جکهای لری، سرچشمهها و کارکردهای ثانویه
نکتهای که «خوابگرد» در مورد جکهای لری و زیاد شدن آنها مطرح کرده است مهم است اما به نظر من به سادگی نباید به این موضوع نگاه کرد. ماجرا خیلی گستردهتر و پیچیدهتر از تمسخر قوم لر یا ترک است.
داستان دقیقا از همان جایی شروع شد که خوابگرد به درستی اشاره کرده است. جریان پیامکدهی بین مردم بعد از اتفاقات سال ۸۸ به کلی عوض شد و رویکرد آن به کلی تغییر کرد. میخواهم ادعا کنم از بعد سال ۸۸ تقریبا جریان جکهایی که بر مبنای بلاهت و سادگی و حماقت افراد بود و اغلب و «متاسفانه» با “یه ترکه” شروع میشد تقریبا به فراموشی سپرد شد. این فراموشی ناشی از همان تغییر رویکرد و کارکرد جکها بود. قبلا در کنار جکهای فراوانی که بر مبنای بلاهت و حماقت افراد بود جکهای انتقادی سیاسی اجتماعی هم وجود داشت اما غلبه بر جکهایی بود که در فضایی فکاهی فقط حماقت را نکوهش میکردند. حالا هم این جکها هست و تا وقتی احمق و اهل حماقت در جامعه باشد این جکها هم کارکرد دارند.
برگردیم به آن ادعای نخست. به نظر من همان طور که «یه ترکه» در آغاز جکهای بر مبنای بلاهت و حماقت آغازی سمبلیک است و به هیچ وجه منظور قوم ترک و یا شخص ترکزبان نیست در جکهای رو به رشد لری هم «یه لره» مظهر قوم لر یا شخصی لرزبان نیست. البته قبول میکنم در دورهای متاسفانه جکهای ترکی نسبت به مردم بزرگ و شریف آذربایجان رویکردی توهینآمیز نیز داشتهاند و هنوز هم کموبیش دارند اما حالا دیگر آن شروع آغازینِ جک به عنوان مقدمه که برای رسیدن به لب مطلب است کارکردی فراتر از آن چه هست دارد که توضیح میدهم.
اتفاقی که در جکهای بعد از حوادث سال ۸۸ افتاده این است که جکها رویکرد انتقادی صرف پیدا کردهاند. من این جکها را لری نمیدانم و اصلا «یه لره» یا «لرها» در این جکها موضوع اصلی نیست. “یک لره” گفتن در آغاز جک در واقع پایندی به ساختار قدیمی جکهای ایرانی است که در آنها به قومیتها توهین میشد اما حالا دیگر مسئله لر و ترک نیست و این عبارات فقط برای این در مقدمه جک میآید تا مشخص کنندهی این باشد که قالب بیانی یا نوشتاری مورد نظر جک و لطیفه است. اگر واقعا این جک توهین به قوم لر است پس چرا وقتی به جای لر، ترک یا به جای ترک، لر میگذاریم باز هم خندهدار است؟ حتا وقتی به جای لر و ترک میگوییم یک نفر. موضوع این است که هنوز جکهایی که بر مبنای رفتار ناپسند اقوام ایرانی هستند وجود دارد و به گویش رایج در منطقه و بین ساکنان آن دیار رد و بدل میشود که آنها موضوع بحث ما نیستند و خیلی هم خوب است که آن جکها هستند و مردم لر و ترک خودشان با گویش و زبان خودشان خودشان را نقد میکنند. این جکها چون با گویش و زبان محلی است و بر اساس ویژگیهای فرهنگی یک قوم است و در آنها بازیهای زبانی وجود دارد تقریبا نه قابل ترجمه و نه از لحاظ مفهومی قابل انتقال هستند. خود من صدها جک لری خرمآبادی و بختیاری بلدم که حتا نمیتوان مفهوم آن را به غیر لر انتقال داد و باید لرباشی تا بفهمی.
