آسیب‌شناسی مینی‌مالِ طنزِ معترضانه

«سید مرتضی هاشمی مدنی» به درستی در وبلاگ‌اش نوشته است: «کمترین هزینه‌ی گسترش “مینی‌مالِ طنزِ معترضانه” تقویت جنبه‌ی مبتذل زندگی روزمره و تربیت و تقویت نسل‌های خردگریز است».
مدتی است بحث بر سر موضوع‌هایی چون «رکورد وبلاگ‌نویسی»، «تاثیر مینی‌مال‌نویسی بر وبلاگستان» و «آینده‌ی وبلاگستان بعد از ظهور شبکه‌های اجتماعی» در میان وبلاگ‌نویسان داغ است و نقدها و نوشته‌های خوبی هم در این زمینه نوشته شده و می‌شود که می‌توانید آنها را در اینجا بخوانید.
اما نکته‌ای که هاشمی مدنی به آن اشاره کرده است نکته‌ی بسیار مهمی است که جا دارد کمی بیشتر واکاوی بشود. اگر «کمترین هزینه‌ی گسترش “مینی‌مالِ طنزِ معترضانه” تقویت جنبه‌ی مبتذل زندگی روزمره و تربیت و تقویت نسل‌های خردگریز است» به گمان من بیشترین هزینه‌ی آن لوث کردن نامردمی‌ها و اتفاقات ناگوار سیاسی- اجتماعی است که برخی با مینی‌مال‌های طنزِ معترضانه حتا بهتر از برخی از دوستان، قبح آن مسایل را می‌شکنند و از بین می‌برند. با هر چیزی شوخی می‌کنند و آنها را امری طبیعی جلوه می‌دهند و بعد به سادگی از آن می‌گذرند.
مسخرگی در ذات خود کار بدی نیست اما مسخره کردن همه چیز و هوچی‌گری در مسخرگی کار را به جایی می‌کشاند که مثلا قضیه‌ی شیشه‌های نوشابه تبدیل به جک و خنده می‌شود و زشتی و وحشت و بدی آن از بین می‌رود. یعنی مینی‌مالِ طنزِ معترضانه عکس عمل می‌کند، به جای این که با نوشته‌ای تلخ و گزنده قبح قضیه را حفظ کند آن را امری عادی جلوه می‌دهد.
درباره‌ی آسیب‌شناسی مینی‌مالِ طنزِ معترضانه در وب سخن زیاد است و شما آنها را نیک می‌دانید اما به برخی از آنها اشاره می‌کنم شاید عده‌ای دیگر را به کار آید.

نخستین چیزی که مینی‌مال‌نویسان طنزنویس به آن دقت نمی‌کنند آن است که طنزنویسی برای همه جا و همه وقت نیست. طنز و شوخی آنجا به کار می‌آید که نتوانی بگویی و بنویسی یا نخواهی بگویی و بنویسی. یعنی نتوانی رک و صریح بنویسی آمار ایدز در ایران بالاست و برای این که گیر نیفتی به طنز بنویسی. یا این که نخواهی رک و صریح از آمار بالای ایدز بنویسی و مثلا خانواده‌ها را نگران کنی، پس به شوخی بنویسی. جز در این دو مورد طنز نوشتن و به شوخی نوشتن چه ضرورتی دارد؟ چه ضرورتی دارد کسی که وبلاگ فیلتر شده دارد باز طنز بنویسد؟ اصلا چه ضرورتی دارد که همه مسایل را به شوخی بنویسیم؟ حتما پاسخ می‌دهید زبان و بیان طنز گیراتر و تاثیرگذارتر است، درست است، اما همیشه هم این طور نیست و گاه یک نقد جدی کارکرد بهتری از طنز دارد. پس علت توجه به شوخی در مینی‌مال اینترنتی چیست؟ جز این که شوخی کردن ساده و آسان است؟ جز این که مینی‌مالِ طنزِ معترضانه اغلب، تاکید می‌کنم اغلب خنک، بی‌مزه، عینی، بدیهی و دم‌دستی است؟ چون ساده به نظر می‌رسد همه به طرف آن می‌روند و بعد اما خرابی به بار می‌آورد.

