دنیا وفا ندارد ای نور هر دو دیده

با بسیاری از آثار «محسن نامجو» مشکل دارم و جز سه چهار اثر، کاری از او نبوده که چند بار شنیده باشم و جز یکی نبوده است که شب رو رزوم را گرفته باشد. شاید وقتی دیگر درباره‌ی مشکلاتم با برخی از کارهای نامجو بنویسم ولی حالا می‌خواهم از آهنگی بنویسم که خیلی دوست‌اش دارم و می‌خواهم بگویم نامجو را این طوری می‌خواهم. این طوری که «نامه» را خوانده است. نوآوری‌های این طوری را دوست دارم. نامجوی زیاد فاصله گرفته با سنت و شعر فارسی را دوست ندارم،‌ نامجوی کمتر فاصله گرفته و درست فاصله گرفته را دوست دارم.

«محسن نامجو» را این طوری دوست دارم. این طوری که «نامه» را خوانده است. وقتی می‌رود سراغ ملمع‌ای از حافظ، وقتی از تلفیق سه غزل از حافظ یک غزلِ واحدِ مفهومی می‌سازد و می‌خواند، وقتی ابیات عربی را خوب می‌خواند و عربی را با زیر و زبر درست اما نه با لحن عربی بلکه مثل یک ایرانی می‌خواند. وقتی خش صدایش را می‌اندازد توی غزل و طوری می‌خواند «فراق‌اش» که مو بر بدن آدم راست می‌شود. نامجو را با این تحریرهای خوب و به‌ جایش دوست دارم که به قول استاد شجریان نه کم است نه زیاد، به جاست و مناسب است، همان قدر است که دلِ آدم بریزد.

اما ویژگی‌ «نامه» چیست؟ نخست این که نامجو از حافظ غزل ملمع خوانده است. این کمک می‌کند که مخاطبان اثر به سراغ شرح‌های حافظ بروند یا در اینترنت بگردند ترجمه‌های عربی را پیدا کنند و با ملمع‌های حافظ که شاهکارند بیشتر آشنا بشوند. (در دورترها با ترجمه بخوانید)

نکته‌ی بعدی این است که نامجو بعد از خواندن ملمع با مطلع «از خون دل نوشتم نزدیک یار نامه، اِنی رَاَیتُ دهراً مِن هِجرکَ القِیامَه»  به سراغ غزلی دیگر می‌رود که مطلع آن «دامن‌کشان همی رفت در شَربِ زر کشیده، صد ماهرو ز رشک‌اش جیب قَصَب دریده» است و از آن غزل فقط مصرع‌های دوم و زوج را از آخر به اول عزل می‌خواند که این کار هم پیام غزلِ نخست را برجسته می‌کند و هم تکرار قافیه‌ی غزل و خوانش مصر‌ع‌ها حسی مانند شنیدن مثنوی ایجاد می‌کند که هم به ریتم و هم به جذابیت شنیداری کمک می‌کند. نامجو البته «قَصَب» را «قُصَب» می‌خواند که در شرح‌ها و نیز در دهخدا ندیدم +. نکته‌ی دیگر در هم‌وزن بودن هر سه غزل است که هر سه غزل در بحر «مضارع» یعنی مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن هستند، یعنی حتا «عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید، ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی» که به عنوان ترجیع‌بند انتخاب شده است هم در این وزن است که این هم‌وزنی از جمله موارد پراهمیت کار است ولی نامجو از آغاز تا پایان تقریبا همه‌ی ابیات جز بیت ترجیع‌بند را یک جور و ثابت و در یک نت با اوج و فرود می‌خواند که شاید به دلیل تنوع شعر است که زیاد آزار دهنده نیست.

نامجو در خوانش مصرع دوم بیت «یاقوت جان فزایش از آب لطف زاده، شمشاد خوش خرامش در نازْ پروریده» را به سبک دوره‌ی قاجار به صورت «شمشاد خوش خرامش در نازُ پروریده» می‌خواند که به نظرم هنوز هم ایده‌ای جالبی است. در پایان آهنگ، صدای «دودوک» به‌ جا، تاثیرگذار و به موقع است به ویژه وقتی با فید صدای نامجو همراه می‌شود. «نامه» در «بیات اصفهان» است و خوب است که در «بیات اصفهان» است.

اینها چیزهایی بود که به نظرم رسید. ممکن شما به برخی از آنها ایراد بگیرید و سخن علمی‌تری داشته باشید. خوشحال می‌شوم در کامنت‌ها از حس‌تان و نظر کارشناسی‌تان درباره‌ی «نامه» بنویسید.