با نگاهی اجمالی به جکهای لری که امروزه بین مردم به ویژه در تهران رد و بدل میشوند درمییابیم که موضوع در این جکها لرها نیستند. همین حالا نگاهی به صندوق پیامک موبایلتان بکنید و ببینید چند تا از جکهای لری با موضوع لر دارید. یا چند جک ترکی با موضوع ترک. اشتباه نکنید، در این جکها لر و ترک نمادهایی از اشخاص زیرک و بهلولوار و رند هستند که از من و شما عاقلتر و پختهترند. یکی از تغییر رویکردها در این یکی دو ساله همین است. وارد شدن نگاه بهلولوار به جکها و جایگرین شدن عقلای مجانین به جای اهل بلاهت در جکها. مثال میزنم: لره به خدا گفت من که از تو راضی نیستم تو از من راضی باش تا رومون تو روی هم وا نشه. این جک چه ربطی به قوم لر دارد؟ هر کسی که کمی با تحلیل محتوا آشنا باشد درمییابد که منظور از این جک اوضاع نامساعد اجتماعی و اقتصادی است که یک آدم را یعنی لر سمبلیک را وادار میکند بهلولوار و رندانه خطاب به خداوند بگوید: من که از تو راضی نیستم! یعنی از دنیای تو راضی نیستم. این فقط یک مثال نیست، از همین حالا جکهای لری و ترکی را با این نگاه بخوانید. حتا آن جایی هم که میگویند: یه ترکه شهردار مکه شد کعبه رو انداخت تو طرح ترافیک، موضوع یک آدم ابله است نه ترک ابله! این نمادها البته چه درست و چه غلط حالا دیگر کمرنگ شدهاند. بگذارید تا جایی که ذهنم یاری میکند چند مثال بزنم: از لرها درخواست میکنیم در عابربانکها شمع روشن نکنند. این جک یعنی چه؟ یعنی لرها قومی احمق هستند که فرق عابربانک و سقاخانه را نمیدانند؟ یا معنی دیگری دارد؟ آیا معنیای جز این دارد که عابربانکها پول ندارند و کار نمیکنند و خراب میشوند و مردم برای دریافت پول، کارشان به نذر کردن کشیده است؟ وقتی میگوید: خدایا من دیگه بندهی تو نیستم یه فکری برای خودت بکن، چه چیزی را میخواهد بگوید؟ این نگاه بهلولوار از کجا سرچشمه میگیرد و چرا این روزها این قدر زیاد شده است. این جکها را نباید دستکم گرفت، برخی از آنها اشک آدم را درمیآورند و در نهایت قدرت و هنرمندی ساخته شدهاند. در کنار اینها جکهای سیاسی را ببینید و بخوانید: به لره گفتم مدرک داری میخوای تو انتخابات شرکت کنی؟ گفت خراب کردن مملکت مگه مدرک میخواد؟ از این دست جکها بسیار است. آیا اینجا شما با یک لر احمق طرف هستید؟ اصلا آیا اینجا لر بودن مطرح است؟ یا نگاهی عمیق و بهلولوار و رندانه وجود دارد؟
سخن را کوتاه میکنم. امروزه جکها بیش از هر زمان دیگری حاوی پیام هستند. جکها رسانهاند. پیامی دارند که فارغ از بازبینی و مصلحت و پارازیت، آن پیام را به همه جا منتقل میکنند. از موبایل من و شما گرفته تا مویابل وزیر و وکیل مملکت همه جا هستند. در خصوصیترین جاها زمزمه میشوند. در این بین نقش اپراتور ایرانسل را نباید نادیده گرفت. مردم حالا اغلب مویابل دارند و خدمات پیامک هم ارزان نباشد گران هم نیست. نباید غافل شد که تفریح غالب مردم در طول روز همین جکهاست. نباید غافل شد که وقتی پیام از رسانهها به گوش مردم نرسد از پیامک راهش را پیدا میکند و وقتی پیامک بشود با شوخی همراه میشود و تبدیل به جک میشود.