با نگاهی اجمالی به وبلاگ‌های مینی‌مالیستی وب و محتوای مینی‌مالی شبکه‌های اجتماعی چون «فیس‌بوک» و «فرندفید» می‌توانیم مینی‌مالیسم وب را در گروه‌های زیر تقسیم‌بندی کنیم:
۱= مینی‌مالیسم و وبلاگ‌نویسی بر اساس یک گفتمان
۲- مینی‌مالیسم و وبلاگ‌نویسی بر اساس نقیضه‌سازی‌ها
۳- مینی‌مالیسم و وبلاگ‌نویسی بر اساس خاطرات واقعی یا ساختگی
۴- مینی‌مالیسم و وبلاگ‌نویسی بر اساس نوستالژی‌ها و دیالوگ فیلم‌ها و سریال‌ها
۵- مینی‌مالیسم و وبلاگ‌نویسی بر اساس روابط عاشقانه با رویکرد پنددهی
۶- مینی‌مالیسم و وبلاگ‌نویسی بر اساس روابط عاشقانه با رویکرد عبرت‌آموزی
۷- دل‌نوشته‌ها
۸- عکس نوشته‌ها

در مینی‌مالیسم وب ما با جمله‌ها سر و کار داریم، نه با پاراگراف. با حاشیه سر و کار داریم و نه با متن. در مینی‌مالیسم وب آن چه مشهود است اغلب تفنن است نه تفکر، تاکید می‌کنم اغلب، و اغلب هجو و فکاهه است و هزل و بعد طنز که کمتر طنزی وجود دارد اما هست.
چیزی که باید قبل از پرداختن به گروه‌ها و به ویژه دو گروه اول و دوم به آن اشاره کنم این است که هیچ چیز بهتر از خواندن یک نوشته‌ی خوب کوتاه نیست، نوشته‌ی کوتاهی که دنیایی حرف و نکته در خود نهفته باشد، از این دست نوشته‌ها در وب بسیار است اما باید آنها را از میان انبوهی از نوشته‌های کسالت‌بار و بدیهی پیدا کرد.
در دسته‌بندی بالا اولین گروه یعنی «مینی‌مالیسم و وبلاگ‌نویسی بر اساس یک گفتمان»  مهم‌ترین گروه در مینی‌مالیسم وب هستند که اغلب هم رویکردی طنازانه به قضایا دارند و مانند گروه دوم از پربازدیدترین وبلاگ‌ها و محتواها  در وب نیز هستند اما به دلایلی همیشه از کارکرد اصلی خود فاصله می‌گیرند و به ورطه‌ی تکرار و ابتذال می‌افتند که توضیح می‌دهم.
برخی از وبلاگ‌های مینی‌مال نوشتن مینی‌مال‌های خود را بر اساس یک گفتمان یا طرح یک نظریه‌ی ادبی، اجتماعی و یا فلسفی (کلامی) پی‌ریزی می‌کنند و بر اساس آن شروع به نوشتن می‌کنند. این وبلاگ‌ها دو رویکرد به گفتمان دارند، یا قضیه‌ای را مطرح می‌کنند و بعد آن را تبیین می‌کنند یا چیزی را رد می‌کنند و بعد نمونه‌ها و دلایلی بیشتری بر رد آن  می‌آورند. این وبلاگ‌ها یک یا چند نویسنده دارند که اغلب بر بحث مسلط هستند و گاه از روزنامه‌نگاران و وب‌نویسان شناخته شده هم هستند اما به دلایلی کارشان به انجام نمی‌رسد، اول به دلیل این که دیگرانی که با بحث بیگانه هستند در کار آنها ورود می‌کنند و کار را به نوعی خراب می‌کنند و پست‌های مشابه می‌زنند دوم این که دوستان فکر می‌کنند حتما باید در این گفتمان، پست روزانه داشته باشند و یا تعداد پست‌هایشان مثلا به هزار برسد که این کار باعث می‌شود محتوا به سمت شوخی‌های خنک و نوشته‌های بی‌رمق کشیده بود و در نهایت پارادایمی از تفکرات چند نویسنده به دست نیاید و یا همه‌ی آن نوشته‌ها برای یک کار پژوهشی طنز یا جامعه نشاختی به درد نخورد و کار از یک بحث به یک بازی تبدیل بشود.