سه شنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۰
  • علی
    آبان ۱۷م, ۱۳۹۰ در ۱۶:۱۳ | #1

    اگه ملودی آخر بالابان رو زودتر شروع کرده بود بهتر بود. دقیقه ۲:۴۵ تا۵۰ یه تیکه پاساژ ارکسترال داره کلا نمی خوره با کل آهنگ اگه نبود یا جور دیگه ای بود بهتر بود. کلا خوبه ولی من کارایی مثل یک چشم و صد نم و… را خیلی بیشتر دوست دارم ولی همینم از آقای نامجوی فعلی غنیمتیه :)

    [پاسخ]

  • آبان ۱۷م, ۱۳۹۰ در ۱۹:۵۵ | #2

    مرسی از توضیحاتتون… نمی دانستم اینها را … ممنون که نوشتید…

    [پاسخ]

  • آبان ۱۷م, ۱۳۹۰ در ۲۳:۲۹ | #3

    سلام شب خوش من الان تازه الان دانلود کردم …
    اما خیلی وقت بود سر نزده بودم خیلی لحظات خوبی بود تو سایتتون…
    یا حق

    [پاسخ]

    رضا ساکی پاسخ در تاريخ آبان ۱۸م, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۲ ق.ظ:

    :)))) شاد باشید

    [پاسخ]

  • جواد
    آبان ۱۹م, ۱۳۹۰ در ۱۸:۱۲ | #4

    یکی از چیزایی که این آهنگ رو بسیار جذاب و دلنشین کرده، استفاده از سوپرانوی همراه با نت های کشیده و پایین ویولونه که حس عجیب و غریبی به آدم میده.

    [پاسخ]

  • آرش
    آبان ۱۹م, ۱۳۹۰ در ۲۱:۲۳ | #5

    دوست گرامی‌ فکر می‌‌کنم که نامجو “هجرکِ ” را به اشتباه می‌‌خواند” هجرکَ “. زیرا دوست موردِ نظر مونث است و ضمیرِ “ها” در مصرع “فی بُعدها عذابٌ، فی قُربها السلامة” این نظر را تایید می‌‌کند.

    [پاسخ]

    رضا ساکی پاسخ در تاريخ آبان ۲۰م, ۱۳۹۰ ۷:۵۴ ب.ظ:

    سلام. در چند شرح مطالعه کردم و همه هجرکَ ضبط کرده‌اند. از جمله در دیوان سنایی هم که حافظ از مطلع آن استقبال کرده است به همین صورت هجرکَ است.

    [پاسخ]

  • آبان ۲۰م, ۱۳۹۰ در ۱۸:۲۳ | #6

    سلام وقت خوش “نامه” بسیار زیبا بود و دلنشین اما دانلودش مورد رضایت خواننده اهنگ هست ؟!
    یا حق

    [پاسخ]

    رضا ساکی پاسخ در تاريخ آبان ۲۰م, ۱۳۹۰ ۷:۵۲ ب.ظ:

    سلام. گمان می‌کنم تک آهنگ‌ها برای دانلود در اینترنت هستند و اصولا اگر بشود خریداری هم کرد ما در ایران شرایط‌‌‌ خریدش را نداریم و گمان نمی‌کنم آقای نامجو هم ناراضی باشند :)

    [پاسخ]

  • علی اصلان
    دی ۱۹م, ۱۳۹۰ در ۰۲:۰۸ | #7

    ممنون از توضیحاتت. آهنگ رو برام دلنشین تر کردی

    [پاسخ]

  • مجتی خندان
    بهمن ۸م, ۱۳۹۰ در ۱۸:۵۱ | #8

    چقدر حیف شد که نامجو از ایران رفت. هر وقت صداش رو می شنوم افسوس می خورم؟
    مثلا همین کار نامه رو نمی تونست تو ایران اجرا کنه؟
    چقدر میزان تحملش کم بود.

    از نامه خوشم اومد
    کلا از آلبوم الکی خوشم اومد
    خیلی زیاد.
    مثلا حال و هوای دماونده. حتی یه کوچولو مدرن تر.

    [پاسخ]

  • خرداد ۱م, ۱۳۹۱ در ۲۳:۱۳ | #9

    خیلی پست خوبی بود
    ولی نامجو باید نامجوییسم باشه
    به قول استاد علیزاده سبک نامجو سبک خاص خودشه و همه باید به اون و زحمتاش احترام بذارند
    گاهی باید احساس به اندازه ی “رفتم سرکوجه یه پاکت سیگار بگیرم” ساده بشه.
    گاهی باید کلنل وزیری رو با مارک نافلر قاطی کنی.
    علاقه مندای موسیقی باید بتونن استاد علیزاده و سیدخلیل رو گوش بدن و باید بتونن باخ رو بفهمن پاورتی رو بفهمن. باید کلد پلی رو گوش بدن رادیو هد بشنون تا سلیقشون عوض شه. همه چیز بنیامین و ساسی مانکن نیست که .موسیقی شاید از صدای واق واق یه سگ شروع شه.
    ما نمی دانیم اسم اعظم سگ
    ما نمیفهمیم هیچ از غم سگ
    ما سگ مردمانیم که وفا می کنیم عین سگ
    ما که جهان نمی دهدمان هیچ محل سگ
    ما که پارس می کنیم
    ما که رنج میبریم
    ما که دم تکان می دهیم
    ما که هیچ میشویم
    ……………………….
    باید دونست که نامجو مطالعه ی موسیقیایی و کتابی بالایی داره.
    پس واسه درک کاراش باید موسیقی های مختلفی بشنویم تا بتونیم کارای اون یا عبدی بهروانفر رو گوش کنیم.
    …………………..
    ببخشید خلاصه یه نظر شخصی بود
    ………………

    [پاسخ]

    رضا ساکی پاسخ در تاريخ خرداد ۱م, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۲ ب.ظ:

    ممنونم از شما.

    [پاسخ]

نظر شما چیست؟

XHTML: شما می‌توانید از این برچسب‌ها استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>