اما چرا جکهای لری؟ چرا لر؟ به چند دلیل:
۱- نبرد مخفی اقوام ایرانی علیه یکدیگر با تبدیل جکها از یک قومیت به قومیت دیگر.
۲- طناز بودن قوم لر. به جرات میگویم قوم لر از لحاظ ژنتیکی طناز است و گویش لری به دلیل وجود کنایه های بیشمار مستعد ساختن جک است. در گویش لری خرمآبادی چند واژه و ترکیب دربارهی شوخی و آدمهای شوخ داریم. مثل: سیقاف، لابردنگ، تیتال، تیتالباز، تیتالی و… و وقتی لرها جک میسازند خب با خودشان شوخی میکنند!
۳- حضور بیشمار لرها در پایتخت و دیگر شهرهای بزرگ به علت کمبود امکانات و فقر در مناطق لرنشین که باعث میشود جکهای لری از مناطق لرنشین به دیگر مناطق برود.
۴- استفادهی خود لرها از جکهای لری.
۵- عاقبت استفاده کردن جکسازان از واژهی لر و عمومی شدن این کلمه در آغاز جکها که البته همان طور که گفتیم اغلب ربطی به قوم لر ندارد.
اینها برداشت من از ماجرا بود. حتما شما تحلیل بهتر و جامعتری دارید و حتما تحلیلهای دیگر هم در این رابطه کموبیش تاثیرگذار است. اما نکتهی که خواستم بگویم این است که نباید لری بودن جکها باعث انحراف ما از محتوا و رویکرد آنها بشود. مهم زیاد شدن روند ساخته شدن جک در جامعه، دست به دست شدن آن و غالب شدن نگاه فسلفیمابانه و انتقادی در جکها به جای جکهای جنسی و قومی و یا فکاهی محض است. البته همیشه و همچنان انواع جک در جامعه هست و مخاطب خودش را دارد اما آنها نگاه غالب نیستند.
نکتهی بسیار بسیار مهم کارکرد ثانویه جکهای لری است که اهل پژوهش لرزبان باید به آن توجه کنند. جکهای لری باعث شدهاند بسیاری از واژههای کهنه و قدیمی گویش لری دوباره استفاده بشوند و نسلی که بسیاری از واژههای لری را نشنیده و معنی آنها را نمیدانسته آن را بفهمد. این کارکرد ثانویه دربارهی گویشهای دیگر هم صادق است و سبب خیر شده است تا مردم از برخی واژهها دوباره استفاده کنند. جالب است بدانید برخی از جکهای لری گاهی آن قدر غلیظ هستند که دوستان از من به عنوان یک لر باسواد برای ترجمه کردن کمک میگیرند و بعد از فهم، اتفاقا این جکها با سرعت بیشتری دست به دست میشوند.
جکها سوپاپ اطمینان جامعه هستند. سوپاپی که باعث میشود مردم حرف بزنند و تخلیه بشوند. گاهی با خودم فکر میکنم اگر ایرانیها خوشمزه و طناز نبودند این همه حرف و خواسته را چگونه مطرح میکردند و با چه روشی تخلیه میشدند. همه باید از وجود جک در جامعه خوشحال باشند، هم مردم و هم مسئولین. جکها هر ثانیه زندگی ما تلطیف میکنند. در همین گرانی سکه و دلار اگر جکها نبودند معلوم نبود چه میشد. خدا عاقبت همهمان را خیر کند ان شا الله.



