هر دوتایش را باید با این ور آن ور رفتن درست کند.  این عکس بودن برنامه‌ی صبح‌گاهی با روند زندگی البته به معنای بی‌نشاط بودن برنامه نیست بلکه منظورم این است که ریتم یک برنامه فقط به این نیست که ترانه‌های شاد و موسیقی‌ها ریتمیک پخش کنیم و گوینده داد بزند و همه چیز روی مخ شنونده بکوبد، بلکه ریتم «روند تغییر و حرکت» در برنامه است که با چینش مناسب آیتم‌ها، کوتاهی آنها، جا به جایی آنها، استفاده مناسب از موسیقی فاصله و متن و… به دست می‌آید. این را من از جناب سروری از تهیه کنندگان پیشکسوت و مدرس رادیو آموخته‌ام.

اصلا هوای برفی، هوایی لطیف و عاشقانه است و یک برنامه‌ی صبح‌گاهی که در یک روز برفی روی آنتن می‌رود باید همان قدر لطیف باشد، به همان لطافت و آرامشی که برف از آسمان می‌بارد، نه با تندی و تحرک بی‌دلیلِ استرس‌زا. یک برنامه‌ی صبح‌گاهی خوب برنامه‌ای است که برآیند آن و خروجی آن و حسی که به مخاطب القا می‌کند حس و خروجی بانشاطی باشد. شما می‌توانید از موسیقی‌های نه تند و نه کند، ساده، با سازبندی کم، موسیقی ارکسترال کوچک، دونوازی و سه‌نوازی و البته تک‌نوازی و با لحن شاد گوینده و روند تند تغییر و حرکت، یک برنامه‌ی صبح‌گاهی خوب بسازید. ناگفته می‌دانید «لحن» از عناصر زبرزنجیری کلام است و لحن شاد لزوما با داد و فریاد و بیداد به دست نمی‌آید.

یادمان باشد که ساعت بیولوژیک بدن چگونه کار می‌کند. بدن ما تازه ساعت نه صبح و با افزایش ترشح کورتیزول، به اوج هوشیاری می‌رسد و به همین دلیل است که به افراد توصیه می‌شود فعالیت‌های فیزیکی و کارهایی که به تمرکز بالایی نیاز دارند را در این ساعات انجام دهند. پس صبح‌ها بین ساعت شش تا هشت صبح نباید روی مغز مخاطب رژه برویم. نباید. مگر این که بخواهیم رژه برویم. مثل برخی از رادیوها که ساعت هفت صبح نشده چنان داد و فریادی و بزن و بکوبی راه می‌اندازند که انگار نه انگار سر صبح است و هیچ کس سر صبح این قدر انرژیک نیست. اگر مردم صبح‌ها در کوچه هنگام دیدن همدیگر داد می‌زنند و می‌گویند سلام صبح بخیر گوینده هم باید داد بزند. اما صبح سرشار از لطافت است پس نخستین و مهم‌ترین کارکرد برنامه‌ی صبح‌گاهی شادی و آرامش بخشیدن به مخاطب است با لطافت و آرامش. آرام آرام…

سه شنبه, ۱۸ بهمن ۱۳۹۰
  • m
    بهمن ۱۸م, ۱۳۹۰ در ۰۷:۵۸ | #1

    سلام به سرور همه سردبیرها و تهیه کننده ها. به امید روزی که شنونده شما در یکی از شبکه های سراسری باشیم. آخه شما بگو گناه ما چیه که تهرانی نیستیم. (یاد اون روزا که رادیو جوان و فرهنگ کار می کردی بخیر.)

    [پاسخ]

  • نازی
    بهمن ۱۸م, ۱۳۹۰ در ۰۹:۴۴ | #2

    مطلب خوبی بود

    برای افرادی که دوست دارن وارد وادی گویندگی بشن خواندن این مطالب خیلی توصیه میشه

    [پاسخ]

  • صدقی
    بهمن ۱۸م, ۱۳۹۰ در ۲۳:۲۴ | #3

    کاملا موافقم. چیزی که بعضی مجری ها کم دارند، سواد و شعور فهم مخاطب است تا لحظه را دریابند.

    [پاسخ]

  • بهمن ۲۴م, ۱۳۹۰ در ۱۴:۴۶ | #4

    اصل قضیه اینه که مملکت باید اون قدر آزاد باشه که تاسیس شبکه تلویزیون و رادیو «ملی» بشه. یعنی هر شهروند کشور بتونه صاحب امتیاز یک رادیو یا تلویزیون بشه. اون وقت شما سر صبح می‌تونی موزیکی گوش کنی که دوست داری. انتخاب می‌کنی. مثلا من ترجیح می‌دم سر صبح موزیک متال گوش کنم.

    [پاسخ]

  • اسفند ۱۷م, ۱۳۹۰ در ۲۱:۴۳ | #5

    این کامنت اولی خوب گفته آقا!
    ما شهرستانی‌ها…باز ما تو شهر خیلی کوچک،کلا از رادیو هیچی نداریم…چار تا شبکه‌ی محلی و شبکه‌ی چه می‌دانم…مهم نیست…
    خواستم بگویم که…-حالا نظر است دیگر-یک مقداری سلیقه‌ست و یک مقدار زیادی هم حق با شماست…ولی خب در مورد شهر شلوغ باز بیش‌تر هم حق باشماست…

    [پاسخ]

نظر شما چیست؟

XHTML: شما می‌توانید از این برچسب‌ها استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>