نکته‌ی اصلی در به ابتذال کشیده شدن مینی‌مالِ طنزِ معترضانه، فراوانی آنها و البته حلقه‌ی بسته و محدود مخاطب‌های آنهاست. مینی‌مالِ طنزِ معترضانه در «گودر» یا شبکه‌های اجتماعی دیگر مخاطب لایک بزن خودش را دارد و بیشتر اوقات بر اساس ذائقه‌ی گروه‌های دوستی نوشته می‌شود که این توجه به لایک مینی‌مالِ طنزِ معترضانه را به سوی ساده‌انگاری، بی‌توجهی و سطحی بودن سوق داده است به طوری که گاه مثلا جمله‌ی : «پاییز دل تنگ است اما باران ندارد و من بنزین ندارم» در «لایک‌خور» همه‌ی عناوین برتر را کسب می‌کند و تعدد  لایک‌اش سر به فلک می‌کشد.
در واقع مینی‌مالِ طنزِ معترضانه اغلب خوراک برای خودی است نه برای مخاطب غیرخودی،‌ یعنی در وبلاگ نوشته می‌شود، اما برای هم‌خوان شدن در «گودر»، میان رفقا، نه برای وب‌نوردان و وب‌خوانان غیر گودری.
این گونه می‌شود که در کار گروه دوم یعنی «مینی‌مالیسم و وبلاگ‌نویسی بر اساس نقیضه‌سازی» که آثار خوبی به چشم می‌خورد باز کار به حاشیه کشیده شود چون نقیضه‌سازی سواد می‌خواهد، قاجاری نوشتن سواد می‌خواهد، ملمع کردن ابیات سواد می‌خواهد، با یک مصرع از سعدی و یک مصرع از خود آدم بیت ساختن آشنایی با وزن می‌خواهد. نقیضه‌سازی فقط این نیست که بنویسیم «در زندگی زخم‌هایی هست» و بعد هر چه دل‌مان خواست به آن اضافه کنیم، نقیضه  سازی روش دارد که برخی بلدند و آثاری خوبی می‌نویسند و برخی خراب‌اش می‌کنند.

اما چند نکته برای پایان بحث و بهره‌ی اموات. به گمان من بهترین کوتاه‌نوشته‌هایی که گروهبان دوم «غلام‌علی» هم‌خوان می‌کند آنهایی است که وب‌نویسان با سابقه‌ی کار ماکسیمال نوشته‌اند. بهترین مینی‌مال‌ها آنهایی هستند که حرفی برای گفتن داشته‌اند و از ایجاز برای بیان آن استفاده کرده‌اند، نه این که از ایجاز برای حرف زدن استفاده کرده باشند. کوتاه گفتن همیشه دلیل بر سواد و دغدغه نیست، گاهی کسی چون نمی‌تواند مفصل و دقیق و علمی سخن بگوید راه را در کوتاهی می‌یابد.
در باب این که مینی‌مال‌های طنزِ معترضانه آیا واقعا طنز هستند یا خیر، موارد و مثال‌هایی هست که از بیان آنها خودداری می‌کنم، اما کوتاه عرض می‌کنم که در دسته‌بندی آنها زیر عناوین اصلی شوخ‌طبعی یعنی طنز و هجو و هزل و فکاهه باید گفت اغلب هجو هستند و در موارد دیگر سهم فکاهه، هزل و طنز بیشتر است.