سلام
مطلب خوبی بود. باصفاتر از لر ها ندیدم
بما نیز سری بزن ممنون
[پاسخ]
یک فرض بعید: ترک ها با توجه به جایگاه تراکتورسازی و حمایت های پان ترکیسم آذربایجان و ترکیه سرخوش تر شده اند جک بیشتر شیر می کنند، نتیجه آنکه خودشان را با دیگران تعویض می کنند. بر اساس این فرض در حلقه ی فرستندگان هر جک یه روز یه لره شما یک ترک پیدا می کنید.
یک احتمال معقول تر آن است که به خاطر همراهی نکردن آذری را در اعتراضات آنطور که انتظارش می رفت، جوشش هایی شکل گرفت برای همدلی با آنها که رگه هایش را در بالاترین می بینید. بسیاری جک قومیتی را یک محصول آذری نشان می دانند. شاید یه لره به عنوان مسکن بدل عمل می کند، مثل شربت تریاکی که برای ترک اعتیاد استفاده می شود.
به هر صورت خوشحالم که به شیرازی ها نه می شود جکی را بست نه جکی را از آنها ستاند. از بس خاص هستیم ما!
[پاسخ]
سلام بررسی لطیفی بود ولی نمیشه این واقعیت رو انکار کرد که خیلی از جک ها جنبه توهین دارند. در مورد جوک های لوری نمیدونم ولی مثلا شهرداری رشت اعلام کرده امسال ۳۰ درصد نوزادان رشت تولید داخل بوده و تا ۱۰ سال دیگر به خودکفایی می رسیم. فکر نمیکنم این حرف جنبه سیاسی داشته باشد. در واقع این جک به معنی حروم زاده بودن ۷۰ درصد مردم رشت است ئ توهین بزرگی بهشون محسوب میشه. یا مثلا جک هایی که در مورد ما قزوینیا میگن کاملا توهین مطلقه.
[پاسخ]
رضای عزیز به نظر من فرار مردم از مقوله طنز سیاسی و ترس اغلب افراد از عواقب این مسئله، طی دوران قبل از اتفاقات۸۸، مردم رو به سمت تمسخر یک دیگر که هزینه کمتری من باب پیگیری قضیه و … داشت، کشوند. بعد از انقلاب هم برخی جهتگیریها منجر به تمسخر برخی افراد مطرح در کشور میشد که کاملا هدفمند و در جهت تخریب چهره و وجههی عمومی فرد مورد نظر می انجامید. نمونه بارز آن آقای منتظری بود که پیرو برخی جهتگیریها و مخالفتها که جای بحث آن نیست از سوی عده معدودی مورد حمله قرار گرفت. یادمون نره که خط مشی مقوله جک سازی پیش از انقلاب بگونه ای بود که در آثار میرزا ،سوای زمان انتشار آن( منظور فقط سوژه های مورد استفاده است) می توان دید و با تغییرات سیاسی امکان ادامه آن نبود بنابراین مقوله جک سازی وارد عرصه قومیت ها شد و تمام انرژی خود را معطوف به این عرصه کرد. در زمان کنونی با توجه به پشت سر گذاشتن اتفاقات۸۸، جک سازی با وجود تمام خطرها و عواقب آن و با توجه به لبریز شدن کاسه صبر مردم، باز وارد عرصه سیاسی شده که خوابگرد به خوبی به آن اشاره کرده. جهت گیری در مقوله جک سازی غیرهدفمند نیست. تبدیل شدن آغاز جک ها از “یه نفر” و “یه ترکه” به “یه لره” می تواند کاملا هدفمند باشد و در جهت تخریب چهره بعضی سران صورت گرفته باشد. حالا خود بکاوید که کدام مسئول خط قرمزها را عبور کرده و متعلق به کجای این مرز و بوم است. خواستید سری هم به اتفاقات۸۸ بزنید شاید سرنخی به دست آید
