غلطهای زبانی گزارشگران ورزشی
اگر صداوسیما را سرزمین پادشاهی غلطهای زبانی، دستوری و نگارشی بدانیم بدون شک گزارشگران ورزشی پادشاهان این سرزمیناند.
ما به عنوان مخاطبان برنامههای ورزشی سالهاست که به این غلط حرف زدنها عادت کردهایم، به طوری که اگر گزارشگری در رسانه ملی ظهور کند که فارسی شسته رفته و درستی حرف بزند و با همان شسته رفتگی و درستی مسابقههای ورزشی به ویژه فوتبال را گزارش کند، با اطمینان می توان گفت موفق نخواهد بود؛ چرا که گزارشگر ورزشی خوب ، گزارشگری است که بیشتر از ترکیبات من درآوردی استفاده کرده و غلطتر حرف بزند و فارسی را دری وری صحبت کند.
فکر کنید یک گزارشگر ورزشی هنگام گزارش نگوید: میریم که داشته باشیم، برانکو نتونست خودشو پیروز ببینه، دروازه میرفت که باز بشه، صدای شما رو ندارم و… البته بحث این نوشته صحبت در مورد این اشتباهات زبانی نیست، چرا که شکر خدا آن قدر این غلطها زیادند که میتوانند به عنوان پژوهش در رشته کارشناسی ارشد زبان فارسی و زبان شناسی مورد بررسی قرار بگیرند. به جرات میتوان گفت در یک گزارش ورزشی فوتبال و در طول ۹۰دقیقه گزارش نمی توان ۵ دقیقه دیالوگ درست و حرف بدون اشتباه پیدا کرد.
اما در کنار این مشکل عمده، یک ایراد اساسی در کار گزارشگران ورزشی سازمان صداوسیما وجود دارد و آن مساله صداست. متاسفانه امروز تعداد گزارشگران خوش صدا در سازمان اندک شده است و در کنار این عده محدود، صداهای ناهنجاری هستند که گاهی به دلیل این که توانستهاند بامخاطب ارتباط برقرار کنند، قابل تحمل شدهاند وگرنه صدایشان در حد پایین استانداردهای لازم هم نیست. گویی برای مسوولان سازمان داشتن اطلاعات ورزشی شرط لازم و کافی برای گزارشگر شدن است و اصلا برای انتخاب و تربیت افراد به جنس صدای آنها توجه نمی شود.
این که یک گزارشگر ورزشی فقط آماری در مورد اجداد پدری و مادری یک فوتبالیست داشته باشد، کافی است و اصلا فن بیان یا این که در طول گزارش چند بار آب دهان گزارشگر بپرد توی گلویش در درجه چندم اهمیت قرار دارد؛ البته شاید این جنس صدای بد در گزارش تلویزیونی زیاد باعث اذیت و آزار نشود، چرا که به هر حال جذابیت تصویر و حساسیت بازی در واقع در برخی لحظات باعث شود که مخاطب اصلا صدای گزارشگر را درک و به آن توجهی نکند؛ اما در رادیو جنبه صدای خوب گزارشگر ورزشی و طرز بیان درست او و رعایت کردن اصول ایجاد لحن در گفتار میتواند باعث شود مخاطب رادیویی با طیب خاطر، شنونده گزارش ورزشی باشد.
متاسفانه امروز در رادیو و در میان گزارشگران ورزشی نسل جدید و تازه کار کمتر صدای خوب یافت میشود و کمتر اتفاق میافتد آدم خوش صدایی از بد یا خوب حادثه گزارشگر ورزشی شده باشد. در گزارش ورزشی رادیویی آنچه بیشتر از هر چیز مخاطب را آزار می دهد، صدای نابهنجار گزارشگر و عدم تسلط وی بر بازی و خورده شدن کلمات و ریتم یکسان کلام است و وای به حال مخاطبی که به خاطر دسترسی نداشتن به تلویزیون مجبور باشد از رادیو یک مسابقه ورزشی را بشنود. البته منظور از صدای خوب حتما صدایی بینظیر و ماندگار نیست ، بلکه منظور صدایی گرم است که دست کم کمی از استانداردهای یک صدای خوب را داشته باشد. در حال حاضر گزارشگرانی در رادیو وجود دارند که اصلا دستگاه آوایی آنان از جمله لبها و دندانها اصلا مناسب ادای صحیح صامت و مصوتها نیست و این گزارشگران در طول گزارش بازی آن قدر تپق میزنند که اعصاب مخاطب را به هم میریزند. به نظر میرسد اگر در گزینش و انتخاب گزارشگران ورزشی به جنس صدا توجه شود تا اطلاعات وآگاهی آنان، نتیجه بهتری به دست آید، چون اطلاعات و آگاهی به مرور زمان و با مطالعه به دست میآید، اما استعداد ذاتی و صدای دلنشین اکتسابی نیست!