پی‌نوشت: امیدوارم دوستانی که از من صلاحیت بیشتری در باب ورود به این بحث دارند دست به کیبورد ببرند. سپاس‌گزارم اگر کاستی‌های متن را نیز گوشزد کنید.

سه شنبه, ۱۳ مهر ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳م, ۱۳۸۹ در ۲۱:۲۰ | #1

    سلام.
    وقتی داشتم به آخر متن می رسیدم دلم می‌خواست بیشتر ادامه پیدا می‌کرد و بیشتر می خوندم.کاش کسانی مثل شما که نقد و نظری در مورد مینی‌مال دارند بنویسیند، اینجوری مینیمال به عنوان بخشی از وبلاگستان فارسی می‌تونه بهتر بشه. امیدوارم از این به بعد بیشتر در مورد مینیمال نوشته بشه.

    [پاسخ]

    رضا ساکی پاسخ در تاريخ مهر ۱۳م, ۱۳۸۹ ۹:۲۴ ب.ظ:

    ان شا الله فرصت و فضا ایجاد بشود تکمیل‌اش می‌کنم. سپاس از شما.

    [پاسخ]

  • مهر ۱۳م, ۱۳۸۹ در ۲۱:۵۴ | #2

    به نظرم به یک نکته اشاره نکردید، اونم اینه که عده ای از ترس نخونده شدن یا کمتر خونده شدن نوشته های بلند رو به مینیمالیسم آوردن. منظورم اینه که باید فکری هم به حال سلیقه ی مخاطب کرد.

    [پاسخ]

  • مهر ۱۴م, ۱۳۸۹ در ۰۵:۰۵ | #3

    آوردن «گفتمان» برای دسته اول با توجه به تعریفی که از گفتمان وجود دارد چندان مناسب نیست.
    نقد به جایی بود. ولی به نظر من بیش از حد به طنز نگاه ابزاری و کارکردی داشته‌‌اید خیلی از مینمالیست‌ها به طنزها و هجوهای مینی‌مال به عنوان ابزار نگاه نمی‌کنند بلکه نوعی دیدن معوج جهان است که در نقد نوشته شده در وبلاگ کلمه به آن اشاره شده بود.

    [پاسخ]

    رضا ساکی پاسخ در تاريخ مهر ۱۴م, ۱۳۸۹ ۶:۴۳ ق.ظ:

    ممنون که خواندید و تذکر دادید.

    [پاسخ]

  • مهر ۱۴م, ۱۳۸۹ در ۱۰:۰۴ | #4

    من این نقد رو پسندیدم. به دلیل درست بودنش و منصفانه نوشتنتان. اینکه از کلمات “گاهی” و “اغلب” بهره گرفته‌اید؛ تا اصطلاحاً همه‌ به یک چوب رانده نشوند نشانه‌ی انصافتان است. دسته‌بندی‌ای که از مینیمال هم داشتید برایم جالب توجه بود.

    [پاسخ]

  • محمد
    مهر ۱۴م, ۱۳۸۹ در ۱۶:۲۱ | #5

    آقای پاسکال آخر یکی از نامه‌هاش می‌نویسه:
    I have only made this letter longer because I have not the time to make it shorter
    همین؛
    مینیمال نویسی همیشه آسون‌تر از بلند نویسی نیست

    [پاسخ]

  • مهر ۱۴م, ۱۳۸۹ در ۲۲:۴۰ | #6

    نفهمیدم این سید مدنی چی می‌خواستن بگن دقیقن؟! چون مینی‌مال براساس نیاز مخاطب امروز و کم‌حوصلگی‌اش به‌جود آمده که بر پایه‌ی غافلگیری نیز نوشته می‌شود و کارهایی خوب در این زمنیه چه در قالب کتاب چه در قابل نت منتشر شده و در مورد نوشته‌ی تو… حوصله ندارم وگرنه منم یه جوابیه برای همه‌تون می‌نوشتم! :)

    [پاسخ]

نظر شما چیست؟

XHTML: شما می‌توانید از این برچسب‌ها استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>