[پاسخ]
متأسفانه این نگاهی است که تنها سطح قضیه را می بیند و بسیاری از پرسشها را بی پاسخ می گذارد و در نهایت باعث می شود که متاردف شدن “لر” با “احمق” رسمیت بیابد. پاسخ پرسشهای زیر چیست؟
چرا جوکهای لری این همه زیاد شده؟
از چه وقتی این موضوع شدت گرفت؟
چرا لرها دست مایه خوبی برای جوک شده اند؟
آیا بیکاری عظیم در استان های لرنشین روی فرهنگ آنها تأثیر نداشته؟
آیا مهاجرت عظیم روستاییان بی سواد و کم سواد به شهرها، آن هم در زمانی کوتاه دبر فرهنگ شهرهای لرنشین اثر نداشته است؟
چرا نیش زهرآگین جوک ها متوجه کسانی می شود که از نظر مالی و تحصیلی (آن هم به طور ناخواسته) در سطح پایینی قرار دارند؟
آیا خطرناک نیست در یک کشور چند ملیتی مانند ایران، با نیش و کنایه های دائمی قوم های غیر فارس را مورد آزار قرار دهیم؟
آیا خوش دارید که کسی با اشارۀ مداوم به ضعفی از ضعف های شخص شما پیوسته شما را مسخره کند و باعث شود تا دیگران هم به شما بخندند؟
بیشتر از این هم می شود گفت. اما برای گوش های شنوا همین هم کافی است.
[پاسخ]
رضا ساکی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۴م, ۱۳۹۰ ۹:۴۷ ب.ظ:
با احترام عرض میکنم که مهاجرت از مناطق لرنشین به سمت شهرهای بزرگ همچون تهران و اصفهان دستکم به صورت گسترده از دههی پنجاه و به صورت محدود از دههی بیست به بعد آغاز شده است. این روند در دههی هفتاد چون سیل خروشانی از روستاها به سمت شهرها و از شهرهای لرنشین به سمت دیگر مناطق ادامه پیدا کرد و حالا هم هست.
[پاسخ]
من کاملن با نظراتتون موافقم!من توی شهر دزفول زندگی می کنم!شهری که زبونش به زبون لری نزدیکه و واقعن هم پر اصطلاحه که اگه جک هاشو دزفئلی نباشین و ندونین نمیفهمین!و به قول شما بیشترشون اصلن انتقاد به خود دزفولیاس!مطلب فوق العداه ای بوئد!
[پاسخ]
آقای محسن اکبر زاده عزیز، مساوی دانستن حمایت از تیراختور با پان تورکیسم صحیح نیست. پان تورکیسم نظریه ای بود که در جریانات ناسیونالیسم خواهی قبل از جنگ جهانی اول نشو و نما یافت و بعد از آن کارکرد و ماهیتش را از دست داد و فی المثل آتاتورک هم مدافع آن نبود که اگر بود بایست پس از جنگ استقلال تورکیه باید با عراق و ایران و بلغارستان به جنگ بر می خاست سر دفاع از حقوق تورکهایشان. هویت خواهی مردم تورک ربطی به پان تورکیسم ندارد ولی منکر علاقه مردممان به کشورهای تورک همسایه نمی شوم. آذربایجان که با ما فرهنگی یکسان دارد و زبان وموسیقی و هنرمان وامدار یکدیگر است. در ادبیات ما غم نامه هایی وجود دارد که پس از تصرف ۱۷ شهر قفقاز توسط روسیه در قرن ۱۹ سروده شده، رود آراز ( ارس ) همواره عامل جدایی محسوب شده، آیا اجدادمان هم پان تورک بوده اند؟! باید در نظر داشت که فی المثل ایران هم دارای جاذبه ای است برای افغانهای تاجیک و البته هزاره های شیعه و فی المثل این علاقه برای پشتوهای افغانستان به پاکستان تغییر می یابد.
ایران کشوری موزائیکی است و این که با ساختاری سانترالیستی تنها یک زبان و فرهنگ رونق داشته باشد و بقیه زبانها و فرهنگها تحقیر شوند؛ بسیار بد است و اثرات اجتماعی بدی خواهد داشت. به عنوان یک تورک که بارها لفظ تورک ِ خر را شنیده ام و جکهای لوس وبی مزه تورکی را ناچار از تحمل کردن بوده ام، احساس هم وطنان لرم را درک می کنم. امید که جکهای با بار تحقیر کم شوند
[پاسخ]
من مسأله را این طور نمیبینم. این نان قرض دادنهای «ایرانی خوشمزه و ایرانی بامزه و ایرانی شوخ و شنگ» هم خودفریبیست اگر عوامفریبی نباشد. وگرنه همین ایرانیهای شوخ و شنگ و بامزه و با این سوپاپهای اطمینان فرهنگی [!] خیلی راحت به زن و کودک و مرد تجاوز میکنند و به عشق امام حسین قمه میزنند و به خاطر یک تار موی زن حاضرند خون بریزند و اتفاقا هیچ تحمل شوخی ندارند.
بالا برویم و پایین بیاییم، خیلی باجنبه باشیم و خیلی بیجنبه باشیم، اسم این جور جوک ساختن و جوک تعریف کردن را هرچه بگذاریم، نمیتوانیم خصلت «نژادپرستانه بودن» را ازش حذف کنیم.
دلایل بیشمار دارم برای این ادعا که ملت ایران ملتی نژادپرست است و نژادپرستی یکی از ویژگیهای فرهنگیاش بوده و هست. دلیلش چه بوده نمیدانم.
حالا اگر سوسمارخور دانستن عرب و نجس دانستن بهایی و یهودی و ارمنی و… و باهرکهخواب بودن زن گیلک و «خر» بودن تورک کمی لایت شده و نمکش زیادتر، دلیلی ندارد که روی این عادت زشت فرهنگی عنوانهای زیبا و دهنپرکن بگذاریم.
نژادپرستی ریشه در لمپنیسم دارد و لمپنیسم پدر این ملت را در آورده.
[پاسخ]
سلام جناب ساکی، خوشحالم که پس از مدتها باز توانستم مطلبی به قلم شیوای شما بخوانم، اما اختلاف نظر اساسی با رویکرد حضرتعالی به پدیده جوک ها دارم که در کامنت نمی گنجد، از جنابعالی دعوت می کنم مطلب زیر را مطالعه کنی و نظر راهگشایت را برایم بنویسی: http://loor.ir/News.asp?nid=5446
[پاسخ]
آقا / خانم ورگ، دقیقا” عقاید من را بیان کردید. زحمت مرا کم نمودید. چون انقدر عصبانی شده بودم که …. .
[پاسخ]
پوریا خطرناک پاسخ در تاريخ تیر ۲م, ۱۳۹۱ ۱:۲۷ ب.ظ:
جک باید جوری باشه که نظر همرو توش داشته باشه تا همه بخندن”*پوریا خطرناک
[پاسخ]
سلام
دوست عزیز این جوک گفتن و مسخره کردن یک فرهنگ در فارس زبانان هست که ریشه در ۱۰۰۰ سال سرکوب و حقارتشون داره !!! ولی الان از اون برای حمله هم استفاده می کنند، دلیل زیاد شدن جوک لری ،زیاد شدن تقاضا برای اون هست،که این به واسطه زیاد تر شدن نقش لرها در جامعه هستش، همانطور که قبلا برای ترکها و گیلان ها می ساختن و هر دو آثار مخربی داشت، دسته اول از ایرانی بودن پشیمون شدن و دسته دوم هم مشکل هویتی پیدا کردن
شاید الان این جک ها مخرب به نظر نیان ولی بزودی هر کسی که با یک لر مشکل داره از این جک ها برای ضربه زدن استفاده می کنه
[پاسخ]
نطر من اینکه هر آدامی در روز برای شادابی به جک نیاز دارد به همین دلیل این جک ها ساخته شده اما مسخره کردن آن ها اصلا کار درستی نیست
[پاسخ]
بله
[پاسخ]
چرا جک لری
من مطمئنم ، پخش یک موضوع خاص در جامعه به هیچ وجه اتفاقی نیست و حتمأ پشت پرده این موضوع مسائل بسیار نهفته است .
مطمئنأ این مسئله اگر در یک کشور اروپای غربی یا آمریکا اتفاق می افتاد مردم هیچ وقت همراهی نمی کردند ، چرا که آنجا درک مردم از مسائل اجتماعی بالاست و نژاد و رنگ به صورت بسیار زشتی که بین ما ایرانی ها وجود دارد پدیدار نیست.هر چند تأثیر دارد اما نه به این شدت.
اما مسئله توهین به قوم ایرانی لر که از سال ۸۸ رشد آن با شدتی بیشتر از غده سرطانی رشد کرد گویای یک مشکل جدی در برخورد اقوام بود به طوری که یک حرکت باعث شده این بیماره بوجود بیاید و رشدی بسیار سریع پیدا کند.
چرا در مورد اقوام کرد و بلوچ هیچ جکی وجود ندارد ؟ مگر آنان هم نژاد و ریشه لرها نیستند و مگر زندگی و زبان وریشه فرهنگ آنان با کمی تفاوت فقط به خاطر شرایط جغرافیای منطقه ای ( مانند کویر و کوهستان ) مانند هم نیست؟
پس چه موضوعی باعث رشد سرطانی توهین به قوم لر شد؟ شاید این مسئله که لرها بیش از دیگر اقوام به فارس زبانان (نه پارسها) نزدیک هستند و بیشتر با آنان مزاوجت دارند.
قبلا متأسفانه ترک و رشتی در اولویت و عرب ها در رده سوم بودند و عمومأ جک هایی که به آنان نسبت داده میشد در حول و حوش یک موضوع بود. اما امروز هر موضوع خنده داری که ربطی به فرهنگ قوم لر ندارد نیز عبارت “یک لره” اپتدای آن گذاشته میشود.بیشتر آنان حتی یک بار هم در عمر خود با یک لر مواجه نشده اند.
اما واقعیت دیگر اینست که مردم ما متأسفانه هنوز آمادگی پذیرش یک جامعه دموکراتیک را ندارن ، زیرا که متأسفانه فرهنگ احترام که یک لازمه فرهنگ دموکراتیک است در میان مردم ما وجود ندارد.
به عنوان مثال شخصی را میشناسم که ادعای مهندس بودن و مدیر بودن را با حقوقی نزدیک به ۱۲ برابر حقوق اداره کار دارد هنگام صحبت باد به غبغب می اندازد و خود را فردی روشن فکر و آگاه میداند و دیگران را از نظر فکری و خانوادگی ابله و همین شخص روزش را با یک جک لری آغاز میکن و آن هم چه بی مزه . “لره افتاد تو جوب آب رفت تو دهنش” اه اه اه
نمیدانم نظریه استفاده از لرها برای سرکوب سال ۸۸ تا چه حد صحت داشته باشد. اما مردمی که دم از حقوق بشر و دموکراسی خواهی و روشنفکری اول خاور میانه میزنند آیا هیچ در مورد معنی “حاکمیت ملی ” چیزی میدانند و اگر روزی اقلیتی از قوم لر نیز مدعی همراهی با اقلیت جدایی خواه کورد و آذری (نه اکثریت مردم با شرف و وطن پرست کورد و آذری) گردند و زاگرس را جدا بخواهند چه خواهد شد؟
و یا دگر باره روزی اهریمن قصد این خاک جاویدان کند و دلیران قوم لر اعلام کنند موضوع برایشان مهم نیست چه کسی کنار مردمی که امروز به فارسی سخن میگویند خواهد ایستاد؟ پاکستانی یا افغانی؟
[پاسخ]
چرت نوشتی بابا
[پاسخ]